به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

اخیراً در مقاله ای از فرصت های موجود در بخش گاز طبیعی و سرمایه گذاری بر روی منابع موجود در این حوزه سخن گفته بودیم. در آن مقاله بنده بر لزوم پرداختن به استراتژیی تاکید کرده بودم که به رقابت پذیری کشور در صادرات گاز بیافزاید. در مقاله خطوط انتقال گاز طبیعی و چالش صادرات ایران هم به بررسی خطوط لوله انتقال گاز، به عنوان معمول ترین روش صادرات گاز طبیعی، پرداخته شد. در ادامه به بررسی ظرفیت های موجود برای صادرات گاز مایع ( ال ان جی) به عنوان روشی جایگزین برای صادرات مستقیم گاز طبیعی می پردازیم.

همانگونه که در اولین مقاله از سری مقالات مربوط به گاز طبیعی عنوان شد، با توجه به ذخایر گاز کشور، صادرات سالانه ۱۲۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی منطقی به نظر می رسد. اما واقعیت آنست که ما نمی توانیم تنها با اتکا به لوله های انتقال گاز به صادرات این سوخت بپردازد و برای عملی کردن حداکثر صادرات خود، با حداکثر سود، باید توجه خاصی نیز به گزینه های بدیل داشته باشیم.

بخشی از خطوط انتقال گاز تحت کنترل و مالکیت کشورهای رقیب است و از همین رو ما از سویی در میزان عرضه گاز طبیعی صادراتی از طریق خطوط لوله محدودیت هایی داریم و از سوی دیگر نمی توانیم گاز طبیعی کشور را با بالاترین قیمت ممکن به فروش برسانیم. تبدیل گاز طبیعی به گاز مایع یکی از راه های رفع این مشکل است، زیرا دسترسی به گاز مایع شرایطی را فراهم می کند تا بدون استفاده از لوله های انتقال، و بدون اتکا به کشورهای مسیر، صادرات گاز امکان پذیر گردد. این روش از سویی امکان فروش گاز به بازارهایی را فراهم می کند که راه یابی به آنها از طریق خطوط لوله میسر نیست و از سویی دیگر فروش گاز با قیمتی بالاتر ( به خصوص در بازارهای آسیایی) را ممکن می سازد. در ضمن صادرات گاز مایع، درمقایسه با خطوط لوله، انعطاف پذیری بیشتری دارد، زیرا امکان تغییر مشتریان و یافتن خریداران جدید را فراهم می کند. البته تولید و صادرات گاز مایع خالی از چالش هم نیست؛ این روش نیازمند سرمایه گذاری اولیهء بالا و فن آوری است که در حال حاضر به علت تحریم ها به راحتی در اختیار ایران قرار ندارد.   

تولید گاز مایع شرایط راهیابی به بازارهای آسیایی و سوددهی بیشتر را فراهم خواهد کرد. هم اکنون در آمریکا هر متر مکعب گاز طبیعی.۱۴۰ دلار به فروش می رسد، این رقم در اروپا ۰.۲۸ دلار و در آسیا (ژاپن و کره جنوبی)  ۵.۰ دلار است.  با توجه به یارانه ها، این قیمت در کشورهای خاورمیانه حتی پائین تر از آمریکا هم هست و بازار خوبی را برای صادرات ایران فراهم نمی کند. با توجه به این گزینه ها، بازارهای آسیایی بهترین شرایط را برای فروش گاز طبیعی را فراهم می کنند و راه یابی ما به این بازارها بیشترین سود را نصیب ما خواهد کرد. اما همانطور که اشاره شد راه یابی به بازارهای آسیایی مستلزم تولید گاز مایع است. برای این مهم ما باید به سرعت اقدام کنیم؛ در این راستا ما می توانیم از تجربه کشورهایی همچون قطر بیاموزیم. در واقع نحوهء بهره برداری قطر از میدان گازی گنبد شمالی، که در جنوب میدان گازی پارس جنوبی قرار دارد، نمونه ای بسیار مناسب برای ماست.

در سال ۹۰-۹۱ قطر ۱۲۴ میلیارد بشکه گاز طبیعی صادر کرد که ۱۰۵ میلیارد بشکه از این صادرات به شکل گاز مایع بود. شایان توجه است که کشور قطر بزرگترین عرضه کنندهء گاز مایع به آسیاست و ۶۶ میلیارد متر مکعب صادرات گاز مایعش را در سال ۹۰-۹۱ با قیمتی بالا در بازارهای آسیایی به فروش رساند. هر چند صادرات گاز مایع قطر به آسیا، نیمی از فروش گاز این کشور را تشکیل می دهد ولی این صادرات بیش از دو سوم درآمد قطر از فروش گاز طبیعی را شامل می شود، زیرا قیمت گاز مایع در آسیا بسیار بالاتر از اروپاست. البته با توجه به قیمت بالای گاز مایع در آسیا، بعید است که قطر برای مدتی طولانی بتواند به تسلط خود بر بازارهای آسیایی ادامه دهد. استرالیا که هم اکنون سه کارخانهء تولید گاز مایع دارد در حال توسعهء پروژهء بزرگ دیگری برای افزایش صادراتش به آسیاست. در همین حال آمریکا هم حداقل یک پروژهء تولید گاز مایع در دست دارد که هدفش صادرات به آسیاست. با توجه به این رقابت ها انتظار می رود که نهایتاً قیمت گاز در آسیا نیز کاهش یابد و با احتساب هزینهء حمل و نقل، با قیمت ها در اروپا همخوانی پیدا کند. به همین علت است که سرعت عمل ما در این خصوص بسیار حائز اهمیت است و هرقدر سریعتر وارد بازارهای آسیایی شویم بیشتر سود خواهیم کرد.

بهره گیری از فرصتی هایی که بازارهای آسیای فراهم می کنند مستلزم آنست که ما به سرعت در راه توسعه میادین گازی خود اقدام کنیم. میادین گازی پارس جنوبی در ایران و گنبد شمالی در قطر بزرگترین ذخایر گاز طبیعی جهان را تشکیل می دهند. پارس جنوبی که تقریباً یک سوم حجم گاز طبیعی این حوزه را در بر دارد قرار است طی ۲۸ فاز توسط شرکت ملی نفت ایران مورد بهره برداری قرار گیرد. فازهایی که به تولید گاز مایع اختصاص داده شده عبارتند از: فاز ۱۱ ( پارس ال ان جی)، فاز ۱۲ ( ایران ال ان جی) و فاز ۱۳ و ۱۴ ( پرشین ال ان جی). پروژهء پارس ال ان جی مشترکاً به شرکت توتال فرانسه و پتروناس مالزی واگذار شد و پروژهء پرشین ال ان جی هم مشترکاً در اختیار شرکت انگلیسی- هلندی شل و شرکت اسپانیایی رپسول قرار گرفت. ولی هر دوی این پروژه ها به علت تحریم ها به حال تعلیق در آمده است. بر این اساس هم اکنون ایران ال ان جی تنها پروژه ای است که در جریان است. این پروژه نیز به علت تحریم ها با چالش های متعددی روبروست و بعید است که در موعد مقرر تکمیل گردد. اصلی ترین عامل این تاخیر هم چالش هایی است که در راه دسترسی ایران به فن آوری های مربوط به فرایند میعان گازی وجود دارد، زیرا این فن آوری ها تنها در کشورهای غربی تولید می شود. البته شایان ذکر است که چین می تواند در فن آوری تانکرهای ذخیرهء گاز مایع به ما کمک کند و ما خود می توانیم با کمک ناچیزی از خارج به توسعه تاسیسات بندری بپردازد ولی به هر حال در فن آوری میعان گازی طبیعی حرف اول را شرکت های آمریکای و اروپایی می زنند.

هم اکنون فرصت بسیار محدود و زمان بسیار ارزشمند است. ما نهایتاً خواهیم توانست بدون کمک غرب به توسعه تکنولوژی لازم برای تولید گاز مایع دست یابیم، اما این امر به موقع ممکن نخواهد شد و پیش از آن، دیگر عرضه کنندگان، پرسودترین بازار گاز مایع را اشتباع خواهند کرد. در این حالت ما درگیر پروژه هایی خواهیم بود که برای ما بسیار هزینه در برداشته و در ضمن به علت کندی تکمیل پروژه ها، ما تنها زمانی وارد بازارهای آسیایی خواهیم شد که قیمت گاز مایع افت کرده است.

به هر حال به رغم این چالش ها باید تاکید کرد که ما باید به طور جدی به گزینهء تولید گاز مایع بیاندیشیم. در بهترین حالت، فروش گاز طبیعی منتقل شده از طریق لوله تنها می تواند سالانه ۳۵ تا ۷۰ میلیار متر مکعب صادرات این سوخت را تشکیل دهد و در این صورت هنوز ما ۵۰ تا ۸۵ میلیار متر مکعب با ظرفیت ایده آل صادراتمان ( ۱۲۰ میلیار مترمکعب ) فاصله خواهیم داشت. اگر گسترش پروژه های گاز مایع به سرعت عملی شوند این تولیدات می توانند بخش بزرگی از صادرات گاز طبیعی را شامل شوند، اما هر قدر بیشتر تاخیر کنیم ارزش این صادرات کاهش خواهد یافت. اگر واقع بینانه برخورد کنیم باید بگوئیم تکمیل بموقع پروژه های گاز مایع تنها زمانی عملی خواهد شد که تحریم ها برداشته شود و فن آوری کشورهای غربی در آینده ای نزدیک قابل دسترسی باشد. باید تاکید کرد که این فن آوری باید طی چندماه آینده قابل دسترسی باشد و حتی یک یا دو سال هم برای این امر دیر است.

همانطور که پیشتر اشاره رفت فایدهء دیگر توسعهء تاسیسات گاز مایع در ایران و صادرات این محصول، انعطاف پذیری این گزینه است. صادرات گاز مایع در مقایسه با صادرات از طریق خطوط لوله جذابیت های بیشتری دارد زیرا ماهیت انتقال گاز مایع به گونه ای است که اگر در وضعیت مشتریان تغییر ایجاد شود همواره این گزینه وجود خواهد داشت که مشتریان جدید پیدا کنیم. در ضمن انتقال گاز طبیعی از طریق خطوط لوله آسیب پذیری هایی هم در برابر وضعیت سیاسی کشورهای مسیر دارد که این امر در رابطه با صادرات گاز مایع قابل اجتناب است.

در صورتی که توسعه سریع گاز مایع برای ما ممکن نباشد، تنها گزینهء باقی مانده بهره برداری و صادرات غیر مستقیم گاز طبیعی خواهد بود. این امر از طریق تبدیل گاز طبیعی در داخل کشور و تولید و صادرات کالاها و خدماتی همچون انرژی برق و مواد پتروشیمی میسر خواهد شد. این موضوعی است که در مقاله ای دیگر از سری مقالاتمان دربارهء گاز طبیعی به آن خواهیم پرداخت.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: