به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

مدیریت ریسک بحرانفعالان اقتصادی به خوبی با مفهوم مدیریت بحران و تفاوت آن با مدیریت ریسک آشنایی دارند. وقتی حوادثی غیر مترقبه منافع یک سازمان را تهدید کنند، آن سازمان دست به مجموعه اقدامتی برای کنترل و مدیریت و کاهش اثرات منفی بحران می زند و این فرایند، مدیریت بحران است که بعد از آن باید وارد مرحله رفع بحران شد. اما از سوی دیگر، مدیریت ریسک را داریم که به شکلی پیشگیرانه اتفاقات و تحولاتی را که می توانند به شکل بالقوه به یک سازمان آسیب برسانند شناسایی می کند تا بتواند تهدید و آسیب احتمالی آنها بر سازمان را کاهش دهد و در واقع علاج واقعه قبل از وقوع بکنند. اگر این مفهوم را به عالم سیاست و سیاستگذاری بکشانیم و به چالش سیاست خارجی خود نگاهی بیاندازیم می بینیم که عدم استفاده موثر ما از دیپلماسی برای مدیریت ریسک در روابط خارجی باعث شده که امروز تمام نهادهای کشور با صرف هزینه بسیار در صدد مدیریت بحران حاصل از اعمال تحریم ها و افزایش تهدیدات بین المللی برآیند.

اگر مدیریت بحران در مفهوم کلی خود برای مدیریت بحران های حاصل از بلایای طبیعی کاربرد دارد در این مقاله می کوشیم تا نگاهی به الگوی مدیریت بحران در مواجهه با بلایای سیاسی داشته باشیم و ببینیم آیا بهتر نبود و نیست که به جای مدیریت بحران، به رفع بحران بپردازیم؟

از زمان خروج آمریکا از برجام که به نوعی بلایی سیاسی ولی اجتناب پذیر بود، دستگاه های نظام به جنب و جوش افتادند تا این بحران را مدیریت کنند. نمونه های این اقدامات بسیارند. 12 بسته اجرایی دولت برای مقابله با تحریم های جدید، ۶ برنامه بانک مرکزی برای مقابله با مرحله جدید تحریم های آمریکا، تشکیل کمیته مقابله با تحریم در وزارت اقتصاد، راهكارهای مقابله با تحريم بخش صنعت،  تشکیل کارگروه مقابله با تحریم های آمریکا در مرکز ملی فضای مجازی، و مجموعه ای از توصیه های اقتصاددانان و فعالان اقتصادی و سیاسی برای مقابله با تحریم از جمله مطالبی است که روزانه به آنها بر می خوریم. در کنار این رویکردها اقدامات دیگری چون برنامه اداره کشور بدون نفت توسط مرکز پژوهش های مجلس و طرح ‎اصلاح ساختاری بودجه توسط سازمان برنامه و بودجه کشور نمونه های دیگری از اقداماتی است که ریشه های مدیریت بحران بلایای سیاسی تحریم ها در آنها نمودار تر از عزم ملی برای برون رفت از این بحران است.

در عین حال مرتبا می شنویم که ما باید این چالش ها را به فرصت تبدیل کنیم. آیا شایسته نیست از خود بپرسیم چرا این چالش ها را به وجود میآوریم که بعد در صدد تبدیل آنها به فرصت برآییم؟ و حالا که این بحران ها پیش آمده، آیا بهتر نیست از فرصت ها استفاده کنیم؟ بهتر نیست فرصت ها را نسوزانیم؟ در سال های پیش و وقتی که نظام بانکی ما از نظام بین المللی جدا (جداتر) بود، می گفتیم این برای ما یک فرصت است. چه فرصتی بود و از آن چه استفاده ای کردیم؟ غیر از این است که هنوز اصلاحات نظام بانکی ما اندر خم یک کوچه است؟ تحریم ها جز ضرر آیا چیز دیگری برای ما دارد که اینگونه با افتخار از راه های پرهزینه دورزدن آنها سخن می گوییم؟ تأثیر تحریم ها تنها یک سال و دو سال نیست که برنامه های دو ساله برای پایانی غیر قابل پیش بینی در اوضاع سیاسی یک کشور دیگر ملاک اقدامات ما باشد. باید اصل تحریم ها را با دیپلماسی خارجی موفق از بین ببریم. هرچند چالش اصلی دستگاه دیپلماسی موازی کاری و تعدد نهادهای سیاستگذار در این حوزه است و وزارت خارجه در بسیاری از حوزه های حساس، سکاندار دیپلماسی کشور نیست، اما دست کم می توان انتظار داشت تا برای کاهش آسیب پذیری های نظام، این نهادها با سیاستی منسجم برای رفع بحران بکوشند و تنها به «مدیریت» بسنده نکنند.

بحران

دیپلماسی در مفهوم مدیریت ریسک، مدیریت روابط خارجی برای کاهش مخاطراتی است که کشور را تهدید می کنند و در عین حال باید به پیشبرد منافع ملی در خارج از مرزهای کشور بیانجامد. در این چارچوب، موفقیت دیپلماسی ما با دستاوردهایش سنجیده نمی شود بلکه با میزان رفع مخاطرات و ریسک های موجود است که می توان آن را دیپلماسی موفق دانست. هیچکس نمی تواند ادعا کند که اگر ما چنین می کردیم و یا چنان نمی کردیم این بلایای سیاسی اتفاق نمی افتاد اما آنچه مسلم است این است که در روابط خارجی هر چه تنش کمتر و تحولات غیرمنتظره کمتر باشد بهتر است.  نتیجه مطلوب دیپلماسی، تضمین امنیت و آرامش یک ملت است.

فعالان اقتصادی و سیاسی به خوبی آگاهند که فرهنگ غلط دورزدن تحریم ها در دوران گذشته چه هزینه هایی برای ما در بر داشت. اقتصاد غیر رسمی فرزند ناخوانده همان سیاست است که امروز با فساد افسارگسیخته حاصل از آن دست و پنجه نرم می کنیم. ما باید ابتکار عمل خود را در مسیر مدیریت ریسک به کار ببندیم نه اینکه با تصور مدیریت یکی دو ساله بحران (بخوانید دور زدن تحریم ها) فکر کنیم اوضاع بالاخره خودش خوب می شود. فعالان اقتصادی در این مقطع مسئولیتی مضاعف دارند تا سیاستگذاران را از هزینه های جبران ناپذیر تداوم وضعیت کنونی آگاه سازند و چاره ای بیاندیشند تا ذهنیت و اقدامات سیاستگذاران از آنچه این روزها به آن مدیریت بحران می گوییم، به سمت مدیریت ریسک و برون رفت از بحران سوق پیدا کند.

 

 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: