به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

پژوهش زیر توسط آقای مهران ارشادی فر ارائه شده و در ماهنامه داخلی شورای بازرگانی دبی نیز منتشر شده است. از آقای ارشادی فر و سایر همکاران برای ارسال این مطلب و تلاش هایشان برای بسط گفتمان اقتصادی سپاسگذاریم. بخش دوم این پژوهش به بخش خصوصی پس از مشروطه تا به امروز می پردازد که هفته آینده منتشر خواهد شد. 

از توانگران روی زرد تا مرفهان بی درد
(بررسی پیوند اخلاق اجتماعی با کارایی بخش خصوصی)

بخش نخست: بخش خصوصی از دوره ناصری تا پایان مشروطه

 سخن آغازین

توانگران اقتصادی، تافته جدا بافته از جامعه نیستند. خود را از جامعه و نیازمند به جامعه می دانند.  در همان فرهنگی بزرگ می شوند که معلمان، کارگران، هنرمندان، ورزشکاران، پزشکان و..... دیگر گروه ها رشد می کنند. بسیاری از دوستان و خویشان دور و نزدیکشان هم در دیگر گروه های اجتماعی قرار دارند. بنابراین چون دگر عضوها در برابر مشکلات و رنج های مردم تاب نمی آورند، غم بینوایان رُخشان را زرد و چشمشان را تر می کند و به اندازه توانایی برای کاهش رنج مردم تلاش می کنند تا دلهایی را شاد کنند . پس این مرفهان بی درد از کجا آمدند؟

کسانی که به آرامی پله های پیشرفت را بالا می روند و در گروه اجتماعی خودشان به جایگاه بلندی می رسند، پیوند هایشان با دوستان و خویشان و به دنبال آن با گروه های اجتماعی دیگر پایدار می ماند. از آن ها می آموزند و به آن ها می آموزانند از رنج و دشواری مردم آگاه می شوند و مردم نیز با دشواری کار آن ها آشنا می شوند.

در یک چرخه درست اجتماعی، هر کسی بنا به توانایی هاو دلبستگی های خودش، جایگاه درستی پیدا می کند. هیچ کسی نمی خواهد جای دیگری باشد. در چنین جامعه ای تلاش همگانی در راستای زدودن بی بهرگی  و کمبود های گروههای ناتوان تر جامعه بسیج می شود. چون تنها در سایه یک رشد همگانی است که می توان به یک پیشرفت پایدار و خوشبختی گسترده دست یافت.

نقش دولت در برهم زدن نظم اجتماعی

هنگامی که فشارهای بیرونی و دست اندازی های دولت ها، روند طبیعی اقتصاد و فرهنگ جامعه را برهم می زنند، ساختارهای اجتماعی و به دنبال آن اخلاق اجتماعی دگرگون  می شود . گروه های اجتماعی را نمی توان خلق کرد بلکه بایستی در فرآیند طبیعی جامعه به وجود آیند و رشد کنند و دولت ها کمینه کاری که می توانند بکنند آن است که در این مسیر سدی نسازند و یا باعث کندی حرکت این گروه ها نشوند.

دکتر محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در مصاحبه ای با عنوان نقدی بر سبک زندگی ایرانی(1) ، ضمن بررسی ناهنجاری های رفتاری ما ایرانی ها و مقایسه آن با سایر کشورها، یکی از مهمترین ریشه این آسیب ها را جابجایی رانتی طبقه های اجتماعی می داند او می گوید :  بر خلاف كشورهاي صنعتي و يا ملتهايي چون تركیه و مالزي و يا حتي ملتهاي منطقه حاشیه خلیج فارس كه بسیار مدني شده اند، ما در جامعه اي زندگي مي كنیم كه آنهايي كه بر اساس رانت، ارتباطات و تلفن صاحب امکانات و پول شده اند از مدنیت بسیار پايینتري برخوردارند. اصطلاحاً در فرهنگ ما به اين افراد "تازه به دوران رسیده ها" گفته مي شود. اين پديده نشان از "به هم ريختگي طبقاتي" در جامعه ماست. در سالهاي گذشته شاهد هستیم كه يك دفعه در جامعه ما طبقه اي به وجود آمد كه عمدتاً از طريق رانت صاحب ثروت شدند.

البته اين يك پشتوانه علمي هم دارد. هر فردي در هر سمت و جايگاهي كه قرار دارد اگر يك دفعه حالت جهشي پیدا كند حتماً نوعي نارسايي رفتاري در او پديدار ميشود. براي نمونه آيا مي توانیم تصور كنیم كه يك طلبه 15 ساله مرجع تقلید بشود! چرا در دانشگاه عنوان مي شود كه حداقل باید 20 سال بگذرد تا فردي استاد تمام بشود. مي شد به همه در همان سال اول استاد تمامي اعطا كرد! اخذ اين عناوين و درجات مرحله به مرحله است. آيا مي شود پزشکي را كه يك سال طبابت كرده با پزشکي که 20 سال طبابت كرده يکي دانست؟! آيا مي توانیم تصور كنیم كه فردي كه در سه سال گذشته با حقوق ماهیانه معادل يك میلیون تومان زندگي مي كرده حال گردش مالي او در يك سال براي نمونه 600 میلیارد تومان است. از اين تعداد در جامعه بسیار داريم. براي رسیدن به اين درجات و مقامات بايد زحمت كشید.

وی در جای دیگری از مصاحبه می گوید:دوستان بسیاري در بخش خصوصي دارم كه حاضر نشده اند پروژه هاي بزرگي را قبول كنند چون نخواسته اند رشوه و كمیسیون پرداخت كنند. اينگونه افراد براي خود احترام قايل اند و مانند عالي نسبها، خسروشاهي ها، خیامي ها و ايرواني ها، براي كشور، جامعه و شخص خودشان احترام قايل اند. البته اين گونه افراد از اصالت خانوادگي برخوردارند و تازه به دوران رسیده نیستند. وقتي كسي در فقر مطلق بزرگ شده و هم اكنون صاحب منصب شده، عموماً اين گونه افراد ديگر كسي را بنده نیستند و از فرصت به دست آمده نهايت استفاده نامشروع را ميكنند. كشور، جامعه، دين و اخلاق براي آنها در عمل تعطیل است و صرفاً تزئینات سخنراني است.

جامعه ای که ساختارهای اقتصادی اش بر پایه رانت شکل بگیرد، چاپلوسی را به عنوان یک اخلاق اجتماعی می پذیرد و فرزندانش را با این رویه تربیت می کند بنابراین نبایستی توقع داشته باشیم که مبانی اخلاقی در این جامعه محترم شمرده شود.

ریشه های تاریخی دگرگونی های اخلاقی

شاید برخی ریشه های تاریخی رشد این دگرگونی اخلاقی را بتوان در بی لیاقتی و فساد دربار قاجاریه جستجو کرد. ضعف دولت مرکزی باعث شد که دولت بدون توجه به بازار کسب و کار و منافع ملی، برای کسب درآمد به امتیاز دادن به کشورهای خارجی روی آورد و کشورهای قدرتمند برای توسعه بازار خود، ساختار اقتصادی ایران را به نابودی کشاندند.

دگرگونی های اقتصادی در عصر قاجار

احمد کشاورز در مقاله ای به نام  " تحولات قرن نوزدهم و تشکیل مجلس وکلای تجار ایران" (2) می نویسد:

افزایش حجم تجارت خارجی و فعالیت کمپانی ها و سرمایه داران غربی در ایران، علاوه بر تغییراتی که در میزان و نوع کالاهای مبادلاتی ایجاد کرد، موجب تغییر و تحولاتی نیز در طبقه تاجر شد. اگرچه ایران با اغلب دول مناسبات تجاری داشت، تجارت خارجی بیشتر در انحصار دو کشور روسیه و انگلستان قرارگرفت ...در واقع از کل تجارت ایران 78 درصد آن با این دو کشور بود. از آثار و نتایج رشد سریع بازرگانی خارجی، رونق کالاهای فرنگی و علاقه مردم کشور به مصرف این کالاها بود..... بیشتر مغازه ها کالاهای خارجی می فروختند و از تعداد بسیار نساجان داخلی، جز اندکی باقی نمانده بود. همین امر باعث شد صنف بزاز در جنبش مشروطیت به طور جدی فعالیت کند....در فاصله سال های 1800 تا 1900 میلادی ارزش پول ایران به اندازه 410 درصد کاهش پیدا کرد.

در این دوره  انحصار خارجیان به بازار کسب و کار، تنها نگرانی بازرگانان نبود. بلکه از هم پاشیدگی امور اداره کشور نیز بر این نگرانی ها می افزود، کشاورز در بخش دیگری از مقاله آورده است که: اواخر دوره قاجار، تجار با موانع بسیاری روبرو بودند. در رآس این مشکلات بی قانونی و نا امنی قرار داشت. نبود نهادهای لازم برای رشد تجاری مستقل و اعطای امتیازات انحصاری به خارجیان، عرصه را برای فعالیت های تجاری تنگ می کرد فساد حکومتی و شیوع بیماری های گسترده مانند وبا، همچنین نبود هرگونه تحول و نو آوری از دیگر موانع گسترش فعالیت آنها بود.

تجار برای ادامه فعالیت خود باید راهی می یافتند، کشاورز ادامه می دهد: همین مشکلات آنها را به سوی فعالیت به عنوان نمایندگی شرکت های خارجی سوق داد . ناامنی گسترده در داخل عده ای از تجار را ترغیب کرد که به کشورهای مجاور مهاجرت کنند.

چنانچه در این مقاله پژوهشی آمده است، تجار در  راستای برقراری نظم و امنیت، و حفظ استقلال و آبادانی کشور، به حمایت از نیروهای سیاسی برمی خاستند و از کارهای زیربنایی مانند تأسیس بانک ملی و ساخت راه آهن سراسری حمایت می کردند اما نزدیکی به سیاست مداران از قدرت نمایندگی شان در حفاظت از منافع تجاری خود، با افزایش قدرت حکومت مرکزی کاهش می یافت.و همچنان از گسترش استبداد با تمرکز قدرت در دست یک نفر رنج می بردند.

نخستین چاره اندیشی تجار

تجار دست روی دست نگذاشتند و در برابر دست اندازی های حکومت مرکزی سر تسلیم فرود نیاوردند و برای نخستین بار در سال 1263 خورشیدی ( 1301 هجری قمری)  حاج امین الضرب، که کانال ارتباط تجار برای انتقال نارضایتی ایشان به شاه به شمار می آمد، به ناصرالدین شاه پیشنهاد داد که مجلس وکلای تجار با دستور شاه تشکیل شود. کشاورز می نویسد: این مجلس اولین تشکیلاتی بود که قبل از مشروطه تقاضاهای سیاسی یک گروه مهم اقتصادی را، که اعضای آن از بین خودشان انتخاب شده بودند، نمایندگی می کرد.  
این مجلس هم اما جلوی دست اندازی دولت به حقوق بازاریان و تجار را نگرفت و گسترش استبداد موجب شد دولت خود به عنوان عامل تجاوز به حقوق و مالکیت خصوصی دست تجار را ببندد.

نتیجه ادامه دست اندازی های دولت

شاید اگر شاه به مجلس وکلای تجار اهمیت می داد و از مشورت آنان در اصلاح امور کشور بهره می جست، تاریخ به گونه ای دیگر رقم می خورد و اصلاح امور کشور از مسیری که سازگاری بیشتر با ویژگی های فرهنگی مردم ایران برخوردار باشد، پیگیری می شد.اما اینگونه نشد. شاید شاه گمان می کرد اگر به مشورت با گروه های مرجع تن در دهد بایستی بخشی از قدرت خود را واگذار کند اما اگر چنین می شد، کشوری پیشرفته، مردمی آسوده و حکومتی پایدار را پیش روی می داشت اما سرانجام کار به جایی رسید که کشوری عقب مانده با مردمی خشمگین به جای ماند که نه شاه را تحمل کردند و نه ادامه حکومت قاجار را برتافتند. (ناصرالدین شاه در اردیبهشت 1275 توسط میرزا رضا کرمانی کشته شد و 30 سال پس از آن حکومت سلسله قاجار برچیده شد).

متین غفاریان در مقاله ای به نام تجار مشروطه خواه (3) به روند اعتراض ها و راهکارهای پیشنهادی تجار که سرانجام به حمایت آنان از مشروطه رسید، می پردازد. و نشان می دهد که چگونه نادیده گرفتن جایگاه و خواست بازرگانان و صاحبان کار توسط حکومت، آنان را ناچار به حمایت از مشروطه  کرد .این در حالیست که بسیاری از تجار، از  ساز و کار مشروطه شناختی نداشتند و هیچگاه در باره سازگاری این راهکار با ویژگی فرهنگی مردم ایران نیندیشیده بودند.

غفاریان در آغاز مقاله خود چنین آورده است: زمینه های اعتراضات تجار و پیوستن آنها به زمینه سازان مشروطیت، از هجوم به سرمایه های آنان فراهم شد. چه اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن  بیستم، آشفتگی . عدم امنیت اجتماعی موجب دو تهاجم مختلف به سرمایه و اموال تجار شد: اول از سوی حکام ایالات و وابستگان دربار و دوم از سوی راهزنان و نیروهای ایلیاتی که به دلایل مختلف به غارت کاروان ها و اموال تجار می پرداختند. هر دو این تهاجم ها تجار را بر آن داشت تا مطالبه یک حکومت مرکزی قوی داشته باشند.
در این زمان تجار به دلیل مسافرت و ارتباطات گسترده با جهان خارج، عقب ماندگی جامعه خود را بیشتر احساس می کردند آن ها نقش مهمی در ترویج عقاید جدید و اصلاح طلبانه داشتند از جمله پیشنهاد پاکسازی شهرها، انجام امور خیریه، تأسیس مدارس، تلاش برای فرهنگ عمومی و کمک به دولت. همین عملکرد موجب می شد نفوذ این قشر در جامعه و سیاست بیشتر شود. ....آنها فعالیت های فرهنگی گسترده از جمله کمک به انتشار روزنامه داشتند؛ از جمله روزنامه مظفری بوشهر، صور اسرافیل و روزنامه های چهره نما، ثریا و پرورش که در مصر منتشر می شدند و از روزنامه های طرفدار اصلاح طلبان بودند.

نقش بخش خصوصی در واقعه رژی و مشروطه

خودسری حکومت و بی توجهی به خواست گروه های مرجع، ساختارهای اقتصادی و اجتماعی را به نابودی می کشاند و نارضایتی با سرعت افزایش می یافت، روشنفکران، هنرمندان، روحانیان و تجار روزبروز به هم نزدیکتر می شدند و زمینه برای یک قیام عمومی فراهم می شد.

غفاریان می نویسد: واقعه رژی (مخالفت با واگذاری انحصار تجارت  تنباکو به رژی) هم مهمترین زمینه ساز مشروطیت بود و هم مهمترین واقعه سیاسی برای نزدیک کردن اقشار مختلف مردم به هم.
تجار بیش از هر طبقه دیگر از واگذاری امتیاز انحصاری تنباکو مورد آسیب قرار گرفتند. برای نخستین بار تجار پایتخت "عرض حالی در اعتراض به انحصارنامه رژی" به شاه نوشتند که یک هفته پیش از اعتراض نامه رسمی فرستاده شد. .... روشنفکران هم با مقالات و شبنامه ها سیاست نادرست دولت و چشم انداز به انقیاد کشیده شدن ایران را ترسیم کردند. ....
از سویی رژی به دنبال آن بود که نگرانی های تجار را برطرف کند. یکی از این راه ها فروش سهام شرکت به آنان بود. برخی تجار هم تمایل خود به خرید سهام نشان دادند. امین الضرب قول خرید دویست سهم از شرکت رژی را داد اما بعد، از خرید سر باز زد....تجار تنباکوی اصفهان را در یکجا انبار کردند و از زارعان خواستند کشت تنباکو را تحریم کنند...
رفته رفته زمینه های صدور حکم تحریم تنباکو فراهم شده بود....ظاهرا پیش نویس حکم از سوی ملک التجار صورت می گیرد که نشان از نقش تجار در واقعه رژی دارد... پس از انتشار حکم جهاد از سوی میرزای شیرازی و چسباندن آن بر در شمس العماره شاه وحشت کرد و در جلسه ای با حضور درباریان، تجار، میرزای آشتیانی وصدراعظم، انحصار داخلی لغو شد این همه زمینه های جنبش وسیع تر و همه جانبه مشروطیت را فراهم آورد. (امتیاز انحصار توتون و تنباکو در 24 اردیبهشت سال 1270  خورشیدی لغو شد)

غفاریان در ادامه به رخداد مهاجرت صغری در سال 1284 شمسی اشاره می کند که در پی اعتراض تجار به به عوارض گمرکی و قرارداد دولت و دول دیگر، که کسبشان را مختل کرده بود،  و بی تفاوتی دولت به وقوع پیوسته بود و تجار و جمعی از روحانیان به حضرت عبدالعظیم عزیمت کردند و خواهان جبران توهین به تجار، عزل علاءالدوله از حکومت تهران و تشکیل مجلسی برای رسیدگی به دادخواهی مردم شدند.

روشنفکران هم فرصت را غنیمت شمردند و دست به روشنگری زدند کتابچه منتشر کردند و موضوع عدالت، امنیت و قانون را مطرح کردند و از قول علما به شاه عریضه نوشتند . بعد از رفت و آمدهای بسیار و مذاکره و وساطت سفیر عثمانی، شاه به درخواست متحصنان طی دستخطی فرمان ایجاد عدالتخانه را صادر کرد. متحصنان در (دی ماه 1284 خورشیدی) با افتخار به پایتخت بازگشتند. اما نه تنها این فرمان اجرا نشد، عین الدوله در صدد دستگیری و تبعید مخالفان برآمد که از جمله این افراد سید جمال واعظ بود. تجار بار دیگر به سختی تحت فشار قرار گرفتند و علاوه بر تبعید، برخی هم به بهایی گری متهم شدند.

چنانچه در این مقاله آورده شده است، مرگ یک طلبه در برخورد با سربازان، در تیر ماه سال 1285 ، دوباره آتش خشم مردم را شعله ور کرد که به تحصن 13 هزار نفری در باغ سفارت انجامید. تجار بزرگ و صراف ها در حمایت از متحصنان و تدارک مالی آن نقش داشتند. و سرانجام فرمان مشروطیت در 14 امرداد سال 1285 خورشیدی صادر شد. مشروطه ای که اگرچه یک گام به پیش به شمار می آید اما درمان درد کشور استبداد زده نشد.

بخش دوم این پژوهش به بخش خصوصی پس از مشروطه تا به امروز می پردازد که هفته آینده منتشر خواهد شد.

سرچشمه ها
1-
http://rooznamak.org/attachments/article/213

2- کتاب ریشه های رشد شاخه های شکوفایی ویژه نکوداشت یکصد و بیست و هفتمین سال تأسیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران

 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: