به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

متن زیر را یکی از خوانندگان تاجران در واکنش به مقاله «در بزنگاه تاریخی چه اتفاقی افتاد؟» برای ما فرستاده است. کارشناسان تاجران لزوما با مواضع مطرح شده در این نامه موافق نیستند ولی برای بسط گفتمان سازنده میان فعالان اقتصادی و دولتمرادن، این نامه را در ادامه با خوانندگان در میان می گذاریم.

برجام روحانیدر اوائل این ماه مقاله شما را در مورد بزنگاه تاریخی خواندم که البته از دیدگاه بنده یک فرصت سوزی تاریخی بود. اجازه بدهید در ابتدا از تلاش ها و مقالات پربارتان تشکر کنم. شما به خصوص در مقاله مذکور به نکات بسیار درستی اشاره کردید اما به نظرم یک مورد اصلی را نادیده گرفتید. این نکته مهم این است برجام در واقع دعوتنامه رسمی ما بود برای پیوستن به اقتصاد جهان و پیوند با جامعه بین المللی و برخورداری از مزایای آن. برجام و آغاز دوران پساتحریم در مدت زمان کوتاهی هم که دوام آورد همانگونه که انتظار می رفت ثمرات قابل توجهی داشت که متاسفانه به طور خردمندانه پیگیری نشد. طرح تحول سلامت و کاهش قابل ملاحظه هزینه های خدمات درمانی و بهداشتی، بهبود وضعیت معیشتی برای عموم مردم، دسترسی بیشتر به بازارهای جهانی، فرصت های بیشتر برای مسافرت های خارجی و جذب گردشگر، تسهیل دسترسی به دانش، فناوری و کالاهای با کیفیت خارجی برای مصارف شخصی و بهبود کسب و کار، فرصت های بهتر برای صادرات اعم از نفتی و غیر نفتی، و فرصتی مغتنم برای تنوع بخشی اقتصاد و جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی از مواردی هستند که نمی توان نسبت به آنها بی اعتنا بود.

کشور ما سرشار از نیروهای کاری تحصیلکرده، پر انرژی، سخت کوش و  با انگیزه است. ما این فرصت را داشتیم تا ایرانی بهتر برای خود بسازیم. ما به جامعه جهانی دعوت شدیم اما دستکم از دید میزبان میهمان خوبی نبودیم. سوای دید میزبان، باید گفت که میهمانی دوراندیش و خردمند نبودیم.

برجام به طور خاص، خواستار توقف برنامه تسلیحات هسته ای شد (که البته مقامات محترم نظام تأکید کردند که چنین برنامه ای وجود نداشت) تا در ازای آن ما به جامعه جهانی بازگردیم و از منافع آن برخوردار شویم. اما ما چه کردیم؟ به طور قطع تسلیحات اتمی نساختیم و در مسیر بهره مندی از منافع رفع تحریم ها قرار گرفتیم.  اما به جای بهره گیری از تمام جوانب و ظرفیت های مندرج و یا مستتر در برجام، بهانه به دست تندروهای آمریکایی دادیم. خودکرده را تدبیر نیست و لازم هم نیست که در اینجا گاف های بزرگمان را لیست کنم.

پولشوییاصلاحات نظام بانکی را برای مقابله با فساد سیستماتیک با جدیت اعمال نکردیم، نیروهای مسلح و دولت پنهان را از اقتصاد خارج نکردیم ولی به نام امنیت ملی در سوریه و یمن و عراق و لبنان و ... به گفته خودمان حضور مستشاری و به گفته دشمنانمان مداخله کردیم. فرقی نمی کند که به چه نامی آن را بخوانیم اما اصل ماجرا در این است که آنچه باید در داخل برای سامان دادن امور و خارج کردن اقتصاد بیمار از حال احتضار انجام می دادیم را فدای آنچه لازم نبود در بیرون انجام بدهیم کردیم.

دیپلمات های ما در اروپا درست پیش از ورود رئیس جمهورمان که می خواهد برای اطمینان بخشی و اعتماد سازی و جذب سرمایه گذاری مستقیم به آنجا سفر کند بازداشت میشوند. دیپلمات های ما برای چه چیزی بازداشت شدند؟ اتهام آنها چه واهی چه واقعی این بود که مواد منفجره به عوامل جاسوسی ما داده بودند. با این دسته گلی که به آب دادیم به دشمن اجازه دادیم با یک تیر صد نشان بزند و یک شبه اتریش، آلمان، فرانسه و بلژیک را از خود راندیم. واقعا این راه بهبود کسب و کار است؟ اگر به همین شکل ادامه بدهیم، بنده و امثال بنده باید حرفه دستفروشی یا بلکه گدایی را در همین خیابان های پایتخت انتخاب کنیم.

عجیب نیست که آنهایی که با توافق هسته ای مخالفت کرده و می کنند همان هایی هستند که بیش از همه از این شرایط بهره برده و می برند. همان کاسبان تحریم را می گویم. آنهایی هم که معتاد بودجه نظامی هستند هنوز هم خواهان افزایش بودجه خود هستند تا هزینه اقداماتی را در نقاطی همچون سوریه و یمن و عراق تأمین کنند و فرزانگی را به جایی رسانده اند که این اقدامات را به خاک اروپا هم کشانده اند. فکر نمی کنند که این پول از کجا باید تأمین شود؟ چند نسل باید هزینه این اقدامات را بدهد؟ آیا بودجه این اقدامات از جایی جز محل بودجه خدمات درمانی، تحصیلی و سایر خدمات رفاهی تأمین می شود؟ آیا با این رویه ما توان مقابله با ابرچالش هایی همچون مسائل محیط زیستی و بحران آب را خواهیم داشت؟ قطعا این هزینه ها از جیب دزدان اقتصادی که خود را خیرخواه ملت و نظام می نمایانند تامین نخواهد شد.

واقعیت این است که همه این مشکلات به افزایش بحران امید می انجامد و ما تنها از نسل آینده هزینه می کنیم. هر چقدر هم بنده خودم را راضی کنم، خانواده ام نگران است. یکی از دو پسرهایم مرتب از رفتن حرف می زند و می گوید می خواهد به جایی برود که امیدی برای زندگی وجود داشته باشد. جایی که دولتمردان و حاکمان برای مردم و فرزندانشان رفاه و آسایش و ترقی می خواهند، نه جنگ و تحریم و نا امیدی. با عرض معذرت از صراحتم در این نوشته، ولی واقعیت این است که بنظرم لازم است همه دلسوزان مردم و نظام با صراحت به بازگویی اشتباهات بپردازند تا شاید از تکرار آنها جلوگیری شود.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: