به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

در میان خبرهای ناامیدکننده ای که از سیاسی کاری و اقدامات و اظهارات ضداقتصادی مسئولان می شنویم، خبرهای مربوط به پذیرش بازار دوم ارز و حرکت در جهت شکستن انحصار در قیمتگذاری ارز، برای فعالان اقتصادی خوشحال کننده بود. اما در کنار این روند مثبت شاهد سخنرانی ها و بیانیه هایی هستیم که هر چند با نیت مثبت برای آرام کردن بازار صورت می گیرد ولی با فرافکنی و شانه خالی کردن، مسئولیت تصمیم های غیراقتصادی ماهها و سالهای گذشته پذیرفته نشده و ریشه همه مشکلات را یا به عملکرد عده ای سودجود تقلیل می دهند و یا همه مشکلات را ناشی از توطئه های دشمن قلمداد می کنند.

متاسفانه نبود شفافیت و عدم صراحت مسئولان باعث شده که امکان تحلیل درست مشکلات اقتصادی و واکاوی اعتراضات معیشتی و اقتصادی که در واقع نمود بیرونی مشکلات زیرساختی است فراهم نباشد. آخرین نمونه از این ناآرامی ها، اعتراض ها و اعتصاب های بازار است که یا یکسره ناشی از اقدامات گروه های معاند با دولت قلمداد گردیده و یا تماما به توطئه های دشمنان خارجی وصل شده. و در این میان دشمن اصلی که همانا عدم شفافیت، عدم مسئولیت پذیری، عدم تمایل به کاهش تنش های بین المللی و عدم یکپارچگی در نظام تصمیم گیری کشور است مغفول مانده است.

دلسوزان منافع ملت و نظام باید بگویند و بنویسند که با فرافکنی کار از پیش نخواهد رفت و اگر می خواهیم اقتصاد و آینده کشور را نجات دهیم، باید به جراحی بزرگ اقتصادی و سیاسی بپردازیم. اگر دل خوش کنیم که اعتراض های زمستان یا اعتصاب های تابستان سراسر ناشی از توطئه های داخلی یا خارجی است، مرتکب اشتباه بزرگی شده ایم. مقابله با گروه هایی که از نارضایتی های اقتصادی مردم سوء استفاده می کنند ضروری است ولی این تمهیدات نباید ما را از درک ریشه اصلی نارضایتی ها غافل کند. وقتی رئیس قوه قضائیه سودجویان بازار سکه و دلار را به اعدام تهدید می کند و یا زمانی که رئیس جمهوری می گوید دادستان باید افرادی که سیاه نمایی می کنند را تحت تعقیب قرار دهد،دیگر از چه کسی می توان انتظار داشت که مبلغ عقلانیت و تعامل سازنده باشد؟ اعتمادآفرینی باید از یک سو از طریق احترام به قواعد سرسخت بازار، و از دیگر سو با افزایش تعامل با جامعه جهانی حاصل شود. شفافیت و عقلانیت به همراه کاهش تنش های منطقه ای و بین المللی که اکنون در میان مسئولان مهجور مانده باید به یک قاعده بدل شود.

اعتصاب بازاررئیس جمهوری با تاکید بر اینکه هیچ کمبود ملموس فیزیکی در زمینه کالاها یا ارز و ریال نداریم، گفته ادامه کاهش ارزش ریال ناشی از سیاه‌نمایی آینده و ترساندن و نگران کردن مردم (حتی بیش از واقعیت) نسبت به آینده است. ولی واقعیت این است که بخش عمده ای از این نگرانی ها ناشی از اظهارات و اقدامات خود مسئولان بوده. وقتی که به رغم توصیه کارشناسان اقتصادی، دولت بر تعیین دستوری نرخ ارز تاکید می کرد و به تصدی گری ادامه می دهد،یا وقتی نمایندگان مجلس همصدا با دشمن، عملا در جهت انزوای بیشتر کشور عمل کرده و پیوستن به FATF را به بایگانی می فرستند، دیگر نمی توان انتظار داشت که تشویش بازار افزایش نیابد. 

برای گذار از بحران کنونی، دولت و نمایندگان دلسوز مجلس باید با اراده سیاسی، ابتکار عمل را در دست بگیرند و به جای اینکه عملا حرف دلواپسان را تکرار کنند، باید با شفافیت، مشکلات را با مردم در میان بگذارند و با صداقت از لزوم اتخاذ تصمیم های بزرگ و شجاعانه سخن بگویند. به یاد داریم که دو ماه پیش رئیس جمهوری گفته بود ابتکار عمل هر کس در پست مدیریتی خود باید بداند طبق قانون اساسی و وظیفه شرعی، دارای توانمندی بالایی است و باید به وظیفه خود عمل کند و اگر می‌ترسد و از اخم این و آن هراس دارد، باید کنار برود. همین قاعده به طور اولی برای رئیس جمهوری و دیگر مقام های ارشد نظام جاری است. اولیای امور باید ضمن فاصله گرفتن از دلواپسان، از مقصر دانستن دشمن فراتر بروند و راه حل هایی عملی برای گذار از بحران ارائه دهند.

محمدجواد ظریف در جمع نمایندگان اتاق بازرگانی ایران گفت از ابتدای قرن 20 میلادی، قدرت اقتصادی در کنار قدرت نظامی قرار گرفت و به همین دلیل بوده که از همان زمان، دیپلماتها تنها نمایندگان بخش سیاسی نبودند بلکه دیپلماسی اقتصادی هم وارد حوزه دیپلماسی شد. سوال اینجاست که اکنون سفرای اقتصادی ما کجا هستند؟ چرا دولت تنها به گونه ای ابزاری به بخش خصوصی نگاه می کند و نه به عنوان یک شریک قابل اعتماد؟ چرا برغم شعارهای انتخاباتی، سیاست هیچ گاه در خدمت اقتصاد قرار نگرفت و سیاسی کاران با دو رویی کسانی که از منافع اقتصادی سخن می گویند را به حاشیه رانده اند و سخن گفتن از منافع اقتصادی کشور و نظام به یک تابو تبدیل شده؟

همانطور که محمود صادقی تاکید کرده ام‌المسائل كشور عدم يكپارچگی در نظام تصميم‌گيری است كه به‌خصوص در مباحث كلانی همچون روابط و سياست خارجی يا مسائل اقتصادی خود را نمايش میدهد. واقعیت این است که بحران اقتصادی ما از سیاست خارجی ما جدا نیست.  چگونه است که هر بار ما از سیاست تعامل فاصله میگیریم و اعمال و رفتارمان بوی تقابل می دهد قیمت دلار بالا می رود؟ اجازه بدهید دیگر نگوییم دلار بالا می رود و بدانیم که ارزش پول ملی ما پایین می رود. ریال و تومان افول کرده نه اینکه دلار بالا رفته است.

فعالان اقتصادی و تکنوکرات ها بارها در مورد نیاز حیاتی اقتصاد به جذب سرمایه گذاری خارجی اشاره کردند تا جایی که این مسئله در دستور کار دولت یازدهم و دوازدهم نیز قرار گرفت. اقتصاد کشور نیاز به تزریق دست کم پانصد و پنجاه میلیون دلار دارد تا از این آشفتگی بیرون بیاید. دلواپسان پاسخگو باشند که چگونه روزنه های جذب سرمایه خارجی را بستند و هنوز هم با هزار بهانه امنیتی و اعتقادی و انقلابی تنها راه بقای نظام را مسدود کردند.  دولت دکتر روحانی هم مقصر است که بلافاصله بعد از اجرایی شدن برجام اصلاحات ساختاری مورد نظر فعالان اقتصادی را اجرا نکرد. مجلس هم مقصر است که در مورد تصویب لوایح لازم با قاطعیت و سرعت لازم عمل نکرد و در مقابل دلواپسان انفعالی عمل کرد. قوه قضائیه هم که تنها به امنیتی کردن فضای سرمایه گذاری دامن زد و شائبه سیاسی کاری دادگاه ها را افزایش داده. حالا سران سه قوه می خواهند برای حل بحران اقتصادی چاره ای بیاندیشند؟ هنوز هم بخش خصوصی را باور ندارند و تنها آن را ابزاری برای دورزدن تحریم ها می دانند.

دستور مقام معظم رهبری برای خروج نیروهای مسلح از اقتصاد چه شد؟ آیا این هم توطئه دشمنان نظام بود؟ این هم پروژه نفوذ بود؟ سود جویی بس است. در شرایط کنونی، فعالیت نهاد فراقوه ای تنها در صورتی موثر خواهد بود که مقام معظم رهبری شخصا راه های اصلاحات اساسی را باز کنند، اصلاحاتی سریع، قاطع و اساسی که مشکلات مزمن و ساختاری را از میان بردارد. در این میان و در آستانه چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی باید با جسارتی مضاعف به اشتباهات خود در مدیریت و سیاست گذاری اعتراف کنیم و با رویکردی که شایسته نظام و ملت ایران است در مسیر شکوفایی حرکت کنیم.  انقلابی بودن تنها سنگ ولایت به سینه زدن نیست. آستین ها را بالا بزنیم و خرابی ها را ترمیم کنیم. فقط در کتاب ها نخوانیم چرا ملت ها سقوط می کنند وقتی مملکت خودمان در چنین وضعیت شکننده ای قرار دارد.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: