به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نوشتار ذیل از سوی یکی از خوانندگان وبسایت تاجران ارسال شده است. ما از همفکری همه فعالان اقتصادی و مدنی برای پیگیری گفتمان عقلانی اقتصادی استقبال می کنیم.

ارتباط  میان کشورها همواره با تغییر روبروست و حتی روابط متحدان استراتژیک هم دچار تحول می شود. در این میان، حفظ کانال های گفتگو میان دو کشور یکی از اصلی ترین راهکارها برای کاهش سوءتفاهم ها و خنثی کردن توطئه هاست. شرایط کنونی ما در قبال گفتگوی مستقیم با آمریکا به علت پیشینه های تاریخی پیچیده شده و راه برون رفت از آن، تنها با محور قرار دادن عقلگرایی و عملگرایی ممکن می شود.

آیت الله خامنه ایهمه متفق القولند که گزینه جنگ به هیچ وجه پذیرفته نیست. این موضوعی است که رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تاکید گذاشته اند ولی در ضمن گزینه مذاکره را نیز منتفی دانسته اند. ولی دو سوال در اینجا طرح می شود: اگر مذاکره را صرفا به معنی گفتگوهای مستقیم تلقی کنیم، آیا باز هم نظر رهبری بر عدم گفتگو است؟ و سوال دیگر این است که تاکید بر عدم مذاکره، آیا خود میتواند یک تاکتیک مذاکراتی یا پیش مذاکراتی باشد؟

نگاهی گذرا به مثال های تاریخی حاکی از آن است که امکان کوتاه کردن دیوار سوءتفاهم ها وجود دارد و برای این منظور گفتگوها و تعاملات مستقیم ضروری به نظر می رسد. برای مثال در زمان جنگ سرد، و در پی بحران موشکی کوبا، تنش میان آمریکا و شوروی به بالاترین سطح خود رسیده بود و دو کشور در یک قدمی تقابل هسته ای بودند ولی گفتگوهای کندی و خورشچف در سال 1962 بود که از جنگ جلوگیری کرد. چهار سال قبل از آن، خورشچف به دیپلمات های غربی گفته بود « ما شما را دفن خواهیم کرد»، ولی عملگرایی و عقلانیت از بروز فاجعه های غیرقابل جبران پیشگیری کرد.

سناریوی فوق به گونه ای دیگر در رابطه آمریکا و چین هم رخ داد. چین که در جنگ جهانی دوم متحد آمریکا بود، در اردوی کمونیسم و در مقابل غرب قرار گرفت. اما در سال 1972 ملاقات تاریخی نیکسون و مائو از تنش ها کاست و فصل جدیدی از ارتباط پکن و واشنگتن را رقم زد. دو دهه پیش از ملاقات با نیکسون، مائو گفته بود نیروهای امپرالسیم آمریکا در چین، به میل خود کوتاه نخواهند آمد. ولی دو دهه بعد، دو کشور روابط دیپلمایتک خود را از سر گرفتند.

ما خود طی چهار دهه گذشته به طور مستقیم و غیر مستقیم با آمریکا گفتگو داشته ایم. حتی پیش از انقلاب، حضرت امام از طریق واسطه هایی با بسیاری از قدرت ها و حتی رژیم ستم شاهی گفتگو داشتند. اکنون هم ما چاره ای از ادامه گفتگو نداریم ولی از آنجا که خط قرمزهای سیاست خارجه چندان روشن نیست، ما خودمان را محدود به گفتگوهای غیر مستقیم از طریق واسطه های مختلف کرده ایم. در واقع ما وارد مذاکرات نیابتی شده ایم. در واقع چون در عمل، چاره ای از انتقال پیام نداریم، از واسطه ها بهره گرفته ایم. حال سوال اینجاست که چرا این گفتگو مستقیم صورت نگیرد؟

آیا نفس آغاز کردن گفتگوهای مستقیم به معنی شکست ما می باشد؟ باید پرسید که به اعتقاد مخالفان گفتگو، ما چه چیزی را در فرایند مذاکرات مستقیم از دست خواهیم داد. آبروی بین المللی؟ غرور ملی؟ آرمان های انقلابی؟ پاسخ هر سه سوال منفی است. اگر ما با اعتماد به نفس و حرفه ای گری دیپلماتیک وارد میدان شویم، نه تنها آبرو و غرورمان و آرمان هایمان را فدا نخواهیم کرد، بلکه می توانیم از مذاکرات برای تاکید بر این اصول و آرمان ها بهره بگیریم.

بیشتر بخوانید:

نه به جنگ

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: