به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

 این متن چهارمین مطلب از سری مقالاتی است که به بررسی شرایط کلی می پرازد که بر روند رشد اقتصادی ایران طی دهه آینده تاثیر خواهند گذاشت.

یکی از چالش هایی که در دهه آینده ایران با آن روبروست نحوهء مدیریت منابع آب کشور است. کاهش ذخیره آب و تغییرات جوی از جمله عواملی است که استفاده بهینه از منابع آب را ضروری می کند. در همین حال افزایش تقاضا برای آب، که ناشی از افزایش جمعیت و نیز توسعه صنعتی است، اهمیت مدیریت این عنصر حیاتی را دوچندان می کند. کشور ما از منابع آب کافی برخوردار است ولی باید توجه داشت که این منابع وافر نیست. در واقع اگر منابع محدود خود را به درستی مدیریت نکنیم، مالاً با مشکل کم آبی روبرو خواهیم بود. نباید فراموش کرد که سوء مدیریت منابع آب هم می تواند به شرکتها و کارخانه های ایرانی آسیب برساند و هم بالقوه ممکن است باعث بروز ناآرامی های اجتماعی شود.

ما طی سه دهه گذشته پیشرفت های خوبی در جهت مقابله با چالش آب در کشور داشته ایم. در پایان جنگ، دولت برنامه های بسیار گسترده ای را برای بهبود وضعیت آبرسانی در کل کشور آغاز کرد. در این راستا، پروژه های زیرساختی زیادی همچون احداث سد، نیروگاه های آبی (هیدروالکتریک) و نیز سیستم های آبرسانی راه اندازی شد. امروزه ایران یکی از فعال ترین کشورها در زمینه احداث سد در جهان است و بیش از ۵۰۰ سد تکمیل شده و ۱۰۰ سد در حال ساخت و صدها سد در حال احداث در کشور وجود دارد. این پروژه های زیرساختی، تلاش بسیار خوبی برای چالش آب کشور بوده و آب قابل شرب را به کام هموطنان رسانده است. این طرح ها به فراهم کردن سیستم های آبیاری و نیز برق رسانی در بسیاری از نقاط کشور انجامیده است. اما به رغم این پیشرفت ها، هنوز مسائل زیادی در خصوص انسجام برنامه ها و راهکارهای توزیع آب و آبرسانی کشور وجود دارد. در واقع برای تامین منافع درازمدت و راهبردی کل کشور، مسائل زیادی باید مورد توجه قرار گیرد.

نیاز کشور به آب طی دهه های گذشته به شدت افزایش یافته است. این امر ناشی از عواملی همچون افزایش جمعیت، گسترش شهرنشینی، توسعه صنعتی و توسعه سیستم آبیاری کشاورزی است.  یکی از اصلی ترین چالشی هایی که با آن روبرو هستیم همین افزایش روز افزون تقاضا برای آب است. این وضعیت در شرایطی که منابع آبی محدود است دشوارتر نیز می شود. متاسفانه منابع آب ایران از فراوانی لازم برخوددار نیست و جمعیت نیز در بسیاری از موارد در مناطق پرآب تمرکز نیافته است. در همین حال زمانی که دولت به آبرسانی مناطق کم آب می پردازد، این روند به ضرر مناطقی که منبع اصلی آب بوده اند می انجامد.  اعتراضات سنگین کشاورزان اصفهان به علت انتقال آب زاینده رود به یزد تنها نمونه ای از این دست حوادث است که در چند سال گذشته در پی بحران کم آبی بوجود آمده است. باید گفت که احتمال بروز چنین ناآرامی هایی در آینده کم نیست و برای مقابله با این امر لازم است تلاش های بیشتری برای ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضا در کل کشور صورت گیرد.

کاهش مصرف آب در بخش کشاورزی یکی از اصلی ترین اقدامات لازم برای حفظ و ذخیره این منبع حیاتی است. در واقع می توان گفت این امر چالش مهمی برای مدیریت آب در ایران است و پرداختن به این موضوع می تواند در آینده خطر کمبود آب را کاهش دهد. در ایران ۹۲ درصد از منابع آب برای کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرد.  بر اساس آمار سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، فائو،  کشورهای جهان به طور متوسط ۵۶ درصد از منابع آب خود برای مصارف کشاورزی صرف می کنند. البته نباید فراموش کرد که در مقایسه با بسیاری از کشورها، وضعیت جغرافیایی ایران چالش بزرگی برای آبرسانی است. ولی به رغم این امر، ایران در مقایسه با کشورهایی که با مشکل آب روبرو هستند هم آب بیشتر مصرف می کند. میزان متوسط آب مصرفی کشاورزی در شبه جزیره عربستان ۸۶ درصد، در آسیای میانه ۷۳ درصد و در خاورنزدیک ۷۸ درصد است. مصرف آب کشاورزی تمامی این کشورها کمتر از ایران است.

یکی از دلایل مصرف بالای آب، ناکارآمدی زیرساخت های آبیاری در کشاورزی ماست. بیشتر تحقیق های مستقل، کارآرایی سیستم آبیاری ایران را حدود ۳۵ درصد برآورد می کنند. این رقم در کشورهای در حال توسعه ۴۵ درصد و در کشورهای توسعه یافته ۶۰ درصد است.

کشاورزان هم از انگیزه لازم برای مصرف بهینه آب برخوردار نیستند. در بسیاری از مناطق، آب مورد نیاز کشاورزی یا رایگان است و یا بسیار ارزان. در چنین وضعیتی، کشاورزان انگیزه ای برای ذخیره و محدود کردن مصرف آب ندارند و نیازی هم نمی بینند که به کشت محصولاتی بپردازند که در برابر کم آبی مقاومترند. این در حالی است که تحقیقات حاکی از ارزش اقتصادی سرمایه گذاری در فن آوری هایی است که به مصرف بهینه آب می انجامد. کشاورزان با این فن آوری ها می توانند مصرف آب را کاهش دهند و حتی با افزایش قیمت آب هم امکان صرف پول کمتری را داشته باشند.

ایران البته تنها کشوری در منطقه نیست که با چالش آب دست و پنجه نرم می کند. خاورمیانه از جمله مناطقی است که همواره با مشکلات آب مواجه بوده و باید گفت که بسیاری از این مشکلات، راه حلی منطقه ای دارد و نه ملی. بسیاری از منابع آب، همچون رودخانه هایی که از یک کشور به کشور دیگری جاری می شوند، از مرزهای ملی فراتر می روند و همین امر حاکی از اهمیت اقدامات منطقه ای برای رفع مشکل آب است. از این دست نمونه ها کم نیست؛ مثلا مسائل زیست محیطی همچون توفان شن می تواند ناشی از خشکسالی باشد که ممکن است در سراسر یک منطقه گسترده شده باشد.

اما سوال اینجاست که چگونه می توان به مشکلات آب کشور پاسخ داد و اطمینان خاطر حاصل کرد که منابع حیاتی ما در آینده حفظ خواهد شد؟ در این راستا، موارد زیر شایان توجه است:

- آب مجازی: لازم است که مفهوم آب مجازی در ساختار تجارت و خودکفایی و امنیت منابع غذایی کشور جایگاه ویژه ای داشته باشد. منظور ازآب مجازی مقدار کل آبی است که طی مراحل تولید یک محصول مصرف می شود. مثلاً به طور متوسط، برای تولید یک تن گندم، ۱۶۰۰ متر مکعب آب لازم است. لحاظ کردن قیمت آب مجازی در تولیدات کشاورزی برای ما بسیار مهم است. در این راستا توجه به آب مصرف شده در تولیدات گندم در کشور نیمه خشکی همچون ایران بسیار مهمتراز کشورهایی با منابع گسترده آب است.  بر این اساس از جهت مدیریت آب در سطح ملی، منطقی تر است که ما  محصولاتی را که نیازمند آب زیاد هستند وارد کنیم و در عوض تولیدات ملی را بر محصولاتی متمرکز کنیم که نیازمند آب مجازی کمتری باشند.    

- هزینه آبرسانی و آبیاری: یکی دیگر از راهکارهایی که می تواند در درازمدت از مشکلات کمبود آب بکاهد، قیمت گذاری روی مصرف آب است. این اقدام ممکن است به کاهش مصرف آب و مالاً ذخیره این منبع حیاتی بیانجامد.

در این زمینه می توان از برنامه هایی برای کمک و تشویق کشاورزان یاد کرد. این برنامه ها شامل اقداماتی است که به کشاورزان امکان می دهد تا به فن آوری های بهتری دسترسی پیدا کنند و از مشوق های لازم برای کاشت محصولات مقاوم در برابر خشکی و پائین آوردن میزان آبیاری بهرمند شوند.

- بازیافت آب: تصفیه و بازیافت هم از جمله اقدامات ضروری برای حفظ منابع آب است. در واقع تلاش ها برای بازیافت آب باید به گونه ای پیش رود که نهایتاً استفاده بهینه تری از منابع آب کشور صورت گیرد و منابع آب با کیفیت، برای مصارف آشامیدنی و غیر آشامیدنی، ذخیره شود. با بازیافت صحیح، حتی آب غیر آشامیدنی هم می تواند برای مصارف آبیاری کشور مناسب و کافی باشد. 

- سیاست جامع آب: پروژه های آب معمولاً در سطح محلی و استانی پی گرفته شده است تا پاسخگوی منافع محلی باشد. این برنامه ها معمولاً به سود مردم محل است، اما طرح های محلی معمولاً بر وضعیت منابع آب در دیگر نقاط کشور تاثیر منفی می گذارد. در این رابطه می توان به پروژه های تاسیس چندین سد بر روی یک رودخانه اشاره کرد. چنین اقدامی نهایتا ممکن است به کمبود آب و یا پائین رفتن کیفیت آب در مناطق پائین دستی رودخانه بانجامد. البته مقابله با طرحهای محلی کاری دشوار است، ولی دولت باید از تقابل این طرح ها بکاهد و به اتخاذ پروژه های جامع ملی برای مدیریت آب بپردازد. نباید فراموش کرد که رویکردهای جامع نهایتا باید در جهت منافع درازمدت کشور در حیطه مصرف آب باشد. 

- ارزیابی های زیست محیطی:  به منظور برنامه ریزی درازمدت برای حفظ و ذخیره آب، ما باید توجهی ویژه به تاثیرات زیست محیطی مدیریت آب داشته باشیم. بعضی از ارزیابی های زیست محیطی که به طور مرتب در کشور صورت گرفته بیشتر معطوف بر یک پروژهء خاص بوده است. در این راستا لازم است که تاثیرات زیست محیطی کل برنامه ها و سیاست های مدیریت آب کشور هم مورد بررسی قرار گیرد. در واقع باید دید که طرح های جدید چگونه می توانند از سویی به بهترین وجه منابع کارآمدی برای مصارف آب کشور تامین کنند و از سوی دیگر کمترین تاثیر منفی را بر محیط زیست، چه در سطح محلی و چه در سطح ملی، بگذارند. 

- بهبود ارتباطات منطقه ای: بسیاری از راه حل ها برای مدیریت منابع آبی مستلزم همکاری های منطقه ای میان کشورهاست. بعضی از رودخانه ها از یک کشور به کشور دیگری گسترده شده اند و وضعیت مدیریت آب یک کشور بر وضعیت منابع آب کشور همسایه تاثیرگذار است. این نمونه ها حاکی از آنست که ما باید در همکاری با کشورهای همسایه، راه های بهینه برای مدیریت آب را بیاموزیم و به کار گیریم.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: