به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در آینده شاید گاز طبیعی مهمترین بخش در اقتصاد ما باشد. تلاش ها برای نزدیک شدن به توافقی جامع با گروه پنج به علاوه یک ادامه دارد و اکنون زمان آن رسیده که هم دولت و هم بخش خصوصی برنامه ریزی های دقیقتری انجام دهند تا زیرساخت های صنعت گاز کشور توسعه یابد و ما بتوانیم به بهترین نحو از بازارهای جدیدی که در دسترس ما خواهد بود استفاده کنیم. بیشتر بحث هایی که در اینجا و دیگر رسانه ها درباره خطوط لوله گاز طبیعی و ظرفیت های این حوزه مطرح شده در رابطه با صادرات گاز به اروپا بوده است. در ماه های اخیر هم با بروز تنش میان اوکراین و روسیه بحث ها در خصوص عرضه گاز به اروپا شدت گرفته است. البته قابل انکار نیست که چشم انداز افزایش عرضه گاز طبیعی به اروپا بسیار جذاب است، ولی باید توجه داشت که آشوب های کنونی ممکن است چالش های خط لوله ایران – عراق – سوریه را دو چندان کند و امکان بهره برداری میان مدت  از این خطوط را عملا ناممکن سازد. با توجه به مشکلات جاری در رابطه با صادرات گاز به اروپا، اکنون زمان آن است که توجه بیشتری به فرصت های موجود در آسیا داشته باشیم. خط لوله ایران – پاکستان یک راه ممکن برای دستیابی به بازارهای آسیایی است. یک گزینه دیگر نیز ساخت یک خط لوله زیردریابی به هند است.

 تاجران Taajeraan - خط لوله مستقیم  انتفال گاز به هند

خط لوله ایران – پاکستان

برای ساخت خط لوله انتقال گاز طبیعی از ایران به پاکستان یک توافق اولیه در سال 1995 به امضا رسید و در سال 99 هم ضمیمه ای به توافقنامه اضافه شد تا خط لوله تا هند امتداد یابد. قسمت ایران این خط لوله به پایان رسیده و خط لوله از عسلویه به ایرانشهر و از آنجا تا مرز پاکستان کشیده شده است. اما ساخت قسمت پاکستان خط لوله بر اساس پیشبینی ها جلو نرفته و دشواری های بوجه و نیز نگرانی های مربوط به تحریم ها، آینده خط لوله را در هاله ابهام قرار داده است. پیشتر مقام های کشور پیشنهاد داده بودند که 500 میلیون دلار به صورت اعتبار در اختیار پاکستان قرار گیرد تا نیازهای مالی برای مهندسی و ساخت پروژه تامین شود، ولی سال گذشته ایران از ارائه این اعتبار منصرف شد. در مذاکرت اخیر پاکستان از ایران خواسته است تا شرایط قرارداد تغییر کند و آن کشور بتواند در زمانی طولانی تر و بدون پرداخت جریمه ساخت و ساز خط لوله را به پایان رساند. اما ایران این تقاضا را نپذیرفته که این امر هم باعث بروز چالش دیگری در این پروژه است.

از سوی دیگر با پیشرفت گفتگوهای پنج به علاوه یک، پاکستانی ها امیدوارند تا شاید بتوانند از کشور و یا نهاد ثالثی کمک مالی دریافت کنند و بتواند ساخت خط لوله را در زمان تعیین شده به پایان رساند. اما حتی اگر پاکستان بتواند هزینه های لازم را تامین کند، هنوز دو سوال درباره علمکرد و بازده پروژه ( در شکل فعلی اش) و ظرفیت پروژه برای پاسخگویی به عرضه گاز کشور وجود دارد. اول اینکه تا چه میزان پاکستان به عنوان یک کشور ترانزیت قابل اتکا است؟ و در ضمن تا چه میزان این کشور به عنوان مصرف کننده گاز طبیعی قابل اتکاست؟

خط لوله ایران – پاکستان در شکل کنونی اش از مناطق ناهموار و دورافتاده بلوچستان پاکستان می گذرد. طی نیم قرن گذشته گروه های قبیله ای در این مناطق حملات زیادی علیه دولت مرکزی پاکستان داشته اند. از جمله تاکتیک هایی که این گروه ها استفاده می کنند می توان به انفجار خطوط لوله گاز و ربایش کارکنان فنی و خدماتی شرکت ها اشاره کرد. متاسفانه چنین محیطی برای یک پروژه مهم اقتصادی مناسب نیست.

در ضمن پاکستان مصرف کننده قابل اتکایی هم برای گاز طبیعی ما نیست. البته این کشور از منابع انرژی بی بهره است و قطعا می تواند از منابع گاز بهره ببرد، ولی مسئله اینست که پاکستان از ثبات اقتصادی لازم برخوردار نیست. در ضمن به حامل های انرژی در پاکستان یارانه تعلق می گیرد که این امر هم به اصراف و بازده پائین مصرف انرژِی می انجامد. این وضعیت چشم انداز مثبتی را برای بازار گاز طبیعی پاکستان ترسیم نمی کنید، زیرا به هر حال سیاست های اقتصادی غلط اسلام آباد است که به استفاده نامناسب انرژی و وخامت وضعیت اقتصادی این کشور انجامیده و از همین رو نمی توان انتظار داشت که عرضه بیشتر گاز یارانه ای به بهبود این وضعیت کمک کند.
با توجه به این شرایط می توان گفت که پاکستان برای دریافت بوجه به منظور تکمیل پروژه خط لوله با مشکل روبروست و به نظر نمی رسد که کشور و یا نهاد ثالثی که به مصالح اقتصادی خود فکر می کند به دولت اسلام آباد کمک مالی کند ( مگر آنکه پاکستان بتواند نحوه بازپس دادن کمک را به خوبی روشن کرده و تضمین کند). در واقع دریافت چنین کمک های مالی مستلزم تغییرات اساسی سیاسی و اقتصادی است و به طور تاریخی پاکستان نشان داده که اراده ای برای اجرای این تغییرات ندارد. ما باید نگاهی واقعگرایانه به چشم اندازهای اقتصادی پاکستان داشته باشیم و تصمیمات معقولی اتخاذ کنیم. در این راستا انصراف مقام های کشور از اعطای 500 میلیون دلار اعتبار تصمیم معقولی بود. با توجه به اینکه ما ساخت و ساز خط لوله را تا مرز پاکستان به پایان رسانده ایم، باید آماده باشیم تا زمانی که آن کشور خط لوله را در داخل خاک خود به پایان رساند به آن کشور گاز بفروشیم. در ضمن صادرات گاز باید تنها در صورتی تضمین شود که پاکستان بتواند به طور واقعبینانه و به موقع پرداخت پول گاز صادرتی را تضمین کند.

طرحی نو برای تاسیس خط لوله مستقیم زیر دریایی ایران و هند

در درازمدت احتمالا هند ( نسبت به پاکستان) بازار مهمتری برای صادرات گاز طبیعی خواهد بود. اما بر اساس طرح موجود، گاز صادراتی ما به هند باید از پاکستان گذر کند و این کشور حق ترانزیت هم دریافت خواهد کرد. اما بر اساس طرحی متفاوت می توان به جای گذر از پاکستان، یک خط لوله زیر دریایی تاسیس کرد و گاز را از پسابندر در خلیج گواتر به خلیج کوچ در هند رساند. البته ساخت این خط زیر دریایی هزینه بیشتری در بر خواهد داشت ولی دیگر هزینه ترانزیت پرداخت نخواهیم کرد و با مشکلات امنیتی در خاک پاکستان روبرو نخواهیم شد.

 چشم انداز بازار گاز طبیعی هند برای ما بهتر از پاکستان است. یک خط لوله زیردریایی که به طور مستقیم به هند کشیده شود تقریبا 850 کیلومتر طول خواهد داشت و از لحاظ فنی هم دشوارتر از بخش زیرآب خط لوله ایران – عراق – سوریه نخواهد بود. این خط لوله با دور زدن پاکستان و دوری از چالش های موجود در داخل خاک این کشور، ما را به طور مستقیم به یک بازار بزرگ و قابل اعتماد غیر اروپایی متصل خواهد کرد. البته هر چند این خط لوله مشکلات امنیتی و چالش های مالی درازمدت کمتری دارد، ولی متاسفانه پیگیری این پروژه خارج از توان فنی کنونی ماست. از همین رو عملی شدن این طرح مستلزم کمک های فنی خارجی است که تنها در صورت رفع موفقیت آمیز تحریم ها قابل حصول خواهد بود.

فروش گاز طبیعی هم به پاکستان و هم به هند گزینه خوبی است و با تنوع سازی بازارهای گاز طبیعی همخوانی دارد. اما باید محتاطانه عمل کنیم و بیش از حد به پاکستان وابسته نشویم. در این میان هند گزینه بهتر و کم ریسک تری است. اما مثل بسیاری از گزینه های موجود برای توسعه اقتصادی، خط لوله مستقیم به هند نیز نیازمند همراهی بیشتر ایران با اقتصاد جهانی و دستیابی به فن آوری های به روز است. این امر در جای جای اقتصاد کشور دیده می شود: همراهی بیشتر ایران با اقتصاد جهان به توسعه بیشتر و افزایش ظرفیت های اقتصادی کشور می انجامد. اجرای پروژه هایی که ارزش افزوده بالایی داشته باشند تنها در صورتی عملی خواهند شد که ما کاملا با اقتصاد جهانی همراه شویم و به بازارهای بین المللی دسترسی داشته باشیم. در مقابل اقتصاد بسته باعث می شود که ما تنها به فروش کالاهای اساسی و تولیداتی با ارزش افزوده پائین محدود شویم. واضح است که افزایش ارتباط وهمراهی با اقتصاد بین الملل گزینه ای به مراتب بهتری است و البته اتخاذ این گزینه قبل از هر چیز مستلزم حل مسئله تحریم ها و آغاز دوران پساتحریم است.

خطوط انتقال گاز طبیعی و چالش صادرات ایران

سالانه 10 میلیارد دلار ضرر عدم مشارکت در پروژه های انتقال نفت و گاز

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: