به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در حالی که چند روزی از حذف تیم ملی از مسابقات جام جهانی فوتبال میگذرد برخی از ناظران مسائل اقتصادی و مدیریتی، به مقایسه جالبی میان مدیریت فوتبال کشور و مدیریت سیاسی کشور پرداخته اند. تیم ملی فوتبال کشورمان که در چند هفته گذشته باعث شادی، همدلی و اتحاد هموطنانمان چه در داخل و چه در خارج کشور شد، توانست با مدیریت یک مربی خارجی و بازیکنانی از اقصاء نقاط ایران با اعتقادها و قومیتهای مختلف به ثبات و موفقیتی نسبی برسد. سوال بجایی که طرح می شود این است که واقعا چرا ما در مدیریت اقتصادی و سیاسی کشور از مدل فوتبال پیروی نکردیم؟

تیم والیبالضمن تائید نظر همکاران در خصوص الگوبرداری از مدیریت فوتبال کشورمان، بنده می خواهم موضوع را از زاویه دیگری بررسی کنم و با نگاهی به موفقیتهای بزرگ تیم والیبال کشورمان، نشان دهم که ما اگر سیاسی کاری را کنار بگذاریم، می توانیم موفقیت هایی حتی بزرگتر از موفقیت تیم ملی فوتبالمان داشته باشیم. در حالی که برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال در روسیه با انجام مسابقات جام ملتهای والیبال جهان همزمان شده بود شاید این مقایسه خیلی هم خالی از لطف نباشد.

کل بحث ما و اگر بخواهیم به خلاصه ترین شکل ممکن مسئله را مطرح کنیم این است که به همان نسبت که سیاسی ها و غیر ورزشی ها در مدیریت فوتبال ملی ما دخالت کرده اند به همان نسبت باعث تضعیف فوتبال ملی ما شده اند و این اصل در مورد فعالیتهای اقتصادی و ارگانهای غیر سیاسی دیگر کشور نیز صدق میکند. هنگامی که به تیم ملی والیبال نگاه میکنیم و اینکه چگونه با یک مدیریت کاملا ورزشی و تخصصی در عرض فقط چند سال به یکی از تیم های قدرتمند جهان تبدیل شده است، بیشتر به عمق این مسئله پی میبریم.

متأسفانه در کشور ما در اکثر عرصه ها کار را به دست کاردان نمی سپاریم. حدوداً  اوایل دهه ۸۰  بود که فدراسیون والیبال ایران البته به کمک دولت وقت و مسئولین تربیت بدنی، که بعدها به وزارت ورزش و جوانان تغییر نام داد،‌ با بودجه ای که در اختیارش قرار داده شده بود تصمیم به سرمایه‌گذاری در رشته والیبال گرفت. با الگو قرار دادن کشورهای صاحب سبک در والیبال مانند ایتالیا، روسیه و برزیل و استخدام مربیهای خارجی با نام و نشان و همچنین به کار گیری چند متخصص و مربی داخلی و برگزاری یک لیگ منظم والیبال و مهم‌تر از همه بدون دخالت افرادی خارج از حیطه والیبال و افراد غیر متخصص در تصمیم گیریهای مربوط، خیلی سریع شاهد پیشرفت والیبال ملی ایران شدیم که در همان سالهای ابتدایی با قهرمانی نوجوانان جهان توانایی خود را نشان داد. حالا دیگر مدیریت والیبال کشور تبدیل به یک مدیریت علمی و تخصصی شده بود که برنامه‌های کوتاه مدت و دراز مدت مشخصی داشت و به این باور رسیده بود که استفاده از مربیان با نام و نشان خارجی و مدیریت کاملاً علمی-ورزشی تنها راه پیشرفت در این رشته است. پیشرفت والیبال ایران در چند سال گذشته به وضوح مشخصه عملکرد این سیاست و این فلسفه مدیریتی بوده است. اما هنگامی که به فوتبال نگاه میکنیم انگار راه را آغاز کرده‌ایم اما نصفه رفته‌ایم و تا حدی راه را گم‌کرده ایم. 

قصد ما اینجا به هیچ وجه نادیده گرفتن تفاوت های فاحش میان این دو ورزش از دید رقابتی و جایگاه آنها در جهان و حتی تفاوتهای اساسی مدیریتی سازمانها و ارگانهای دولتی و غیر دولتی با  ورزش نیست. اینکه چه چالشهایی در هر یک از این حوزه های مدیریتی وجود دارد نیز قابل انکار نیست. اما چیزی که قابل اندازه گیری و تا حدی قابل اثبات است نیاز به جلوگیری از ورود افراد و اعتقادات و باورهای غیر تخصصی در مدیریت کشور است که میتوان در مدیریت تیم های ملی ورزشهای پرطرفدار تاثیر بگذارد که نمونه های آن را به وضوح می توان دید.

کم نیستند اشخاصی که هیچگونه پیشینه ورزشی و فوتبالی ندارند اما به دلیل جایگاه این ورزش پرطرفدار، از آن استفاده سیاسی  میکنند و حتی بر اساس گرایش های سیاسی و اعتقادی و البته منافع مالی خود،  فوتبال ملی را به بی ثباتی می کشانند. ما در مدیریت والیبال کشور اما بندرت با چنین مواردی مواجهه شده ایم. این افراد که اکثراً از سیاسیون هستند از همان گروهایی هستند که در مدیریت حوزه اقتصادی کشور نیز با اصرار بر باورهای غیرتخصصی و غیرعلمی خود، اقتصاد را بازیچه دست سیاست و سیاسی کاری قرار می دهند.

در مقایسه با مدیریت فوتبال ملی میتوان دید که امروز در تیم ملی والیبال کشورمان دید درست و اصولی و مدیریت علمی، حضوری پررنگ تر دارد. والیبالی که اهداف سیاسی دنبال نمیکند و کسی حق دخالت در کار مربی خارجی و استفاده وی از علم روز را به خود نمیدهد. در حالی که با وجود ایستادگی کارلوس کیروش در همین 7 سال اخیر که وی مربی تیم ملی فوتبال بوده بسیاری از افراد غیر متخصص و سیاسی، تلاش در تخریت او و تخریب روشهای نوین مدیریت فوتبال ملی توسط او میکردند و این اقدامات بارها باعث ایجاد بی ثباتی در تیم ملی فوتبال شد.

فوتبال والیبال تاجران

همانطور که همکاران عزیز دکتر سلطانی نوشته بود، خوب است از مدیریت فوتبال الگوبرداری کنیم، ولی البته بهتر است که روش مدیریت والیبال کشور را سرمشق قرار دهیم و در عرصه مدیریت کلان کشور هم، سیاست را در خدمت پیروزی قرار دهیم و نه شکست...

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: