به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

جهانی شدن و شکل دهی به ساختار جهانی در عصر انقلاب چهارم صنعتی موضوع اجلاس اخیر مجمع جهانی اقتصاد در داووس بود. صرف نظر از شرایط دنیا، شعار مجمع جهانی اقتصاد همواره بهبود وضعیت اقتصادی کشورهای دنیا است، شعاری که سالی یک بار با امید تکرار می شود و غالبا با نومیدی و نافرجامی در انتظار تکرار تا سال آینده معلق می ماند. آیا علت این نافرجامی ها عدم تعهد کامل کشورها به این شعار است؟ آیا میتوان گفت سیاست های کلان برخی کشورها به طور ذاتی در تقابل با ضوابط جهانی شدن است و از همین روست که برخی کشورها عملا در تقابل با روند جهانی شدن قرار می گیرند؟ 

عدم حضور چهره های تاثیرگذار کشورمان در اجلاس امسال داووس زنگ خطری برای ماست. به رغم چالش هایی که برای روند جهانی پیش آمده و شک هایی که در این زمینه ایجاد شده، تعامل با جامعه جهانی ضرورتی غیرقابل انکار برای رشد اقتصادی است. فاصله گرفتن ما از صحن چنین مجامعی تنها به سود کسانی است که در داخل و خارج از انزوای ایران استقبال می کنند و بقای خود را در افزایش تنش های منطقه ای و جهانی می بینند.

مشکلات اقتصادی  تاجراننیاز به ایجاد یک زیربنای جهانی دربرگیرنده الزامات و نیازهای کشورها در عصر انقلاب چهارم صنعتی و درنظرگرفتن چالش ها و خطرات مسیر جهانی شدن، محور اصلی اجلاس اخیر داووس بود و نمایندگان بسیاری از کشورهای شرکت کننده در این اجلاس با اشاره به تعاملات بین المللی و همکاری های اقتصادی بین کشورهای دنیا که لازمه آن گشودن درهای کشور به جای بستن آن است، حمایت خود را از فرایند جهانی شدن نشان دادند.

در مقابله با جهانی شدن، تاثیر نیروهای مخالفی که به گسترش ناسیونالیسم، حمایت گرائی، یکجانبه گرائی و پوپولیسم کمک می کنند نیز بر این اجلاس آشکار بود. در حقیقت این اجلاس در حالی به وقوع پیوست که تعدادی از رهبران ممالک به دلیل وجود مشکلات داخلی کشورهایشان در آن شرکت نکردند. درست است که اجلاس داووس فرصتی برای رهبران و نخبگان سیاسی و اقتصادی کشورها برای تبادل نظر در مورد راهکارهای فرایند جهانی شدن است و از حمایت بسیاری درسراسر دنیا برخوردار است، اما مخالفان چنین اجلاسی نمی توانند واقعیت های ناخوشایند دنیا مانند فقر، نابرابری های اقتصادی و اجتماعی، نومیدی، عدم اطمینان به بهبود اقتصادی، بحران های مالی، جراحات اجتماعی، تروریسم، خشونت، و تخریب محیط زیست را نادیده بگیرند.

در چارچوب فرایند جهانی شدن، بزرگترین چالش، وجود نابرابری میان کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه است. چگونه فرایند جهانی شدن می تواند کشورهائی که از جنبه های مادی و تکنولوژی به پیشرفت های شایانی دست یافته اند و در راه پیمودن مسیر توسعه انقلاب چهارم صنعتی هستند را با کشورهای فقیری که هنوز از تجربه انقلاب اول صنعتی نیز محروم بوده اند در یک مسیر قرار دهد؟

برخی از منتقدین کشورمان، حضور رهبران سیاسی و اقتصادی کشورها در اجلاس داووس را با عباراتی چون تجمع دلالان قدرت و ثروت درحالی که کشورها با مشکلات اقتصادی دست به گریبان هستند توصیف کردند، و منتقدان خارجی نیز با زیر سئوال بردن نگاه این مجمع جهانی گفتند که صحبت به تنهائی نمی تواند باعث  باز توزیع ثروت در جهان شود. شاید به همین دلیل اجلاس داووس باید مسیر خود به سوی جهانی شدن را به روز و بازتعریف کند. بسیاری از مقامات شرکت کننده در این اجلاس نیز اذعان نمودند که تاریخ مصرف فرایند جهانی شدن به صورت موجود گذشته و چشم انداز اجلاس داووس نیازبه باز بینی دارد، زیرا این اجلاس به رغم آگاهی از وجود نابرابری های اقتصادی در دنیا، نتوانسته در حل آن موفقیتی کسب کند.      

نابرابری   تاجرانبه رغم چنین انتقادها و واقعیت وجود نابرابری در دنیا، نیاز یا اجتناب ناپذیر بودن جهانی شدن را نمی توان انکار نمود. درست است که روش ها، اجلاس ها و سیاست های فعلی به هر دلیلی کارآئی لازم را نداشته اند، اما روی دیگر سکه جهانی شدن چیست؟  آیا انزواگرائی و مقاومت در برابر روند های جهانی شدن پاسخ این سئوال است؟ متاسفانه گزارش مجمع جهانی اقتصاد در زمینه خطراتی که جهان در سال 2019 میلادی با آن روبروست، تصویر روشن تری را ترسیم نمی کند.  این گزارش حاکی از افزایش تنش های سیاسی و اقتصادی در سطح دنیا و کاهش اراده جمعی برای از میان برداشتن آنها است. در قسمتی از این گزارش آمده: «نیرویی که در جهت یک‌جانبه‌نگری و برقراری علائق ملی و اجتناب از خطرپذیری در سطح ملی به کار گرفته می‌شود، مسئولیت‌پذیری در سطح جهان برای از میان برداشتن چالش‌های جهانی را کاهش داده است.»

شکی نیست که حمایت سیاستمداران از جهانی شدن یا مقابله با روند های جهانی شدن، آینده اقتصادی کشورها را رقم می زند. چگونه رهبران کشورها می توانند با وجود پیش روی در مسیر استفاده از ربات ها و تکنولوژی های نوین از امنیت شغلی و معیشتی ملت خود اطمینان حاصل کنند؟ چطور میتوان جهانی شدن را در مسیری پیش برد که متضمن بهره مندی شمار بیشتری از مردم جهان باشد؟

برای حامیان جهانی شدن، سخنان صدراعظم آلمان در اجلاس داووس نورامیدی است که باید همیشه روشن بماند. مرکل با اشاره به مقایسه جهان کنونی با جهان چند دهه پیش که با فقر کمتر و موقعیت بهتری رو به رو است، از کشورهای جهان خواست تا اندیشه خود را فراتر از منافع ملی سوق دهند و در پی اصلاح نهادهای بین المللی و ایجاد موقعیت های برد-برد برای همه باشند. همچنین سخنان نخست وزیر ژاپن در حمایت از بازار آزاد و تجارت آزاد، برای طرفداران آزادسازی اقتصاد امیدوار کننده بود. در این میان شاید موضع چین بیش از هر کشور دیگری جالب توجه باشد، زیرا در تلاش برای توسعه  خود، و در عین مقاومت در برابر تغییرات سیاسی اجتماعی، و با وجود محدودیت ها و فساد گسترده ای که در آن کشور وجود دارد، نه تنها با سرعت روزافزونی در مسیر انقلاب چهارم صنعتی در حرکت است، بلکه به شدت نیز علاقمند به همکاری با سایر کشورهای جهان در راستای اهداف مشترک توسعه می باشد.   

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: