به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در هفته های گذشته، بیژن زنگنه هدف انتقادهای شدیدی از جانب کسانی بوده که تاثیر عملکرد وزیر نفت را بر اقتصاد کشور منفی تلقی می کنند. عنوان این انتقادها سوءمدیریت و رفتارهای سئوال برانگیز است که  اغلب توسط نمایندگان طیف خاصی در مجلس و در رسانه ها مطرح می شود. منتقدان تاکید دارند که به دنبال بازگشت تحریم ها، وزارت نفت هیچگونه راه حل عملی برای مقابله با تحریم ها ارائه نداده و در حقیقت همه درهائی که ممکن بود به نحوی باز شود توسط وزیر نفت بسته شده اند. این در حالی است که عدم اجرایی شدن قراردادهای وزارت نفت عمدتا به این دلیل بوده که دیگر کشورها یا حاضر به انجام تعهدات خود نیستند و یا اعلام رسمی در زمینه همکاری نکرده اند. 

به دنبال گزارش زنگنه در کمیسیون تلفیق مجلس در دی ماه، نصرالله پژمان فر، عضو کمیسیون تلفیق، با انتقاد از زنگنه که گفته بود «در عرضه های قبلی نفت در بورس انرژی، خودمان به خریداران اعلام کردیم که از بورس انرژی نفت خام را خریداری کنند، اما از این به بعد می گوئیم از این بازار خریداری نکنند» این اقدام وزارت نفت را تلاشی برای مسدود کردن مسیر فروش این کالا از طریق بازار بورس خواند و اظهار نگرانی کرد که انحصار در فروش نفت خام اقدام خطرناکی است. 

در همین زمینه باید به نامه 72 نفر از نماینگان مجلس به سران قوا در انتقاد از زنگنه نیز اشاره نمود که طی آن نمایندگان با اشاره به از دست دادن فرصت ها توسط وزیر نفت در این برهه حساس، خواستار اقدامی عاجل برای اصلاح مدیریت وزارت نفت در جهت تامین منافع ملت شدند. در این نامه ضمن اشاره به اقدامات «سئوال برانگیز» وزارت نفت در زمینه «قطع روابط نفتی ایران و متوقف کردن برخی قراردادهای نفتی و گازی با برخی کشورهای منطقه» راه حل هائی برای مقابله با تحریم ها علیه ایران نیز ارائه شده که البته در عملی بودن این راه حل ها، چون و چراهای زیادی هست. نگارش این نامه به سران قوا به دنبال اعتراض هدایت الله خادمی، نایب رئیس کمیسیون انرژی مجلس به آنچه به باور وی سوء مدیریت مسئولان وزارت نفت و از بین بردن زیر ساختهای این صنعت است صورت گرفت.

دهقان مجلسدر واکنش به این نامه، زنگنه با وعده پاسخ به همه ادعاهای مطرح شده، اظهار داشت این اتهام که وزارت نفت عمدا بعضی قراردادها را اجرا نمی کند تنها به این دلیل است که کشورهای دیگر یا حاضر به انجام تعهدات خود نیستند و یا اعلام رسمی در زمینه همکاری نکرده اند. با این حال، محمد دهقان، نماینده مردم طرقبه و چنار، نامه را شفاف خواند و با استناد به قراردادهائی که لغو آن از دید وی عمدا توسط زنگنه صورت گرفته تلاش نمود تا فعالیت های این وزات خانه را کمرنگ جلوه دهد.  همچنین، پس از اعلام وزارت نفت مبنی بر شکایت از نمایندگان منتقد زنگنه، مجتبی ذوالنوری اظهار داشت که موارد ذکر شده در نامه انتقاد از وزیر نفت، بدون دلیل و بی حساب و کتاب نبوده است.

زنگنه، البته به یک یک اتهامات وارده پاسخ داده و با ابراز قدردانی و تشکر از نامه 72 نماینده مجلس ایراد خود را به کسانی وارد نموده که اطلاعات نادرست به این نمایندگان داده اند.  وی همچنین طی نامه ای به ریاست جمهوری خواستار طرح دغدغه های نمایندگان مجلس در جلسه ای با حضور سران سه قوه برای قضاوت در این زمینه شده است. برغم تجربه و عملکرد زنگنه و دستاوردهای وزارت نفت که پس از اجرائی شدن برجام نصیب کشورمان شد، منتقدین زنگنه که اواخر تابستان گذشته طرح نافرجام استیضاح وی را کلید زده بودند، هنوز هم در تلاش برای بی اعتبار نمودن وی هستند. جالب اینجاست که منتقدان زنگنه از یک سو از خطر تحریم ها سخن می گویند و از دیگر سو، تحریم ها را بی اهمیت جلوه می دهند ولی واقعیت این است که این فشارها باعث شده حتی کشورهای که امکان خرید نفت از ایران را دارند هم با احتیاط و افزایش هزینه ها وارد ایران شوند.

برجام

واقعیت این است که در این برهه از زمان که تاثیر تحریم ها نمایان می شود، دلواپسان تلاش می کنند بدون اینکه مسئولیت تبعات تصمیماتشان را بپذیرند، از این تبعات انتقاد کنند.دامن زدن به آتش تنش های منطقه ای، شعارها علیه FATF و به طور کلی مخالفت با همراهی ایران با جامعه جهانی از جمله تصیمات است که طبیعتا همراستا با تحریم ها عمل می کند و در واقع تحریم ها را ممکن، و پیگیری قراردادهای نفتی را دشوار می کند. این واقعیتی است که جناح منتقد باید بپذیرد تا بتواند با مسئولیت بیشتری به ارائه راهکار بپردازد. برای مثال، علی اکبر کریمی بدون توجه به اینکه شرکتهای چینی و روسی به دلیل تحریم ها و فشارهای آمریکا حاضر به همکاری با کشورمان نیستند، با انتقاد از عملکرد زنگنه و عدم توانائی وزارتخانه وی برای استفاده از شرکای تجاری مانند چین و روسیه در دوران برجام، بر این باور است که زنگنه انگیزه لازم برای انجام وظایف محوله در وزارت نفت در دوران تحریم را ندارد.   سئوال اما اینجاست که چرا پس از امضای برجام که شرکت های معتبر بین المللی تشنه تعاملات نفتی با کشورمان و سرمایه گذاری و انتقال فناوری های نوین بودند، دلواپسان بدون توجه به منافع کشور و تنها به دلائل جناحی و سیاسی برای امضای چنین قراردادهائی مانع تراشی کردند؟               

واقعیت این است که دلواپسان نفتی با فشار به دولت برای امضای قراردادهائی که منجر به اتلاف سالها وقت هزینه میشود، همواره در تلاشند اهداف مناسب با منافع ملی تحقق نیابد. این دلواپسان نیز مانند دلواپسان برجامی و مخالفین پیوستن کشورمان به FATF نمی خواهند به نتیجه مصیبت بار اقدامات خود برای کشور فکر کنند.  اگر روزی برجام کنار گذاشته شود، آیا به این فکر کرده اند که مسیر پیمایش کشور به سوی آینده در برابر تحریم ها چگونه خواهد بود؟  آیا دلواپسان می دانند که بدون پذیرش FATF کشورهائی که ما شریک تجاری و دوست خود میدانیم نیز امکان همکاری با ما را نخواهند داشت؟

متاسفانه فضا سازی ها و تلاش هائی که به دلیل کسب منافع حزبی، پیروزی های انتخاباتی صورت می گیرد تنها منجر به ادامه تنش ها و چالش های موجود و تضعیف اراده ملی برای بهبود وضعیت کشور و رفاه ملت می شود.

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: