به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

مطلب زیر را یکی از خوانندگان سایت ارسال کرده. تاجران از همفکری همه فعالان اقتصادی برای گسترش گفتمان عقلانی اقتصادی استقبال می کند.

دکتر روحانی پس از انتخابات 96 اعلام کرد که مهمترین پیام آن انتخابات این بود که به عقب بر نمی گردیم.  ریاست جمهوری پس از موضع گیری های جدید واشنگتن نیز دوباره تأکید کرد: ما سال گذشته با هم عهد کردیم که به عقب بازنگردیم و به عقب هم بازنگشتیم، اما امروز در آمریکا حکومتی روی کار آمده که یک شبه این کشور را به حدود ۱۵ سال قبل بازگردانده و حرف‌های سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ را تکرار می‌کنند... در این میان باید از خود بپرسیم که آیا ما نیز یک شبه به 15 سال قبل بازگشته ایم؟ آیا سیاست های ما در شکلی کاملا انفعالی تعریف می شود و دشمنان می توانند ما را به عقب بازگردانند؟

روحانی تاجرانمتاسفانه طی هفته های اخیر، مسئولان اجرایی کشور با فرافکنی، واقعیت هایی که خود را بر اقتصاد ما تحمیل می کنند نادیده می گیرند و همه مشکلات را به عوامل روانی که آن هم ناشی از توطئه های خارجی است تقلیل می دهند. آیا این نگاه غیر واقع گرایانه و نپذیرفتن مسئولیت سیاستگذاری های اشتباه، به عقب بازگشتن نیست؟ البته بی انصافی است که دولت را مسئول همه مشکلات اقتصادی کنونی بدانیم و در واقع هر سه قوا سهم خود را از مشکلات اقتصادی کشور دارند. ولی در این میان، مسئولین اجرایی کشور باید با شفاف سازی و اطلاع رسانی ریشه ها و مسببین اصلی مشکلات را معرفی کنند و نه اینکه تنها با دادن آدرس غلط، به انکار اصل مشکلات بپردازند.

متاسفانه اقتصاد را امنیتی می کنیم و  در حوزه امنیت، از دشمنان بازی می خوریم. هنوز سخنان چهار سال پیش دکتر روحانی را به یاد داریم که گفته بودند منطق ما کتاب است، اسلام زبان گویایش کتاب است و نه شمشیر. کتاب مایه افتخار، پشتوانه ماست و راه توسعه ما را هموار خواهد کرد و کتاب راه علقه و راه دیپلماسی واقعی با ملت و دولت‌های دیگر است. دولت تدبیر و امید که می گفت درست بگوییم نه درشت، اما اکنون جواب درشت گویی را با درشت گویی می دهد و به جای تنش زدایی در مقابل حرکات شیطنت آمیز دشمن، از آغاز مجدد فعالیت های هسته ای با سرعتی بیشتر سخن می گوید. آیا عمل خصمانه دشمنان باید عکس العملی غیر منطقی و حساب نشده را از سوی ما ایجاب کند؟ عکس العملی که در واقع خواست قلبی دشمنان است؟ آیا ما نمی توانیم قاطعانه و بدون تاثیرپذیری از توطئه های خارجی، با استواری در مسیر تعامل بین المللی پیش برویم؟

ظریف تاجرانآیا «قدرت معنایی» معنای خود را از دست داده که دوباره امنیتی شدیم؟ آیا به عقب بر می گردیم چون نتوانستیم رویکردها و سیاست هایی مطابق با تحولات روز دنیا داشته باشیم و باید دوباره به سیاست تخاصم و تهاجم و دور زدن تحریم ها باز گردیم؟ «دوباره ایران» چه شد؟ دوباره کدام ایران شد؟ ایرانی که نماد پیروزی گفتگو بر جنگ و خونریزی است؟ یا نماد تخاصم با نظام بین المللی است؟ کدام هویت ما امروز تعیین کننده سیاست خارجی ما شده است؟ هویتی که طلایه دار گفتمان حقوق بشر و تعامل سازنده بوده یا هویتی که بازی فریبکاری و شیطنت های دشمنان داخلی و خارجی را می خورد؟ آیا پس از گذشت نزدیک به چهل سال و فراز و نشیب ها و تجربه های بیشتر تلخ و کمتر شیرین، می خواهیم نسبت به تحولات داخلی و منطقه ای و جهانی منفعل بمانیم؟ آیا ما نباید بهتر بیندیشیم و بهتر عمل کنیم؟

اجازه بدهید دلیل نگرانی خود را واضح تر عرض کنم. دوست قدیمی خود بنده جناب کمال خرازی پس از برجام در سمت ریاست شورای راهبردی روابط خارجی گفت با توجه به دستاوردهای فنی و موفقیت‌های جمهوری اسلامی ایران در منطقه، توانستیم با دست پر وارد مذاکره شویم و به این سند مورد توافق طرفین برسیم.  جناب خرازی گفت حرفی نیست که ارزیابی شود فایده و ضرر این تصمیم راهبردی برای جمهوری اسلامی چه بود، اما این تصمیم راهبردی بود که موجب شده امروز بتوانیم قدرت خود را به اثبات برسانیم. حضور ما در عراق یا ایستادگی‌مان در سوریه هم تصمیمی راهبردی برای منافع بعدی است که البته باید هزینه‌اش را هم متقبل شد. اگر هزینه 12 سال «آزمودن» و «مقاومت» و هزینه حضور در عراق و سوریه دستیابی به توافق بود که خوب به توافق رسیدیم. حالا چرا باید با تغییر موضع یکی دو کشور ما مجددا هزینه بدهیم و جلوتر از آنها از بازگشت به گذشته استقبال کنیم؟

ساعت به عقب برگشتن تاجران

جای نگرانی است که برخی از مسئولین بلندپایه کشور در یک تحلیل اشتباه و غیرواقع بینانه، پیگیری سریع برنامه اتمی و یا حضورپررنگ تر نظامی در منطقه را برگ برنده ایران در چانه زنی های آینده قلمداد می کنند. این تحلیل نه درست است و نه عملی، زیرا اگر این اقدامات قدرتی به ما می داد اکنون حضور ما در سوریه نباید به یک چالش عمده ای برای تعامل خارجی ما بدل می شد. متاسفانه از این مثال ها بسیار است.

اگر از این فرض هم شروع کنیم که مسیری که در برنامه اتمی طی کردیم و حضوری که در منطقه داشتیم باعث موفقیت ما در مذاکرات قبلی شد، باید توجه داشت که اکنون وضعیت تغییر کرده است. هم مشکلات معیشتی در داخل فشارهای جدیدی برای دولت ایجاد کرده و هم آرایش نیروهای خارجی تغییر کرده است و مقایسه وضعیت در یکی و سال آینده با نیمه اول دهه نود شمسی، قیاسی مع الفارق است. نباید فراموش کنیم که ملت شرف ایران همچنان به آرمان های انقلاب باور دارد ولی این به معنی آسیب ناپذیر بودن در مقابل فشارهای کمرشکن معیشتی نیست. اکنون با تهدید هایی که برای اعتماد اجتماعی بوجود آمده، دولتمردانمان باید با هشیاری گام های آینده را بردارند. امید است با تلاش ها و هشدارهای دلسوزان، تصمیم گیران اصلی نظام دریابند که برای یافتن بهترین گزینه های پیش رو، باید درکی منطقی و واقعبینانه نسبت به شرایط کنونی داخلی و بین المللی داشته باشند و بازی جنگ افزوی های دشمن را نخورند.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: