به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

ارز دلار تاجراناکنون سالهاست که سیاست های ارزی دولت از مشکل نزدیک بینی و مداخله گری در بازار رنج می برد. با کاهش دوباره ارزش ریال، بار دیگر این سوال به ذهن می رسد که آیا واقعا اراده ای برای حل مشکلات زیرساختی اقتصاد کشور وجود دارد؟ چند ماه پیش که سیاست های دستوری دولت باعث افزایش چند هفته ای ارزش ریال شد، کارشناسان اقتصادی به وضوح یک چنین روزهایی را پیشبینی می کردند که باز هم دلار گران شود و باز هم عده ای، مقصر اصلی را دلالان داخلی و خارجی ارز بدانند.

هر چند بحران ارز به خودی خود تهدیدی حیاتی برای کشور تلقی نمی شود، ولی این بحران نشانه مشکلاتی زیرساختی است که با ادامه بی توجهی به آنها، قطعا نظام با یک تهدید حیاتی روبرو خواهد شد. تمام دلسوزان نظام و کشور باید متوجه این تهدیدآمیز بودن این مشکلات ساختاری باشند و اگر واقعا به فکر عزت و سربلندی ملت و کشور هستند، باید هزینه های اصلاحات ساختاری اقتصادی را به جان بخرند.

ارز تاجراننباید فراموش کرد که ارز یک کشور همچون هر کالای دیگری نهایتا بر اساس مطلوبت و رقابت پذیری اش در مقایسه با همتایان مشخص می شود. اکنون تجربه سالیان باید نشان داده باشد که تثبیت مصنوعی نرخ ارز همچون فنری فشرده شده می ماند که دیر یا زود علیه نیروهای بازدارنده اش عمل می کند. وضعیت کنونی ما همچون فردی است که به علت ابتلا به یک بیماری کشنده، مثلا دچار عارضه ای همچون ریزش مو شده. ولی بیمار به جای توجه و نگرانی نسبت به علت اصلی مشکل،  وقت و انرژی خود را صرف درمان کم مویی می کند. بحران ارز هم تنها نشانه ای از یک سری مشکلات جدی و ساختاری در اقتصاد کشور است و  یک شبه به وجود نیامده که با سیاست های دستوری دولت، یک شبه حل شود.

ارز چند نرخی، عدم همگونی نرخ ثبیت شده ارز با نرخ تورم و ادامه مصارف بالای دولت نمونه هایی از سیاست هایی است که به بحران ارزش ریال دامن زده و خواهد زد. متاسفانه بحران ارزش ریال در سال گذشته به فرار سرمایه و خروج ارز از کشور انجامید و انتظار می رود این روند در سال جاری هم ادامه پیدا کند. متاسفانه فرار سرمایه و نرخ ارز در یک دور باطل قرار می گیرند که از یک سو خروج ارز از کشور به کاهش قیمت ریال می انجامد و کاهش قیمت ریال هم بحران فرار سرمایه را وخیم تر می کند. سیاست های دستوری دولت در مداخله در بازار ارز هم تنها حباب نرخ دلار را بزرگ تر و بزرگ تر خواهد کرد. همانطور که پیشتر هم تاکید کرده ایم، تنها راه حل، شفافیت دولت و پیگیری شجاعانه اصلاحات پولی و بانکی است.

فرار سرمایه تاجران

اگر بخواهیم بحران ارزش  ریال را از زاویه تقاضا تحلیل کنیم می توانیم ببینیم که خریدار نسبت به ثبات و قدرت ریال نگران است. مسئولان بخش عمده ای از صعود ارزش دلار را به مسائل روانی نسبت می دهند ولی حتی اگر فرض را بر این بگیریم که وضعیت کنونی تنها یک حباب است، باز هم نمی توان نگرانی خریدار را نداده گرفت که قطعا ناشی از فاکتورهایی واقعی نسبت به آینده ارز ملی است.

همانطور که دکتر نیلی در صفحه تلگرام خود اشاره کرده، سیاست های ارزی کشور طی 4 دهه گذشته همواره مبتنی بر ثابت نگاه داشتن نرخ ارز، مستقل از تورم بوده است. از آنجا که این سیاست امکان تحقق عملی در بلند مدت ندارد، نرخ ارز در دوره هایی که منابع اقتصاد اجازه می داده ثابت نگاه داشته شده و پس از آن، طی یک یا چند جهش به مقدار تعادلی خود رسیده است. اما این نحوه تعدیل نرخ ارز فقط به بی ثباتی دامن زده و اثرات آن بسیار متفاوت با شرایطی است که تعدیل نرخ بطور هموار صورت می گیرد. باید توجه داشت که این روند بزرگترین ضربه را به تولیدکننده داخلی می زند زیرا وقتی نرخ ارز در خلاف جهت تورم تثبیت می شود، کالای خارجی نسبت به مشابه ایرانی اش ارزان تر به دست مشتری می رسد.

اگر بخش تولید کشور از کم خونی کنونی رنج نمی برد و کالاهای ما حضور پررنگی در بازارهای خارجی می داشتند، کاهش ارزش ریال لزوما خبر بدی تلقی نمی شد. در واقع روند آهسته صعودی نرخ ارز می توانست کالاهای ایرانی را در بازارهای بین المللی رقابت پذیر تر هم بکند. دستکاری برای کاهش ارزش ارز ملی سیاستی بوده که برخی کشورها همچون چین به گونه ای هوشمندانه از آن استفاده کرده و تراز تجاری خود را افزایش داده اند. اما اکنون عمده اقلام صادراتی ما فرآورده های نفتی و معدنی است و باز هم ما نزدیک به 6 میلیارد دلار تراز منفی تجاری داریم و متاسفانه در تولید، نگاه صادراتی نداریم.

ارز تاجران

حل اصولی بحران ارز مستلزم اراده سیاسی و پذیرفتن هزینه هایی است که علی الاصول انتظار می رود سیاستمدارن دلسوز آمادگی پرداختنش را داشته باشند. این تصمیمات دشوار چیزی جز، پیگیری اصلاحات ساختاری نیست که باید با یکسان سازی نرخ ارز و اصلاح نظام بانکی آغاز شود. البته نباید فراموش کرد که اصلاحات داخلی تنها نیمی از مسئله است و نیم دیگر بحران ریال، ریشه در سیاست خارجی دارد. برخی از مسئولان تلویحا توطئه های خارجی را عامل بحران کنونی معرفی کرده اند. سوای درستی این ادعا، نمی توان انکار کرد که تحریم ها به عنوان بزرگترین توطئه خارجی علیه کشور، نقش مهمی در سقوط ارزش ریال داشت و این وضعیت می تواند به شکل های دیگری تکرار شود. اکنون می توان دید که ادامه تنش های منطقه ای، آینده ارتباطات ما با بازیگران منطقه ای و بین المللی را در هاله ابهام قرار داده. دست کم از زاویه روانی، این روند همچون تحریم ها عمل می کند و اعتماد به ریال را کاهش می دهد.

لزوم شفافیت در برخورد با بحران ارز

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: