به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

 بنده پیشتر در نوشتاری اشاره کرده بودم که اگر ما بخواهیم بر ظرفیت های منابع گاز طبیعی کشور تمرکز کرده و در این بخش سرمایه گذاری کنیم، باید راهبرد مناسبی برای صادرات گاز کشور داشته باشیم. تلاش در این راستا شرایطی را فراهم خواهد کرد تا ما نقش واقعی خود را در بازارهای جهانی گاز طبیعی پیدا کنیم و بتوانیم با صادرکنندگان عمده ای همچون قطر ( با صادرات سالانه حدود ۱۲۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی) رقابت کنیم.

در این نوشتار تمرکز اصلی بنده بر خطوط لوله انتقال گاز است. این خطوط رایج ترین روش صادرات گاز طبیعی است و جا دارد در ابتدا نگاهی دقیقتر به مسائل و چالش های پیرامون این روش بیاندازیم.

هم اکنون خطوط انتقال گاز طبیعی ایران به ترکیه، آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان کشیده شده و خط انتقال گاز به پاکستان نیز در دست احداث است. البته خطوط لوله آذربایجان و ترکمنستان برای واردات گاز طبیعی به مناطقی از ایران است که دسترسی به خطوط گاز رسانی داخلی را ندارند. خط لوله به ارمنستان هم محدود است و فرصت های چندان گسترده ای را برای صادرات گاز طبیعی فراهم نمی کند. در این میان خطوطی که به ترکیه و پاکستان کشیده می شود برای صادرات گسترده گاز طبیعی کشور به آسیا و اروپا حیاتی خواهند بود.

هر چند خط لوله به ترکیه می تواند مقدمات صادرات گاز کشور به اروپا را فراهم کند ولی نباید از نظر دور داشت که انتقال گاز طبیعی به اروپا فرصت ها و چالش های ویژه خود را دارد.  در سال ۲۰۰۹ اروپا ۵۳۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به مصرف رساند که ۱۹۰ میلیارد متر مکعب از این میزان در داخل اروپا تولید و مابقی ( ۳۴۰ میلیارد متر مکعب ) وارد شده بود. جالب توجه است که تنها ۱۹ درصد از واردات اروپا در شکل گاز مایع بود؛ به عبارت دیگر، ۲۷۴ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از طریق خطوط لوله وارد اروپا شد. روسیه و نروژ به ترتیب با ۱۰۸ میلیارد متر مکعب و ۹۶ میلیارد متر مکعب بزرگترین عرضه کنندگان گاز طبیعی از طریق خطوط لوله بوده اند. در حالی که انتظار می رود مصرف گاز طبیعی اروپا تا سال ۲۰۳۰ تغییر چندانی نکند ولی احتمالاً تولید داخلی اروپا به ۹۰ میلیارد متر مکعب در سال کاهش خواهد یافت. این امر بدان معنی است که اروپا باید ۱۰۰ میلیارد متر مکعب گاز بیشتری وارد کند. در این راستا روسیه و خاورمیانه از ظرفیت های بالاتری برای فراهم کردن تقاضای های اروپا برخوردار خواهند بود. ما هم با توجه به گستردگی منابع کشور، در شرایط مناسبی قرار داریم تا به یکی از عرضه کنندگان اصلی گاز طبیعی به اروپا تبدیل شویم.

به رغم فرصت های نهفته در اروپا، نباید چالش های ناشی از رقابت با روسیه و دیگر صادرکنندگان گاز طبیعی را نادیده گرفت. روسیه هم اکنون دو خط لوله اصلی به اروپا دارد که از اوکراین و بلاروس می گذرد و اکنون هم مشغول ساخت خط لوله موسوم به نورد استریم هست که از زیر دریای بالتیک گذر کرده و به آلمان کشیده می شود. خط لوله سات استریم هم که چهارمین خط انتقال گاز طبیعی روسیه خواهد بود از زیر دریای سیاه به بلغارستان می رود. خطوط نورد استریم و سات استریم به ترتیب سالانه ۵۵ و ۶۳ میلیارد متر مکعب گاز منتقل خواهند کرد و در صورت تکمیل این خطوط، روسیه قادر خواهد بود کاهش تولید گاز طبیعی اروپا را جبران کند.

از سوی دیگر، ایران هم در صورت تامین شدن پیش نیازها، امکان صادرات میزان قابل توجهی گاز طبیعی را به اروپا خواهد داشت. برای این مهم ما باید بر خط لوله ایران- ترکیه تمرکز کنیم زیرا که هر گونه انتقال گاز طبیعی از ایران به اروپا باید از راه ترکیه و از طریق خط لوله ترنس آناتولیا صورت گیرد ( هم اکنون بیشترین سهم خط ترنس آناتولیا و اکثر مسئولیت ادارهء آن با شرکت ملی نفت جمهوری آذربایجان است). خط لوله تبریز - آنکارا می تواند در ارزروم ترکیه به خط ترنس آناتولیا وصل شود و امکان انتقال ۳۰ تا ۴۰ میلیار مکعب  گاز طبیعی ایران را به اروپا فراهم کند.البته این امر مسلتزم آنست که اقدامات زیرساختی مورد نیاز صورت گیرد و جمهوری آذربایجان نیز در این خصوص همکاری های لازم را انجام دهد.

در مجموع می توان گفت صادرات ۳۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به اروپا منطقی به نظر می رسد، اما علاوه بر اقدامات زیر ساختی، قانع کردن خریداران اروپایی از یک سو و جلب رضایت ترکیه و جمهوری آذربایجان از سوی دیگر مهم خواهد بود. در واقع کشورهای ذی نفع باید قانع شوند که ایران عرضه کنندهء قابل اتکایی است و امکان همکاری های درازمدت دور از ذهن نیست. البته با توجه به وجود تحریم ها، این روند خود تلاشی چالش برانگیز خواهد بود.

علاوه بر اروپا، صادرات گاز طبیعی ایران به شرق هم فرصت ها و چالش های ویژهء خود را دارد. هم اکنون بخش ایران - پاکستان خط لوله صلح تکمیل شده اما ساخت بخش پاکستان هنوز به پایان نرسیده و بر اساس زمانبندی های قبلی پیش نرفته است. بر اساس برنامه های اولیه، این پروژه امکان صادرات حدود ۴۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را به پاکستان، هند، بنگلادش و چین فراهم خواهد کرد، البته اکنون پاکستان تنها مشتری است که تعهد کرده سالانه حدود ۱۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی از ایران خریداری کند. می توان گفت در نهایت صدور سالانه ۳۰ تا ۴۰ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به پاکستان و هند به نظر منطقی می آید و احتمالاً ما شاهد مشکلات بیشتری در مراحل بعدی این پروژه و گسترش خط لوله به چین، از طریق رشته کوه های قراقروم، خواهیم بود. در اینجا هم تحریم های بین المللی علیه ایران راه را چالش انگیزتر می کند. با وجود این تحریم ها، پاکستان شرایط سختری برای دریافت کمک های مالی و فنی خواهد داشت و با مشکلات بیشتری برای توسعه زیرساخت های خطوط انتقال گاز مواجه خواهد شد. تحریم ها همچنین قرارداد احتمالی با هند را هم با چالش روبرو خواهد کرد زیرا که تجارت با ایران ممکن است به روابط هند با کشورهای غربی خدشه وارد کند.

در کل می توان گفت مشتریان گاز طبیعی که در پی برقراری روابط تجاری درازمدت هستند ترجیح می دهند با کشورهایی وارد معامله شوند که روابط مثبتی با آنها دارند. متاسفانه اکنون کشورهای اروپایی روابط دوستانه ای با ایران ندارند و احتمالاً تا زمانی که مسائل حول و حوش تحریم ها تغییر نکند،  تغییری در ماهیت روابط کشورهای اروپایی با ما رخ نخواهد داد. البته نباید فراموش کرد که حتی اگر همه چیز در خصوص خطوط لوله به خوبی پیش رود، این روش تنها صادرات حدود نیمی از تولیدات گاز طبیعی کشور را پوشش خواهد داد. مابقی تولیدات باید به شکل گاز مایع و یا روش های غیر مستقیم صادر شود. البته هر یک از این روش ها خود از اهمیت ویژه ای برخوردار است که انشاءالله در مقالات آتی به آنها خواهیم پرداخت. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: