به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

کاسبان جنگانتخاب مجتبی ذوالنور بعنوان رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس به نگرانی ها از افزایش تحرکات گروه های ضد گفتگو و ضد صلح افزوده است. علیرغم هشدارهای بسیاری از فعالان دلسوز اقتصادی و کارشناسان روابط بین المللی، مسیر نظام و به تبع آن کشور به تدریج امنیتی تر شده و در این فضای امنیتی سنگین که بیشتر از آنکه ریشه های واقعگرایانه داشته باشد آرمانگرایانه است، نه تنها جایی برای تنفس سمن ها و نهادهای خارج از قدرت باقی نمانده، بلکه کنشگری نهادهای منتخب مردمی نیز غیر ممکن شده است، چراکه هر صدایی اگر همصدا با برخی از جریان های خاص نباشد غیرخودی است و نفوذی است و یا اولویت های نظام را درک نمی کند. واقعیت این است که چنین نیست. هستند بسیاری از دلسوزان نظام و ملت که برون رفت از بحران کنونی را در کاهش تنش و مذاکره می بینند. تداوم تحریم ها و گسترش سایه سیاه و شوم جنگ و تنش، چه مستقیم چه نیابتی، فضا را برای اپیدمی فساد و بازگشت ویژه خواران و کاسبان تحریم مهیاتر می کند. اگر خطر بروز اقتصاد غیر رسمی و زالوهای کاسب تحریم به اندازه کافی هراسناک نیست، با خطر طالبان جنگ چه بکنیم؟

در اواخر سال 1392  بود که عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای وقت ایران گفت: مشکل اصلی ما کاسبان تحریم هستند و به تعبیری کاسبان سیاسی و کاسبان مالی که باید دست آنها قطع شود. این سخنان عباس عراقچی بود که در آن زمان میهمان اتاق تهران بود و دورنمای روابط ایران با جامعه بین المللی را مثبت ارزیابی کرده بود و خواستار مشارکت بخش خصوصی در روند پیوند مجدد ایران با این جامعه بود. در آن زمان آقای نهاوندیان، رئیس وقت دفتر رئیس جمهور که پیشتر هم ریاست اتاق بازرگانی را بر عهده داشت مخالفان رفع تحریم را دلالان تحریم می نامید. رئیس جمهور نیز دستوری مبنی بر شناسایی و مجازات ویژه خواران و صاحبان درآمد های غیر موجه را صادر کرد. افرادی که به گفته دکتر روحانی با تبانی و سوء‌استفاده از امتیازات خاص، زمینه ویژه‌خواری و درآمدهای غیرموجه را فراهم کرده‌ بودند و از شرایط تحریم سوءاستفاده می کردند. با ادامه این روند و در سال 1393 یحیی آل اسحاق نیز در سمت رئیس اتاق تهران اعلام کرد که با توافق هسته ای و برچیده شدن تحریم ها زمان دلالی کاسبان تحریم فرا رسیده بود.

دو سال بعد در سال 1395 و پس از آنکه نوبت با اصلاحات ساختاری ساختارهای معیوب اقتصادی رسیده بود، مقاله ای در دنیای اقتصاد همین ذی نفعان و کاسبان را که حتی در دستگاه دولت هم نمایندگانی پرچمدار داشتند عامل بازدارنده اصلاحات ساختاری معرفی کرد. در روز قدس سال 1396 شاهد حملات دشمن شاد کن علیه رئیس جمهور بودیم و در مقاله ای در سایت تاجران با عنوان انقلابی گری و افراطی گری نمونه ای از تداوم تحرکات دلواپسان را برشمردیم و گفتیم: در سالی که اولویت آن از سوی مقام معظم رهبری اشتغال و تولید تعیین شده و برنامه های دولت دوازدهم در فضای دوران پساتحریم با توجه به اهداف سیاست های اقتصاد مقاومتی و توسعه پایدار تبیین شده است این کاسبان تحریم به جای مشارکت در اهداف مورد نظر مقام معظم رهبری و برنامه های دولت و بخش خصوصی به تفرقه افکنی های «دشمن شاد کن» روی آورده اند و به جای اشتغال زایی به مشغولیت زایی می پردازند.

کاسبان جنگ

در تیر ماه 1396 و در دوسالگی برجام و با وجود اظهارات مقامات مسئول مبنی بر اینکه اگر برجام نبود ما باید اقتصاد ریاضتی را به جای اقتصاد مقاومتی در کشور تحمل می کردیم و نفت در برابر غذا می دادیم، همچنان کاسبان و دلالان تحریم وانمود می کردند اگر برجام نبود اتفاق خاصی نمی افتاد.  کمتر از یکسال بعد از آن، همین دلواپسان همصدا با دشمنان نظام، خروج آمریکا از برجام را جشن گرفتند و آن را در خانه ملت به آتش کشیدند. کارشناسان تاجران در آن زمان نیز هشدار دادند که مسئولان و مردم باید در برابر این جنگ افروزان و مشتاقان تنش بایستند. انقلابی گری را فراموش کردند و افراطی گری کردند. ما در همان زمان یعنی در اردیبهشت 1397 هشدار دادیم که فضای امنیتی تنها به افزایش حضور کاسبان تحریم و کاهش سهم بخش خصوصی واقعی و کاهش شفافیت می انجامد. یکسال پیش از آن دریادار علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور گفته بود که فساد مانند موریانه اعتماد مردم به نظام را سلب می کند و ما باید برای مشکلات معیشتی مردم کاری بکنیم. سوال اینجاست که با حضور پررنگ دلالان تحریم و آتش بیاران معرکه جنگ، قرار است که چه کسی اقتصاد را از چنگ سیاست برهاند و بر اساس راهبرد اقتصاد مقاومتی آن را به مردم بازگرداند؟ 

ما در بزنگاه تاریخی غفلت کردیم. اقتصاد بار دیگر قربانی سیاست شد. اقتصادی که می رفت با جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی و حضور بخش خصوصی واقعی کشور را در مسیر توسعه قرار دهد و از مسیر توسعه اقتصادی، امنیت و آسایش را برای همگان به ارمغان بیاورد، امروز در زیر فشارهای سیاسی چه از داخل و خارج در حال خرد شدن است. ما نیز به جای چاره جویی به زورگویی و جوابِ های، هوی است، تمایل پیدا کرده ایم. خطوط قرمز می کشیم و به ضربه زدن به دشمن افتخار می کنیم ولی توجهی به عواقب جبران ناپذیر اشتباهات محاسباتمان نداریم. از سقوط یک پهپاد غره می شویم و به جنگ طلبان میدان می دهیم ولی غافلیم که دشمنی که در همسایگی ما بیش از 2 هزار میلیارد دلار هزینه کرده، نگران سقوط یکی دو پهپاد نخواهد بود. هر چند باید جواب متجاوزین را با قاطعیت داد اما یادمان نرود دیپلماسی برای ما بسیار کم هزینه تر است. جلوی طالبان جنگ و کاسبان تحریم را بگیریم. آنچنان که دکتر ظریف در سخنان خود اشاره کرد باید نگران مشتاقان جنگ باشیم اما بدانیم این مشتاقان تنها در خارج از کشور نیستند. از بیگانگان بنالیم اما نگران آن آشنایی باشیم که هرچه با ما کرد، او کرد.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: