به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

 کشور ما بعد از روسیه بزرگترین منابع گاز طبیعی را در جهان داراست، اما این منابع در مقایسه با کشورهایی که از منابع وسیع گاز طبیعی برخوردارند چندان توسعه یافته نیست. بخشی از این توسعه نیافتگی ناشی از این بوده که ما به طور سنتی به استخراج و فروش نفت ارجحیت بیشتری قائل شده ایم و چندان توجهی به توسعه میادین گاز طبیعی نداشته ایم. در همین حال طی سال های اخیر مشکل بخش گاز بیشتر مربوط به عدم تمایل ما به شرکت در تجارت بین المللی بوده و البته تحریم ها هم این روند را تقریباً غیر ممکن کرده است.

رویکرد فوق الذکر در صنعت نفت کشور هم قابل مشاهده است. در شرایطی که ما به عنوان یک کشور نفت خیز توانسته ایم این سوخت فسیلی را در بازارهای بین المللی عرضه کنیم، ولی علاقه ای به تعمیق روابط تجاری خود با شرکت های بین المللی نفت نشان نداده ایم. اما دقیقاً یک چنین تعاملی با جهان خارج است که به فراهم کردن تکنولوژی لازم برای بهره برداری بهتر از منابع نفتی کشور خواهد انجامید، و در ضمن به تولید و کارایی بهتر کل اقتصاد نیز کمک خواهد کرد.

صنعت گاز طبیعی ایران نیز همچون بخش نفت ارتباط تنگاتنگی با فضای اقتصادی و تجاری بین الملل ندارد. برای ترسیم تصویری روشنتر از این مسئله، بد نیست به مقایسه وضعیت بخش گاز طبیعی کشورمان با قطر، ونزوئلا و ترینیداد - که از منابع گاز طبیعی گسترده ای برخوردارند- بپردازیم. این سه کشور همچون ایران طی دو دهه گذشته به طور نسبی خوب عمل کرده اند، ولی قطر و ترینیداد که بر توسعه منابع گاز طبیعی شان تمرکز داشته اند عملکر بهتری داشته اند. قطر که منابع گاز طبیعی اش با ما قابل مقایسه است، رویکرد کاملاً متفاوتی از ایران اتخاذ کرده و ارتباط عمیقی با بازیگران بین المللی صنعت گاز ایجاد کرده است. در نتیجه این کشور توانسته است از منابع گازش به عنوان محرک مهم اقتصادی استفاده کند. نیم نگاهی به ونزوئلا و ترینیداد هم حاکی از وجود تفاوتهایی اساسی با کشور ماست.

بر اساس آمار سازمان ملل، بین سال های 1993 تا 2011 اقتصادهای قطر و ترینیداد به ترتیب 11 و 8,5 درصد رشد داشته اند، این در حالیست که در دوره ای مشابه رشد ایران و ونزوئلا 7,5 درصد بوده است. سهم بخش صنعت در این دو کشور هم وضع مشابهی داشته است. در همین حال قطر و ترینیداد شباهت هایی هم در میزان حضور بخش صنعت در تولید ناخالص داخلی خود داشته اند. فعالیت های صنعتی دستکم 60 درصد تولید ناخالص داخلی ترنیداد و 70 درصد تولید ناخالص داخلی قطر را تشکیل می دهد. این در حالی است که تولیدات صنعتی در ایران و نزوئلا تنها 30 تا 35 درصد از سهم تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد. در کل فعالیت های صنعتی مربوط به استخراج و صادرات نفت کمتر از فعالیت های صنعتی پیچیده تری است که با تولید گاز مایع و فرآورده های پتروشیمی مرتبط است. در همین حال فعالیت های صنعتی، در مقایسه با فعالیت های خدماتی، نقش گسترده تری در توسعه درازمدت تولیدات و افزایش بازده اقتصادی دارند. در واقع این فعالیتها همیشه راهی بوده برای توسعه اقتصادی مدرن که در آن طبقهء متوسط بزرگی از کارگران حرفه ای حضوری فعال دارند.

نموار روند جذب سرمایه گذاری های مستقیم خارجی در ایران، قطر، ترینیداد و ونزوئلا

منبع: بانک جهانی

 در میانه دهه هشتاد میلادی، هر چهار کشور درمقایسه با تولید ناخالص داخلی خود، از سرمایه گذاری مستقیم خارجی پائینی برخوردار بودند.  روند ورود سرمایه خارجی به ایران کماکان پائین ماند و به استثنای دورهء کوتاهی در سال های 2001 تا 2005 این رقم افزایشی نشان نداد. ترینیداد سرمایه خارجی زیادی را جذب کرده و این سرمایه گذاری ها در دوره های رکود اقتصادی آمریکا و اروپا کاهش یافته است.  قطر روندی مشابه ( هر چند ملایم تر) را طی کرده و ونزوئلا هم تا زمان آغاز ریاست جمهوری هوگو چاوز روند مشابهی داشته است. سیاست های اقتصادی دوران چاوز به کاهش چشمگیر سرمایه گذاری خارجی و ضعف کلی عملکرد اقتصادی ونزوئلا انجامید.

هرچند مقایسه جذب سرمایه گذاری در ایران و سه کشور فوق از زاویه آمار تطبیقی کلاسیک چندان معنادار نیست، اما این مقایسه چند نکته را برای ما روشن می کند. ترینیداد و قطر با استفاده از میزان نسبتاً بالایی از سرمایه گذاری مستقیم خارجی توانسته اند به توسعه منابع گاز طبیعی خود بپردازند، سهم بخش صنعتی را در تولید ناخالص داخلی بالاببرند و نهایتاً نرخ رشد تولید سرانه ناخالص داخلی را افزایش دهند. در مقابل، هم ما و هم ونزوئلا با میزان پائینی از سرمایه گذاری مستقیم خارجی، بر توسعه صنعت نفت تمرکز داشته ایم که این امر به کاهش سطح فعالیت های صنعتی و کاهش رشد تولید سرانه ناخالص داخلی انجامیده است. در خصوص ونزوئلا می توان گفت که بیشتر مشکل مربوط به سیاست های اقتصادی چاوز بوده که به نگرانی و دوری کردن سرمایه گذاران خارجی از آن کشور انجامیده است. در خصوص ایران، به غیر از دورهء کوتاهی بین سال های 2001 تا 2005، ما میزان قابل توجهی سرمایه گذاری خارجی نداشته ایم و به جای توسعه صنعتی، اولویت را بر استخراج نفت گذاشته ایم. این وضعیت البته با تحریم های بین المللی پیچیده تر هم شده است.

شواهد تاریخی حاکی از آنست که موئلفه های مطرح شده در این نوشتار تاثیر بسزایی در وضعیت کلی اقتصادی کشورها داشته است. درواقع بهره گیری از سرمایه گذاری مستقیم خارجی در راستای سرمایه گذاری در بخش های مختلف صنعتی به بازدهی و عملکرد بهتر اقتصادی می انجامد. اگر ما بخواهیم ظرفیت های خود را بالفعل کنیم، باید به این پایه صنعتی توجه کنیم. این مهم تنها در صورتی میسر می شود که ما سطح مشارکت خود در اقتصاد جهانی را به گونهء قابل توجهی افزایش دهیم. اگر بخواهیم واقعگرایانه عمل کنیم باید در این مسیر گام برداریم و به نظر نمی رسد راه دیگری برای ما متصور باشد. 

لینک مقالات مرتبط:

اوپک گازی، دیپلماسی، ال ان جی

صادرات غیرمستقیم گاز طبیعی

ال ان جی، جایگزین صادرات مستقیم گاز مایع

فرصت های موجود در بخش گاز طبیعی

خطوط انتقال گاز طبیعی و چالش صادرات ایران

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: