به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

این مطلب در ادامه مقاله آزادسازی بازار در مقابل تصدی دولت ارائه می شود

در دوران جدید، روابط تجاری میان کشورها با مدل هایی که از سوی نظریه پردازان کلاسیک بازار آزاد تدوین شده بود تفاوت های زیادی دارد. آدام اسمیت و دیوید ریکاردو تاکید می کردند که تخصص مبتنی بر مزیت نسبی به افزایش مصرف و ثروت می انجامد و این امر را موید اهمیت تجارت می دانستند. در مدل های کلاسیک، کشورهای مختلف کالاهای مشخصی را وارد و صادر می کنند. برای مثال یک کشور محصولات معدنی یا تولیدات نساجی صادر می کند و محصولات کشاورزی یا خودرو وارد می نماید. به رغم اهمیت تاریخی نظریه های کلاسیک باید گفت که در جهان امروز شرکای تجاری چندان شباهتی به نمونه هایی که در تئوری های کلاسیک ترسیم شده ندارند و روابط تجاری بسیار درهم تنیده تر و پیچیده تر از گذشته است. برای روشن شدن این مطلب بد نیست در ادامه به چند نکته در رابطه با ماهیت تجارت در جهان امروز اشاره کنیم.

نکتهء اول اینست که امروزه تجارت جهانی بوسیله تعداد محدودی شرکت صورت می گیرد. تنها 4 درصد از شرکت ها در کشورهای مختلف به صادرات کالا خارج از مرزهای کشور متبوعشان می پردازند. در ضمن صادرات در میان این 4 درصد شرکت هم به طور مساوی تقسیم نشده و 80 درصد از صادرات بین المللی در دست تنها 2000 شرکت است. در واقع تجارت فراملی در دست تعداد محدودی شرکت بزرگ چند ملیتی است. این شرکتها تقریباً دو سوم کل تجارت جهانی را کنترل می کنند. البته این تمرکز تجاری پدیده ای نسبتاً جدید است. برای مثال در سال 1974 مجموع درآمد 10 شرکت اصلی بین المللی کمتر از نیم درصد تولید ناخالص ملی آمریکا بود. اما این رقم در سال 2012 به بیش از 24 درصد از تولید ناخالص ملی آمریکا رسید.   

نکتهء دوم مربوط به تولید انواع متنوعی از یک نوع کالا در بازارهاست. در واقع امروزه کشورها لزوماً به وارد کردن یک کالا و صادر کردن کالای دیگر نمی پردازند و تجارت در بسیاری از موارد به اصطلاح درون بخشی شده است. مدل های اولیه تجارت بر این فرض استوار بود که کیفیت یک کالای تولیدی در کشورهای مختلف متفاوت نیست و مثلاً کفش تولید شده در کشور الف و ب باهم تفاوتی ندارد. این فرض به این نتیجه گیری می انجامید که نهایتاً قیمت یک کالاست که جذابیت آن کالا را تعیین می کند و نشان می دهد که چه کشوری موفق به تولید و صدور آن کالا خواهد شد. اما واقعیت اینست که این فرض با رفتار مصرف کنندگان و نیازهای بازار همخوانی ندارد. مثلاً مردم در خرید خودرو علاوه بر قیمت به فاکتورهای مختلف دیگری همچون طرح، اندازه و میزان مصرف هم توجه می کنند و بر اساس این فاکتورهاست که مشتریان حاضر به پرداخت قیمت بیشتری برای یک خودرو می شوند. یکی از علت هایی که باعث افزایش حجم صادرات و واردات یک کالا می شود همین فاکتورهاست. مثلاً در صنعت خودروسازی، به علت تنوع تولیدات، شاهدیم که بسیاری از کشورها از سویی تولیدکننده و صادرکنندهء قطعات خودرو هستند و از دیگر سو قطعات را وارد هم می کنند. در برخی موارد یک کشور ممکن است یک قطعه را هم صادر کنند و هم  وارد.

نکته سوم مربوط به ارتباط درهم تنیدهء تولید و صادرات کالاهاست. در واقع امروزه تجارت بین الملل معمولاً در داخل خود شرکت های تولیدی رخ می دهد و تجارت درون سازمانی درصد بالایی از معاملات بین المللی را تشکیل می دهد. در شرایطی که تولیدات بیش از پیش پیچیده شده، شرکت ها می خواهند نسبت به هزینه ها و عرضه مواد مورد نیازشان اطمینان خاطر حاصل کنند و از همین روست که زنجیرهء گسترده ای از عرضه کنندگان و تولید کنندگان را در چهارچوب سازمانی خود جای می دهند. برای مثال، وسیلهء مدرنی همچون آیفون را نمی توان تنها در یک کشور و یا منطقه تولید کرد و شرکت اپل باید برای تولید آیفون با تولیدکنندگان مختلفی در سراسر دنیا قرارداد ببندد. برخی از قطعات در کارخانه هایی ساخته می شود که متعلق به شرکت اپل است، اما بسیاری از قطعات در کارخانه هایی ساخته می شوند که اپل با آنها قراردادهایی درازمدت دارد. "زنجیرهء عرضه" که در این مورد شامل عرضه کنندگان، تولید کنندگان قطعات و خریداران ایفون می شود در سراسر جهان کشیده شده است. ممکن است که روی یک تلفن نوشته شده باشد "ساخت چین"، اما نباید فراموش کرد که ارزش مجموعه قطعاتی که از آلمان، ژاپن، کره جنوبی و آمریکا وارد شده و در ساخت تلفن مورد استفاده قرار گرفته بسیار بیشتر از ارزش قطعاتی است که در داخل چین تولید می شود. برآوردها اکثراً حاکی از آنست که تولید داخل چین تنها حدود 4 درصد از ارزش تلفن را تشکیل می دهد.

در نظریهء کلاسیک تجارت، سود مصرف کنندگان با ضرری که نیروی کار در صنایعی خاص متحمل می شد مرتبط می شد. امروزه اما چنین مدلی تصویر درستی از تجارت ارائه نخواهد داد. در واقع با توجه به زنجیرهء گستردهء عرضه و نیز تمرکز تجارت در چند شرکت محدود، دستمزدها به تنهایی برای پیش بینی اینکه چه کسی، چه چیزی را در کجا تولید می کند کافی نخواهد بود. در جهان درهم تنیدهء کنونی، تئوری جدیدی برای تجارت تدوین شده که بر توانایی صنایع بزرگ برای تسلط بر بازار استوار است. بر اساس رویکرد کلاسیک، مزیت نسبی باعث می شد که برخی صنایع، به علت برتری نسبی، گسترش پیدا کنند و دیگر صنایع به علت عدم مزیت نسبی عقب بمانند. درک جدید از تئوری تجارت اما بر رقابت در میان صنایع تاکید دارد و با توجه به نحوهء عملکرد نیروهای رقیب در سطح بین الملل، پیشرفت یا پسرفت شرکت ها توضیح داده می شود. تئوری های معاصر به جای تمرکز بر محل جغرافیایی یک شرکت، چنانکه اسمیت و ریکاردو می پنداشتند، بر اهمیت عملکرد شرکت های بزرگ در انتخاب محل کارخانه ها و شرکای تولیدی خود تاکید می کنند. با نگاهی به ساختار و عملکرد بازارهای جهانی در دنیای امروز می توان دید که رقابتی که در درون یک صنعت برای بدست گرفتن سهم بیشتری از بازار صورت می گیرد چندان ارتباطی با مزیت نسبی ندارد و بیشتر ناشی از وجهی از جهانی شدن روند تولید و عرضه است.

نکات فوق الذکر حاکی از آنست که در جهان امروز توسعه بخش تجارت یک کشور بسیار پیچیده تر از یافتن تولیداتی خاص برای صادرات است. برای تبدیل شدن به قدرتی اقتصادی، باید از سویی به سطحی جدید از همراهی و امتزاج با اقتصاد جهانی رسید و از دیگر سو از رقابت تولیدات داخلی با واردات خارجی استقبال کرد. در این راستا شاید بتوان گفت که بیشترین ظرفیتهای ما برای رشد صادرات غیرنفتی، در توسعهء شرکت های جدیدی خواهد بود که بخشی از عملیات تولیدی خود را در خارج از کشور انجام می دهند. اینچنین شرکت هایی توان تبدیل شدن به نسل آیندهء شرکت های چند ملیتی را خواهند داشت. البته همزمان با فعالیت های تولیدی شرکت های ایرانی در خارج از کشور، ما باید راهی هم پیدا کنیم تا به شرکت های خارجی اجازهء فعالیت در داخل کشور را بدهیم، زیرا که چنین رویه ای فروش محصولات کشور ما را در خارج تسهیل کرده و شرکت های ایرانی را به بخشی از زنجیرهء عرضه کنندگان بین المللی تبدیل خواهد نمود.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: