به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

برای سال ها ما در سودای آینده ای طلایی بوده ایم و به رغم این امر، اکنون در شرایط اقتصادی ناگواری به سر می بریم. ما سالیان درازی است که می بینیم بهترین استعدادهای این مرز و بوم برای یافتن فرصت های بهتر کشور را ترک می کنند. تحریم های بین المللی هم ضربه سنگینی به اقتصاد زده و معاش روزمره را برای مردم دشوار کرده است. مشکل بی کاری نیز همچنان ادامه دارد. اما به رغم همه این مشکلات می توان به رونق و شکوفایی اقتصادی بازگشت. ما باید متوجه باشیم که باور و اعتقاد امروز ما سرمنشاء دستاوردهای فردایمان خواهد بود.

نرخ بیکاری

طی چند دهه گذشته توسعه اقتصاد کشور باعث شده فارغ التحصیل های دانشگاه ها و نیروی کار جوان به حاشیه رانده شوند. در واقع شکافی میان نیازهای عملی اشتغال و تحصیلات دانشگاهی بروز کرده است و بسیاری از فرصت های شغلی مستلزم دانش و مهارت هایی نیست که در دانشگاه ها تدریس می شود.

 متاسفانه ما به عنوان مدیران شرکت ها، کارآفرینان و صاحبان صنایع در یافتن افراد مناسب برای موقعیت های شغلی با مشکل روبرو هستیم و این در حالی است که جوانان ما نیز نمی توانند از مدارک تحصیلی و آموزش های آکادمیک خود استفاده لازم را ببرند. نرخ بیکاری در کشور همچنان در سطح نگران کننده ای است و طی شش سال گذشته بالای 10 درصد بوده است. این در حالی است که چشم انداز ایجاد فرصت های شغلی برای دانشجویان تیره تر می باشد. در نیمه دوم سال 92 نیروی کار جوان ( بین 15 تا 30 سال ) برای یافتن کار با دشواری بسیار بیشتری نسبت به افراد مسن تر روبرو بود. نرخ بیکاری این گروه به سطح 20 درصد رسیده و در گروه سنی 20 تا 24 سال این نرخ سال گذشته از 25 درصد هم فراتر رفت. این وضعیت نمونه روشنی از کل سال مالی گذشته است. متاسفانه این نرخ نشان می دهد که عملکرد امروز ما پاسخگوی نیازهای فردای کشور نیست و روند کنونی نه به صلاح آینده کسب و کار بوده و نه به صلاح آینده کشور و انقلاب.

در سال های اخیر ما شاهد تاثیر شدید تحریم های بین المللی بر اقتصاد و نیروی کار جوان کشور بوده ایم. کشور ما از فرار مغزها رنج می برد و درصد بالایی از جوانان تحصیل کرده به سرعت از گردونه اقتصاد و تولید کشور خارج می شوند. تنها طی دو سال اخیر، 24,3 درصد از جوانان کشور بی کار بوده اند و این در شرایطی بوده که 10,3 درصد کل نیروی کار کشور با مشکل بیکاری روبرو بوده است. در واقع به جوانترین بخش نیروی کار کشور ( در مقایسه با دیگر گروه های سنی ) بیشتر اجحاف صورت گرفته و این جوانان باید تلاش مضاعفی داشته باشند تا زندگی آبرومندانه ای را برای خود و خانواده اشان سامان دهند. در ضمن فاکتورهای دیگری هم هست که حل مشکل را دشوار تر می کند. ادامه تحریم های بین المللی از یک سو و وابستگی بیش از حد اقتصاد کشور به نفت از دیگر سو، آسیب پذیری ما را بالا می برد و امکان خروج از این وضعیت را دشوار تر می کند.  

برای ایجاد فرصت های شغلی جدید و تامین نیاز نیروی کار جوان، ما باید به طور جامعی در حوزه های مختلف بر توسعه بخش خصوصی و افزایش سرمایه گذاری خارجی تاکید داشته باشیم و در ضمن تمامی تلاش ها را برای کاهش تحریم های بین المللی انجام دهیم. با تشویق سرمایه گذاری شرکت های خارجی در کشور، ما شرایطی ایجاد خواهیم کرد تا تولید را بالا ببریم و به توسعه تکنولوژی بپردازیم. این تلاش ها به افزایش درآمدهای کشور و کاهش مشکل اشتغال خواهد انجامید. تحلیل ها حاکی از آنست که از دهه نود به این سو صادرات کالاهای ایرانی به کشورهای پر درآمد ( همان کشورهایی که احتمالا بیشتر وارد سرمایه گذاری خارجی می شوند) به شدت کاهش یافته است. هم صادرات و هم سرمایه گذاری خارجی برای رشد اقتصادی ضروری است و شاخص ها نشان می دهد که تلاش ها به منظور ایجاد شرایط اقتصادی مناسب و جذاب برای جوانانی که تازه وارد بازار کار می شوند و نیز برای نهادهایی که این جوانان را استخدام می کنند کافی نبوده است. سرمایه گذاری شرکت های خارجی به ما کمک خواهد کرد تا صنعت کشاورزی را به روز کنیم، اقتصاد را توسعه دهیم، توان فنی کشور را با ثبات تر و قابل اتکا تر کنیم و نیز فرصت های گسترده شغلی ایجاد نمائیم تا هم نیروی کار جوان و هم نیروی کار با سابقه را اغنا کند. ما قطعا در آستانه یک رشد اقتصادی قرار داریم، اما باید توجه داشت که تا زمانی که معضل بیکاری در شکل کنونی اش ادامه داشته باشد و تحریم ها پا برجا باشد، این رشد قابل حصول نخواهد بود. در واقع پیش از آنکه ما پیشرفتی حاصل کنیم، فساد و ناتوانی حرفه ای و مدیریتی و نیز ادامه روش های ناکارآمد گذشته باید مورد اصلاح قرار گیرد.

ما علاوه بر اینکه باید سرمایه گذاران را قانع کنیم که کشور از ظرفیت های رشد برخوردار است، در ضمن باید به آنها نشان دهیم که از نیروی تحصیل کرده و تعلیم دیده نیز برخورداریم و این نیروها می توانند از عهده رشد اقتصادی کشور و رقابت در سطح بین الملل برآیند. نباید تسلیم شرایط شد و منفعلانه شاهد آن بود که نرخ بالای بیکاری به فرار استعدادها و نیروی کار کشور بیانجامد و نباید گذاشت که وابستگی بیش از حد به نفت، حال و آینده اقتصادی کشور را تعریف کند. در حالی که اقتصاد کشور رشد می کند و حوزه های مختلف تکثر می یابد و در شرایطی که نسل جوان وارد بازار کار می شود، ما باید محیط مساعدی ایجاد کنیم که در آن موفقیت نه تنها یک احتمال، بلکه واقعیتی دست یافتنی باشد. با توجه به این امر، ما باید به عنوان صاحبان صنایع و شرکت ها و مدیران و کارفرمایان، جوانان را تشویق کنیم که بیش از پیش خود را وقف آینده کشور سازند و از تاثیر مخرب تحریم های بین المللی و فرار مغزها بکاهند. اقتصاددان ها می گویند اگر چهار و نیم میلیون دانشجوی ایرانی وارد بازار کار شوند می توان با تلفیقی از رشد بالا و انعطاف پذیر کردن پیشنیازها برای اشتغال، به طور بالقوه نرخ بی کاری را به حدود 9 درصد رساند.  

برنامه های دولتی هم می تواند به تسریع این روند کمک کند. تجربه برخی از اقتصادهای در حال توسعه نشان می دهد که کمک ها و مشوق های دولتی از شرکت ها و کسب و کارهای خصوصی، تخفیف های مالیاتی برای کارآفرینان و نیز افزایش حقوق دانشجویانی که وارد بازار کار می شوند نتایج مثبتی در افزایش فرصت های شغلی داشته و نیروی کار جوان را تشویق کرده تا با جدیت بیشتری جذب کار شوند و در کار باقی بمانند. اینگونه برنامه ها به اقتصاد بسیاری از کشورهای در حال توسعه کمک کرده است. فرصت های شغلی متنوع جوانان را تشویق خواهد کرد که در کشور بمانند. این وضعیت به توسعه بخش خصوصی نیز کمک خواهد کرد و در پی آن شرکت های خارجی را به سرمایه گذاری در کشور تشویق خواهد نمود. این تغییر به طور مستقیم بر سطح زندگی همه مردم تاثیر خواهد گذاشت. اگر ما روی نیروی کار و رهبری آینده کشور سرمایه گذاری کنیم، تلاش هایمان هم در کوتاه مدت و هم درازمدت جواب خواهد داد.     

بر این اساس ضروری است که کسانی را که مانع از رشد اقتصادی کشورند و عملا به اقتصاد کشور آسیب می رسانند به چالش کشید. ما باید از عقلانیت و امید به رشد و شکوفایی اقتصادی کشور حمایت کنیم و تلاش کنیم تا تحریم هایی که اقتصاد را فلج کرده و ظرفیت های اقتصادی کشور را نابود ساخته کاهش دهیم. بسیاری از جوانان در مقاطع مختلف دانشگاهی ( کارشناسی و یا بالاتر) کشور را ترک  می کنند زیرا امیدوارند که در دانشگاه های خارجی شرایط بهتری برای موفقیتشان در انتظارشان باشد. دلیل عمده ای که ما از فرصت های موجود در دانشگاه های خارجی بی بهره ایم فشار اقتصادی است که در پی تحریم ها حاصل شده است. با توجه به مشکلات اقتصادی، دولت هم ناچار است درآمدهایش را تنها صرف حوزه هایی همچون مصارف نظامی کند که از نظر دولت ضروری است. به همین علت است که انرژی و منابع مالی لازم صرف توان آموزشی در داخل کشور نشده است.       

عدم توان آموزشی در داخل کشور باعث می شود که خیل عظیمی از دانشجویان به دنبال تحصیل در دیگر کشورها باشند. فرار مغزها همراه با چالش های موجود در سیستم آموزشی کشور به بیکاری دامن می زند زیرا در بسیاری از موارد تحصیلات در دانشگاه های خارجی در تخصص هایی است که مابه ازایی در بازار کار ایران ندارند. از دیگر سو کسانی هم که در داخل ادامه تحصیل می دهند از آموزش ها و مهارت های مدرن برخوردار نیستند و از پیشنیازهای لازم برای ورود به بازار کار پویا و در حال تغییر امروزی بی بهره اند. این امر شکاف بزرگی میان سطح تخصص و فرصت های شغلی موجود می انجامد. تحریم ها هم باعث عمیق تر شدن این شکاف شده است.   

ما باید به فارغ التحصیلان دانشگاه ها تاکید کنیم که آینده ایران در دستان توانای آنان است. مردم باید متوجه باشند که سرمایه های اصلی کشور و اقتصاد ایران هستند. ما باید به برنامه ها و تلاش های دکتر روحانی و بانک مرکزی باور داشته باشیم و آماده باشیم تا به حرف های دلسوزان کشور و مردم گوش دهیم. با امیدی که مذاکرات اتمی در پی داشته، اقتصاد ما آماده پیشرفت و موفقیت است. ما آماده ایم تا از بند تحریم ها آزاد شویم و فرصت های شغلی برای نیروی جوان کشور ایجاد کنیم و موفقیت کشور را رقم زنیم. همه با هم، به عنوان یک کشور و ملت، می توانیم وضع کنونی را بهبود بخشیم و آینده ای درخشان برای ایران عزیز به ارمغان آوریم.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: