به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نوشتار زیر توسط یکی از خوانندگان سایت تاجران  ارسال شده است. کارشناسان تاجران از هم فکری فعالان اقتصادی در مسیر دستیابی به سیاست های بهینه و بسط گفتمان اقتصادی استقبال می کنند.

سالهاست که بحث خصوصی سازی فوتبال در محافل فوتبالی و مطبوعات توسط کارشناسان و اقتصاد دانان ورزشی مطرح میشود. این بحث زمانی آغاز شد که فوتبال ایران یک شبه و البته بدلیل فشارهای کنفدراسیون آسیا و فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، تصمیم به «حرفه ایی» شدن گرفت و لیگ حرفه ایی فوتبال ایران به نام لیگ برتر در اواخر دهه 70 پایه ریزی شد. جدا از بحث فنی و اینکه آیا فوتبال ما چه در آن زمان و چه در مقطع کنونی شرایط و زیرساخت های لازم برای حرفه ایی شدن را داشت یا خیر، موضوع اقتصاد فوتبال به یکباره به یک معضل و بحث روز تبدیل شد.

فوتبال تاجرانمقصود از اقتصاد فوتبال طبیعتا چرخش لازم پول و درآمدسازی باشگاهاست.  این در حالی است که هم اکنون اقتصاد مریض فوتبال ایران شامل پولهای هنگفتی میشود که از طریق منابع دولتی و در واقع بیت المال به فوتبال تزریق میشود و بدلیل نبوده فشار واقعی رقابت، نداشتن برنامه های اقتصادی مناسب، مدیریت ناپایدار و نداشتن نگاه درازمدت به فوتبال به هدر میروند و باشگاه های بزرگ و کوچک ایران سالیانه میلیونها دلار خرج میکنند ولی همیشه بدهکار هستند. راه حل اصولی، واگذاری تدریجی باشگاه ها به بخش خصوصی واقعی است و در این پروسه، دولت نباید دانه درشت ها را برای خود نگه دارد.

اینکه چرا در دولت های نهم و دهم و همچنین دولت آقای روحانی در مورد اجرای اصل 44 قانون اساسی  برنامه ها به شکل درستی اجرا نشده و صحبتها در این مورد بیشتر در حد یک شعار مانده خود جای بحث دارد. اما موضوعی که مشخص است و علاقمندان به فوتبال به خوبی به آن واقفند این است که تا زمانی که باشگاههای بزرگ مانند پرسپولیس و استقلال به سوی خصوصی سازی قدم بر ندارند و دولت آنها را بطور کامل به بخش خصوصی واقعی واگذار نکند، معدود باشگاه های کوچکتر نیز که به بخش خصوصی واگذار شده اند نمیتوانند رقابت عادلانه ایی با تیم های بزرگ دولتی داشته باشند.

سیاه جامگان فوتبال تاجراندر حال حاضر تیم های سیاه جامگان مشهد، سپیدرود رشت، گسترش فولاد تبریز و استقلال خوزستان یعنی پنج تیم از شانزده تیم حاضر در لیگ برتر به شکل خصوصی اداره میشوند و یک نگاه سطحی به جدول لیگ نشانگر جایگاه پایین این تیمها در جدول است تا آنجایی  که چهار تیم از این پنج تیم خطر سقوط را حس میکنند و از میان اینها سقوط سیاه جامگان تقریبا حتمی شده است. باید اذعان داشت که جدا از بحث رقابت با تیم های دولتی یکی از دغدغه های اصلی تیم های خصوصی، نداشتن مدیریت مناسب است که البته موضوعیست که کلا فوتبال باشگاهی چه از نوع دولتی و چه باشگاه های خصوصی ما با آن دست و پنجه نرم میکنند و بیشتر معضلی مدیریتی است تا اقتصادی. بسیاری از کارشناسان اما معتقدد که اگر خصوصی سازی به شکلی صحیح و اصولی در فوتبال ایران صورت بگیرد و قواعد بازی برای همه یکسان باشد مدیران و صاحبان باشگاه ها، فضای مناسبتری برای رقابت و رشد خواهند داشت و برای اداره باشگاه هایشان انگیزه مضاعفی وجود خواهد داشت و به طبع برای مدیریت و اداره سرمایه خود از مدیران کاربلد و ورزشی استفاده خواهند کرد و با سرمایه گذاری در آکادمی های خود به آینده اقتصادی باشگاه خود توجه بیشتری خواهند داشت. با نگاهی به دیگر حوزه های اقتصادی می توان دید که این تحلیل منطقی است.

قطعا نیمشود یک شبه راه صد ساله را طی کرد و به همین دلیل حرکت به سمت خصوصی سازی که به گفته بعضی از مسئولین چند سالی است که کج دار و مریز آغاز شده، باید به شکلی اصولی تر پیگیری شود. تا وقتی که راه های درآمدسازی و بستر مناسب برای این کار وجود نداشته باشد با سپردن باشگاه ها به چند سرمایه گذار و رها کردن بدون نظارت آنها در فضای ناسالم رقابتی فوتبال به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای مدیریتی و اقتصادی باشگاه ها نخواهد بود و نتیجه اش سقوط به دسته های پایین تر و حتی فروپاشی تیم های خصوصی خواهد بود. برای حل این معضل باید برنامه میان مدت و درازمدتی را پایه ریزی کرد که طی آن باشگاه ها به صورت نیمه دولتی اداره و سپس به تدریج خصوصی شوند و در این مدت با قانونگذاری صحیح در چهارچوب بودجه سالیانه که بخش وسیعتر آن در سالهای آغازین میتواند از بودجه دولتی مهیا شده و سپس با جذب سرمایه گذاران سال به سال باشگاه را به سمت خصوصی سازی کامل پیش ببرد میتوان به تدریج دست دولت را از کنترل کامل باشگاه های مورد نظر کوتاه کرد. این مستلزم همکاری همه جانبه وزارت ورزش و جوانان و بخش خصوصی و البته صبر و حوصله فوتبالدوستان است. باید مراقب رانت خواری ها هم بود و نسبت به اجرای ناقص خصوصی سازی و بازتولید باشگاه های شبه دولتی هم هشیار بود. فقط در چنین شرایطی سرمایه گذاران میتوانند با اطمینان به این عرصه وارد شده و به معنی واقعی و به شکل حرفه ای یک باشگاه فوتبال را اداره کنند.

فوتبال تاجران

از سوی دیگر کشورهایی که در آن اداره باشگاهای ورزشی مخصوصا فوتبال به طور کامل و یا نیمه کامل به بخش خصوصی واگذارشده است به این باور رسیده اند که با انجام این کار به رشد فوتبال باشگاهی و ملی کشورشان کمک بسزایی کرده اند و در اکثر کنفدراسیون ها فوتبال باشگاهی و ملی آنها از جایگاه بالاتری نسبت به کشورهایی که اداره فوتبال آنها همچنان دولتی است برخوردارند.  اگر مسئولین دولتی و ورزشی ما نیز به چنین مهمی اعتقاد پیدا کنند و بستر را برای واگذاری باشگاهای فوتبال بتدریج آماده و آنها را به سرمایه گذاران خصوصی بسپارند قطعا فوتبال ملی و مخصوصا باشگاهی ما نیز در ده سال تا پانزده سال آینده جایگاهی بسیار مناسبتر و بالاتر از شرایط کنونیش خواهد داشت.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

مؤثرترین راهکار حمایت از کالای ایرانی چیست؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: