به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

چند روز پیش از یکی از دوستانم که در یکی از مؤسسات کشاورزی مشغول به کار است سوال کردم که انتظاراتش از سیاست های دکتر روحانی در بخش کشاورزی چیست. ایشان در پاسخ به سوال من مطلبی نوشت که در ادامه می خوانید:

همکنون بسیاری از ناظران بخش کشاورزی منتظرند تا دکتر روحانی رویکردی را در سیاست های اقتصادی دولت ارائه دهد که تفاوت های معناداری با گذشته داشته باشد. این فعالان خواهان سیاست هایی هستند که در مقایسه با رویکردهای هشت سال گذشته منسجم تر باشد. در ضمن دست اندرکاران بخش کشاورزی منتظرند ببینند رویکردهای دولت آینده چه تفاوت های محتوایی با گذشته خواهد داشت. این گمانه زنی ها در شرایطی صورت می گیرد که در طول مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، بحث گسترده و معناداری در خصوص بخش کشاورزی در نگرفت. در سال های گذشته نیز بیشتر وعده های رئسای جمهوری ما برای کمک به کشاورزان و بخش کشاورزی غیرعملی باقی ماند.

البته نباید از نظر دور داشت که دکتر روحانی، بر خلاف روئسای جمهوری قبلی، در مقام رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام، مستقیماً با مسئله سیاستگذاری در بخش کشاورزی و چالش های مربوطه روبرو بوده است. در دکتر روحانی در این مقام بارها از بخش کشاورزی کشور سخن گفت. در میان اظهارات دکتر روحانی یک مورد در خاطر بنده باقی مانده است. پنج سال پیش، در جلسه ای در مجمع تشخیص مصلحت شرکت کردم که دکتر روحانی برای بررسی سیاست های اقتصادی تشکیل داده بود. من نگاهی به نوشته های آن روزم انداختم تا شاید بتوان از خلال آن یادداشت ها تصویر روشن تری از سیاست های احتمالی دکتر روحانی در چهار سال آینده بدست بیاورم. 

در جلسه مجمع،  دکتر روحانی به امنیت غذایی و خودکفایی اشاره داشت. این دو موضوع بارها از سوی دکتر روحانی و همینطور محمد باقر نوبخت مطرح شده است. در جلسه مجمع دکتر روحانی به انتقاد از آقای احمدی نژاد و ناتوانی دولت ایشان در رسیدن به خودکفایی در تولید گندم، جو، ذرت، برنج و دیگر محصولات اساسی کشاورزی پرداخت. دکتر روحانی همچنین به لزوم استفاده از درآمدهای نفتی برای تقویت بخش کشاوزی اشاره داشت و تاکید کرد که این تلاش ها باید در راستای بهبود مدیریت آب، مدرن سازی فن آوری کشاورزی و افزایش بازده تولیدات باشد و به بهبود وضعیت کارخانه های فرآوری محصولات کشاورزی بانجامد. به یاد دارم که بنده احساسی دوگانه نسبت به اظهارات دکتر روحانی داشتم. به گمانم نکات مثبت مواضع دکتر روحانی از این قرار بود: 

استفاده از درآمدهای نفتی برای سرمایه گذاری در زیرساخت های کشاورزی

مدرن سازی کارخانه های فرآوری محصولات کشاورزی

بهبود مدیریت آب و سیستم های آبرسانی

هماهنک کردن سیاست های تجاری با اهداف گسترده تر کشاورزی کشور

کاهش مالیات ها بر واردات مواد مورد نیاز بخش کشاورزی

فرا رفتن از خصوصی سازی شرکت های تولیدی در بخش کشاورزی و تسرّی این خصوصی سازی به تمامی شرکت ها در بخش کشاورزی

بخش هایی از اظهارات دکتر روحانی دلگرم کننده بود ولی تاکید ایشان بر خودکفایی در طیف وسیعی از محصولات کشاورزی برای بنده نگران کننده می نمود زیرا که کشور ما از آب و هوا و منابع لازم برای خودکفایی در تولید گندم، جو، برنج، ذرت و پنبه برخوردار نیست. اینگونه تلاش ها برای خودکفایی نتایج منفی اقتصادی در بر خواهد داشت و باعث خواهد شد تا ما از اهداف بلند مدت رشد اقتصادی کشور عقب بمانیم. در واقع هزینه تولید بسیاری از این محصولات در داخل کشور بیشتر از دیگر کشورهاست و خودکفایی در این حیطه ها لزوماً به سود اقتصاد کشور نیست. البته اگر بازده و کارآیی تولیدی را بالا ببریم می توانیم تاحدی از هزینه تولیدات کشاورزی بکاهیم ولی نباید فراموش کرد که ما هیچگاه نخواهیم توانست  در محصولاتی همچون گندم با کشورهایی رقابت کنیم که از آب و هوای مناسب تری برای تولید این محصولات برخوردارند. در همین حال پیگیری طرح اصلاح یارانه ها هم لزوم توجه به بالا بودن هزینه تولید این محصولات را بیش از پیش عیان می کند.

تاکید بر خودکفایی در محصولاتی که تولیدشان برای ما گران تمام می شود به افزایش قیمت محصولات غذایی در داخل کشور خواهد انجامید و نهایتاً به گونه ای ناهمگون و نامتعادل به فقیرترین طبقات اجتماع آسیب خواهد رساند. شرکت های تولید مواد خوراکی هم بهای بالاتری را برای مواد اولیه پرداخت خواهند کرد و این امر از سویی بر بالارفتن قیمت این محصولات در بازارهای داخلی و از سوی دیگر بر کاهش توان رقابتی این محصولات در بازارهای خارجی خواهد انجامید.

باید گفت بخش کشاورزی ما زمانی بیشترین بازده و سوددهی را خواهد داشت که ما تمرکز خود را بر محصولاتی بگذاریم که با شرایط کشور سازگارند. از این دسته محصولات می توان به پسته، زعفران، خرما، خشکبار و ادویه اشاره کرد. این محصولات که جنبه صادراتی نیز دارند، می توانند به رشد اقتصادی کشور و رسیدن به اهداف بلند مدت اقتصادی کمک کنند. از دیگر سو، تلاش برای خودکفایی در محصولاتی همچون برنج و پنبه، که نیازمند آب زیادی هستند، راه غیرکارآمدی برای استفاده از منابع کشاورزی کشور است. به هر حال باید پذیرفت که ما از مزیت نسبی برای تولید این محصولات برخوردار نیستیم و بهتر است سیاست ها در حیطه کشاورزی را با این واقعیت ها تطبیق دهیم.

در همین حال تعیین خودکفایی فراگیر به عنوان هدف اصلی در بخش کشاورزی به افزایش دخالت های دولتی و اختلالات تجاری خواهد انجامید که البته ما طی هشت سال گذشته تجربهء آن را داشته ایم. از جمله این دخالت های دولتی می توان به ممنوع کردن واردات و صادرات، تعیین سقف قیمت، ملزم کردن کشاورزان به تغییر محصول و دستکاری در عرضه و تقاضا از طریق کنترل ذخیره یا آزاد سازی محصولات اشاره کرد.  این اقدامات که درواقع دستکاری در روند طبیعی تولیدات کشاورزی است معمولاً نتایج ناخواسته ای در بر دارد و به کمبود مواد غذایی و افزایش قیمت ها می انجامد که ممکن است برای چندین سال به طول انجامد. تلاش ها برای دستیابی به خودکفایی در نوع خاصی از محصولات کشاورزی معمولاً باعث کاهش امنیت کلی غذا و گرانی این مواد می شود و لزوماً به فراوانی این محصولات نمی انجامد.

البته مسئله امنیت غذا موضوع بسیار مهمی است اما نگاه ما به این مسئله نباید محدود به چهارچوب تولیدات داخلی باشد. در همین حال امنیت تنها به این معنی نیست که ما بتوانیم تمام محصولات غذایی را در داخل کشور تولید کنیم. امنیت غذا باید شامل برنامه هایی برای حفظ منابع آب کشور برای آینده نیز باشد. منابع آب شیرین کشور ما جزء بهترین ها در منطقه است، اما اگر این منابع را در راه تولید محصولاتی به هدر دهیم که با آب و هوای کشور سازگار نیستند در آن صورت ما تنها موقعیت آینده خود را تضعیف کرده ایم.  

از سوی دیگر رویکرد ما به مسئله امنیت غذا باید شامل تقویت روابط تجاری ما با دیگر کشورها نیز باشد. تنها کافی است به تجربه کشور در تلاش برای خودکفایی در بخش گندم بنگریم؛ این تجربه نشانگر ناکارآمد بودن تمرکز بر تولیدات محلی به عنوان تنها راه برای امنیت غذاست.  خشکسالی و بروز بلایای طبیعی همه کشورها از جمله ما را تهدید می کند و در چنین شرایطی ما نیازمند وارد کردن محصولات خواهیم بود. در واقع در چنین مواقعی، امنیت غذایی ما به روابط خوب تجاری ما وابسته خواهد بود تا بتوانیم محصولات مورد نیازمان را خریداری کنیم.

در انتها باید بگویم بنده انتظار دارم که احتمالاً در چهار سال آینده ما همچنان با مشکلات ناشی از تلاشها برای خودکفایی کشاورزی روبرو باشیم. البته اگر دکتر روحانی بر آن باشد که تمرکز بر بنیادها و زیرساخت های صنعت کشاورزی را مبنای امنیت غذایی قرار دهد و سیاست های دولت در راستای اقداماتی همچون بهبود وضع آبیاری، به روز کردن کارخانه های فرآوری محصولات و تامین نیازهای کشاورزان باشد در آن صورت چشم انداز صنعت کشاورزی کشور مثبت و امیدوارکننده خواهد بود.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: