به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

بسیاری از فعالان و کارشناسان اقتصادی به درستی دوران پسابرجام و پساتحریم را همان بزنگاه تاریخی تلقی کرده بودند که عاصم اوغلو و جیمز رابینسون در کتاب «چرا ملت ها سقوط می کنند» به آن اشاره کرده بودند. بزنگاه تاریخی بر اساس پژوهش های این دو اقتصاددان، فرصتی تاریخی است که زمینه پیشرفت و توسعه کشور را فراهم میکند و شواهد تاریخی نشان میدهد که بسیاری از کشورهای فقیر توانسته اند با استفاده از آن فرصت تاریخی با رسیدن به اجماع در مورد تغییر شرایط، مسیر توسعه پایدار را آغاز کنند. پژوهش این دو استاد که جزو برجسته ترین مطالعات علوم اجتماعی در سالهای اخیر بوده، می تواند چهارچوبی نظری برای بررسی وضعیت ما نیز بدهد.

برجام تاجراناما در ایران ما چه گذشت و ما در این سالهای اخیر، با چه بزنگاه تاریخی روبرو شدیم؟ توافق برجام نقطه عطفی در تاریخ کشور و ملت ایران بود. این اتفاق حیاتی در سایه نرمش قهرمانانه حاکمیت و همگرایی خواست ملت و دولت و با همت و ابتکار عمل وزارت امور خارجه میسر شد و دورانی را پیش روی ما گذاشت که کارشناسان تاجران در کنار دیگر فعالان دلسوز اقتصادی و رسانه ای با عنوان دوران پساتحریم در مورد آن سخن گفتند. پس از توافق تاریخی برجام فضای پرامید و جدیدی آغاز شد که باید از آن به بهترین نحو بهره برداری می کردیم اما نکردیم و متاسفانه به اجماعی قدرتمند در خصوص منافع ملی واقعی خود نرسیدیم و فرصت طلایی را از دست دادیم. تا زمانی که یک توافق ملی با حضور مردم و حاکمیت برای تغییر گفتمان های سیاسی و اقتصادی شکست خورده گذشته شکل نگیرد، آرزوی توسعه یافتگی ایران در حد همان آرزو باقی خواهد ماند.

در آن زمان، محمد فاضلی، معاون مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری تأکیدکرده بود که دنیای پساتوافق و پساتحریم، عرصه دیگری از حیات ایرانی با ملزومات اندیشه‌ای متفاوتی خواهد بود. اتفاقاتی در ذهن‌ها و نگرش‌ها رخ خواهد داد که خود موتور محرک تغییرات بزرگ‌تری خواهند شد. مسعود نیلی، مشاور وقت اقتصادی رئیس جمهور نیز تأکید کرده بود که ما در تاریخ کشورمان چند بار با بزنگاه‌های تاریخی مواجه بودیم که آن را پس زده و استفاده‌ای نبرده‌ایم. اگر با شرایط جدید هم در قالب همان سیاست و اقتصاد سنتی برخورد کنیم، نتیجه‌ای نمی‌گیریم و در آینده با بحران‌های بزرگ مواجه می‌شویم که می‌تواند ما را دچار شرایطی بدتر و خطرناک‌تر از دوران تحریم کند. به اعتقاد نیلی، ما باید سیاستگذار را توجیه می کردیم و در عرصه اجتماعی و افکار عمومی هم این بحث باید تبدیل به گفتمان و مطالبه می شد. در غیر این صورت، فرمان هدایت اقتصاد ما به طور سنتی به همان سمتی کشیده می‌شود که پول نفت را صرف رفاه کوتاه‌مدت و بحران‌های درازمدت کند.

برجام بزنگاه تاریخی دولت پنهان تاجراناما متاسفانه، دلواپسان و دولت پنهان با خواست ملت همراه نشدند و از بزنگاه تاریخی پسابرجام هم همچون دیگر فرصت های تاریخی استفاده نبردیم. دلواپسان یا منافعشان را در حفظ شیوه های شکست خورده اقتصادی و سیاسی گذشته می دیدند و یا به قدری پایبند ساختارهای ایدئولوژیک خود شده بودند که از دیدن واقعیات و خواست ملت ناتوان بودند. 

در آن زمان، دکتر نیلی از ضرورت شکل گیری گفتمان ملی پساتحریم برای ایجاد وفاق و اجماع در مسیر توجیه سیاستگذار سخن گفت. این موضوع به خصوص در بخش خصوصی و اتاق های بازرگانی نیز با جدیتی نسبی پیگیری شد. نیلی در همان زمان هشدار داده بود که در صورتیکه نظام تصمیم­گیری کشور موفق نشود که گفتمان ملی واقع گرایانه و مسالمت­ آمیز پساتحریم را پیش ببرد، چالش های اجتماعی و سیاسی دوران پساتحریم بیشتر خواهد شد و اقتصاد پساتحریم می­ تواند در وضعیتی حتّی به مراتب بدتر از دوره تحریم ظاهر شود.

این هشدار از سطح جامعه تا رئیس جمهور تکرار شد تا جائیکه دکتر روحانی نیز در فروردین ماه 95 گفت: فرصتی که برجام برای وحدت، پیشرفت و تعامل آفرید، دائمی و ابدی نیست. برجام امروز یک فرصت بزرگ، برای ملت ما در زمینه جذب فناوری، مسایل اقتصادی، تعامل با جهان، جذب سرمایه‌گذاری و مهمتر از همه تقویت وحدت و اتحاد در درون کشور است. رییس جمهوری گفت: اگر خدای ناکرده عده معدودی موفق شوند و نگذارند ما به خوبی از این فرصت استفاده کنیم، این فرصت باز نمی‌گردد.

برجام تاجرانآیا این عده معدودی که رئیس جمهور به آنها اشاره کرد مقصر وضع موجود هستند؟ آنهایی که خصولتی اند، مالیات نمی دهند، پولشویی می کنند و منطقه را ملک طلق خود می دانند مقصرند؟ البته مقصر اصلی، دولت پنهان و اقتصاد پنهان است ولی آیا ما فعالان اقتصادی بی تقصیریم و تنها باید دلواپسان و آنهایی که در آن شرایط حساس به موشک پرانی و شعار مرگ نویسی بر موشک ها اصرار کردند را مقصر دانست؟ آیا اتاق های بازرگانی با تمام قوا پشت سیاست هایی که منافع درازمدت آنها و منافع ملی را تأمین می کرد قرار گرفتند یا هنوز هم در حال بیحال انتظار و «ببینیم چه می شود» قرار دارند؟

به نظر می رسد مجموعه ای از عوامل داخلی، منطقه ای و بین المللی در این فرصت سوزی دخیل باشند اما باید به جای سلب مسئولیت از خود اعتراف کنیم که ما هم مقصریم که با تمام قوا حمایت خود را از برجام 2 اعلام نکردیم. مقصریم که در مورد برخی از سیاست های منطقه ای و خصمانه موضع کاملا شفافی نگرفتیم. مقصریم که با تمام وجود در مسیر اجماع عقلانی گام برنداشتیم. مقصریم که با قدرت پشت سیاست خارجی تجارت محور قرار  نگرفتیم. امروز هم هرچند فرصت بزنگاه تاریخی را پشت سرگذاشتیم ولی باید به جای انفعال و فرافکنی، در پی کشف ظرفیت ها باشیم و با روشنگری و اطلاع رسانی، مطالبات بخش خصوصی واقعی را مردمی و همگانی کنیم.

تا زمانی که یک توافق ملی با حضور مردم و حاکمیت برای تغییر شرایط و گذار از گفتمان های سیاسی و اقتصادی شکست خورده شکل نگیرد، آرزوی توسعه یافتگی ایران در حد همان آرزو باقی خواهد ماند و ما هرگز نخواهیم توانست از چرخه معیوب اقتصاد رانتی رهایی پیدا کرده و به جمع کشورهای توسعه یافته بپیوندیم.   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: