به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

 در نوشتار "در حاشیه خبرها" و در مقالۀ مربوط به کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم، بحث های اصلی توماس پیکتی را مورد بررسی قرار دادیم. بر اساس استدلال پیکتی، نابرابری اقتصادی زمانی رخ می دهد که سوددهی سرمایه به طور مداومی از سوددهی کار و دستمزدها بیشتر باشد. ما به تفضیل به رابطۀ پدیدۀ فوق الذکر و نابرابری اجتماعی و اقتصادی پرداخته ایم ولی هنوز یک سوال باقی می مانده: چرا سوددهی سرمایه از سوددهی کار پیشی می گیرد و چرا و چطور این پدیده به طور مداوم طی 200 سال گذشته قابل پیش بینی بوده؟ هر چند عنوان کتاب پیکتی یادآور کتاب کارل مارکس است ولی برای پاسخ دادن به پرسش های فوق لازم نیست به مارکس رجوع کنیم. در واقع جواب این سوال ها را می توان در آثار اقتصاددانان کلاسیک همچون آدام اسمیت و دیوید ریکاردو پیدا کرد. آثار این متفکران همواره از سوی مدافعان بازار آزاد مورد استفاده قرار گرفته ولی باید توجه داشت که چالش های بازار آزاد نیز از نظر این اقتصاددانان دور نمانده است.

وبسایت تاجران

آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل استدلال می کند که بازرگانان برای حداکثر کردن سود خود، همواره در پی دستمزدها و قیمت های ثابت هستند و به همین علت بازار آزاد به سمت انحصار می رود. بعدها دیگر اقتصاددان ها استدلال کردند که دست نامرئی بازار که آدام اسمیت از آن یاد می کند تنها در یک دنیای ایدآل ممکن است، دنیایی که اطلاعات و قیمت ها و مکانیزم های بازار کاملاً شفاف باشد که البته این شرایط در دنیای واقعی تحقق پذیر نیست. در دنیای واقعی زد و بندها شکل می گیرد، افراد از جهت فیزیکی و ذهنی با هم برابر نیستند، تفاوت سطح آموزش وجود دارد، فاکتورهای جغرافیایی تاثیر گذار می شوند و شانس هم نقش مهمی بازی می کند. در عمل قدرت و نفوذ به یک نقطه گرانش پیدا می کند و این امر شرایط نابرابری ایجاد خواهد کرد. دیوید ریکاردو معتقد بود که همین نیروهای نابرابر بازار ( البته ذاتی طبیعت آدمی نیز هستند) باعث می شود روند رقابت، کارفرمایان را مجبور کند تا دستمزدها را از حداقل بالاتر نبرند. این چیزی است که ریکاردو از آن به قانون آهنین دستمزدها یاد می کرد. در محیطی همراه با رقابت، جایی که صاحبان سرمایه همواره در پی افزایش سود خود هستند، این افزایش سود تا حدی با فشار بر روی دستمزدها حاصل می شود. در نبود اتحادیه های کارگری و عدم فشار روی سرمایه داران برای افزایش دستمزدها، طبقه حقوق بگیر همواره در قدرت و نفوذ سیاسی دست پائین را خواهد داشت و نخواهد توانست برگشت سرمایه خود را به حداکثر برساند. دستمزدهای حداقلی معمولاٌ در حدی نیست که صرف سرمایه گذاری شود و اگر هم سرمایه گذاری صورت گیرد، معمولاً در بازار سهام و یا سرمایه گذاری های مشابه خواهد بود و حقوق بگیران توان تحمل تلاطمات و مخاطرات بازار را نخواهد داشت.

مسائل ساختاری و سیستمی هم ممکن است به اختلاف نرخ بازگشت سرمایه دامن بزند. وقتی به رغم تغییر شرایط بیرونی شاهد عملکرد ثابتی باشیم می توانیم بگوئیم که با پدیده ای سیستمی روبرو هستیم. ویلفردو پارتو، اقتصاددان و جامعه شناس ایتالیایی در سال های آغازین قرن بیست نشان داد که بر اساس تحقیقاتش، چه در اروپا و چه آمریکا، نابرابری درآمدها با نمودار هندسی  قابل نمایش است و نمودار حسابی منعکس کننده وضعیت نیست. این امر بدین معنی است که اکثریت ثروت یک کشور همیشه به گونه ای هرمی در دستان یک اقلیت متمرکز می شود. این اقلیت از پول و قدرت لازم برای حفظ برتری سیاسی خود نیز برخوردار است.

به رغم این چالش ها، باید توجه داشت که جامعه های سرمایه داری به تمهیداتی همچون اجرای برنامه های رفاه اجتماعی، بیمه همگانی و اقداماتی برای توزیع عادلانه ثروت می پردازند تا از نابرابری هایی که ذاتی روند بازار آزاد است بکاهند. در سنت اسلامی ما هم پیشبینی طبقه بندی ها و نابرابری های اجتناب ناپذیر اجتماعی و سیاسی و اقتصادی شده است ولی در آن واحد در این سنت به دستاوردهای کاری هر فرد، به عنوان جزء لازم و لاینفک از اجتماع، نیز ارزش ویژه ای داده شده است. تنها با عقلانیت و حساب سود و زیان نمی توان رفتارهای اقتصادی را توضیح داد و تمامی فرهنگ ها به نوعی این واقعیات را پذیرفته اند. همه ما شاهد بوده ایم که صاحب یک شرکت به رغم وجود توجیهی اقتصادی، یکی از اعضای خانواده اش را استخدام می کند تا مثلاً انسجام خانواده اش را حفظ کند.

ابن خلدون، فیلسوف و جامعه شناس بزرگ اسلامی در کتاب المقدمه به مفهوم عصبیت پرداخته که در واقع نوعی انسجام درونی اجتماعی است که به یک جامعه شکل و قوام می دهد ( این مفهوم در تعاریف مدرن به سرمایه اجتماعی تعبیر می شود). زمانی که این انسجام تضعیف می شود، طبقه ثروتمند دیگر قادر نخواهد بود قوام جامعه ای را حفظ کند که ثروتش را مدیون آن جامعه است. فلاسفه اجتماعی، از ژان ژاک روسو گرفته تا داگلاس نورث از اهمیت توافقی جمعی سخن گفته اند که در آن پائین آمدن هزینه های مبادله و اجرای قوانین برای دولت پذیرفته شده است. واقعیت آنست که دولت ها نیز همچون خانواده ها نمی توانند مردم خود را به خاطر بازده کار پائین اخراج کنند. در واقع مردم به گونه ای باید در بازی باقی بمانند.

در پایان باید گفت داده های تحقیق توماس پیکتی به این معنی نیست که معامله و تجارت و سود و رشد اقتصادی فی نفسه بد است. بلکه تنها به این معناست که این روند نباید به حال خود رها شده و بی لگام خلاف وحدت و آرمان اجتماعی و ملی عمل کند. بر اساس تحقیق پیکتی تضمینی وجود ندارد که افراد یا گروهها، که کورکوانه به دنبال منافع اقتصادی و نیازهای روزمره خود هستند، به طور اجتناب ناپذیری به سوی جامعه ای عادلانه و موفق پیش بروند. تمامی بخش ها و گروه های جامعه باید منافعی فراتر از سود شخصی داشته باشند و به منافع کشور، به عنوان مجموعه ای شامل، توجه داشته باشند.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: