به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام
اهواز تاجرانحمله تروریستی اهواز نیز همچون دیگر اقدامات تروریستی مردم ما را به هم نزدیک تر و متحدتر کرده و به ما یادآور شده که در زیر مرزهای ساختگی قومیتی و جغرافیایی، اولاً بنی آدمانیم و اعضای یک پیکر، و ثانیا فرزندان یک مرز و بوم. در حالی که معاندان خارجی بیشترین تلاش خود را برای تفرقه افکنی و تعمیق شکاف های قومیتی می کنند، تنگ نظران داخلی هم در عمل و با سیاستگذاری های غلط، هیزم بر آتش تفرقه ها می ریزند. اکنون که ملت شریف ما بار دیگر اتحاد و همدلی خود را نشان داده، باید با واقعگرایی و انصاف، ریشه های حمله تروریستی اهواز را تحلیل کرد و با عاملیت و عملگرایی، در پی جلوگیری یا دستکم کاهش تحرکات مشابه بود.
 
در واکنش به حمله تروریستی 31 شهریور، مقام های کشورمان از لزوم قاطعیت در کشف و برخورد با عاملان حملات سخن گفتند و دکتر روحانی تاکید کرد ایران پاسخی کوبنده به تهدیدها خواهد داد. در اولین واکنش رسمی به حملات تروریستی، تاکید بر کشف و برخورد با عاملان تحرکات منطقی است ولی باید دید در پی این واکنش اولیه، آیا تدبیری برای رسیدگی عمیق تر به معضل تروریسم، حال چه در شکل بومی چه در شکل خارجی، اندیشیده شده است؟ توطئه های خارجی همواره علیه کشور ما حاضر بوده و در آینده هم ادامه خواهد داشت، ولی ما در مقام عاملیت چه می توانیم بکنیم تا حلقه معیوب خشونت طلبی و تروریسم را قطع نماییم؟
 
سرکوب خشونت شاید اولین و ساده ترین راه حلی باشد که به ذهن خطور می کند ولی راه حل های عمیق تر و درازمدت تر چیست؟ از منظر عاملیت و با هدف تنش زدایی، ما می توانیم با دیپلماسی از توطئه های خارجی بکاهیم. بحثی نیست که توطئه های خارجی در تحرکات قومیت گرایانه در کشور، فاکتور بسیار مهمی است ولی یکی از مهمترین راه های مقابله با این توطئه ها که مدت هاست مغفول مانده، کاهش تنش منطقه ای و تلاش برای رفع سوء تفاهم ها و دشمنی هاست. در این مسیر باید تلاش های دیپلماتیک را دو چندان کرد و کار دیپلماسی را به دست دیپلمات حرفه ای داد. همانطور که در مقاله ریشه های ایران هراسی در عراق هم مطرح شد، بدست گرفتن سکان سیاست خارجی توسط وزارت امور خارجه و خروج سپاه از حوزه سفارت و نمایندگی دیپلماتیک بسیار مهم است.
 
علاوه بر دیپلماسی حرفه ای منطقه ای، ریشه های خشونت گرایی را در داخل هم باید کشف و قطع کرد. در این راستا و باز هم از منظر عاملیت، باید با سیاست هایی مقابله کرد که عملا مشوق واگرایی قومیتی و منطقه ای می گردد. باید با تفکری مقابله کرد که از طریق سرکوب هویتی و همسانگرایی، سودای وحدت و آرامش دارد ولی عملا به بازتولید خشونت کمک می کند. متاسفانه اکنون عده ای از هویت طلبی به عنوان کلید-رمز جدایی طلبی استفاده می کنند که سرنخ این جریان را علاوه بر دست های خارجی باید در همین جریانی یافت که از یک سو به نفی فرهنگ و زبان محلی (نفی آموزش زبان مادری، نبود رسانه به زبان محلی و غیره) می پردازد و از دیگر سو به تبعیض سیاسی و اقتصادی دامن می زند.
 
یکی از اهداف حمله تروریستی اهواز، القاء حس ناامنی و آشوب در خوزستان بود. مردم سراسر کشور با انزجار از این حمله تروریستی نشان دادند که همدلی و اتحاد میان مردم ما هنوز بسیار بیش از آن است که کسی از ناآرامی و آشوب در کشور استقبال کند. ما نشان دادیم که  امروز همه اهوازی هستیم. البته همیشه وقتی پای منافع ملی و لزوم همبستگی در میان است مردم نشان داده اند که در کنار هم هستند و حفظ منافع ملی در صدر اولویت هایشان است، ولی این سوال را باید از سیاستگذران و سیاستمدران پرسید که آنها چقدر اهوازی اند و در فردای بی آبی و بی هوایی اهواز چقدر اهوازی خواهند بود؟
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: