به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نورمن انجل  نویسنده و سیاستمدار انگلیسی در سال 1913 در کتاب «توهم بزرگ» نوشته بود روابط اقتصادی و صنعتی کشورهای اروپایی به قدری درهم تنیده شده که درگیری جنگ میان آنها ابلهانه به نظر می رسد. تنها یک سال پس از انتشار این سخنان جنگ جهانی اول در گرفت و سخنان خوشبینانه کسانی همچون انجل به چالش کشیده شد. انجل گمان می کرد که مردم اروپایی بازرگانی و صنعت را به شکل جدیدی تعریف کرده اند و از مرزهای جغرافیایی خود فرا رفته اند و از آنجا که در این دنیای متمدن، ثروت بر پایه اعتبار و قرارداد تعریف و تثبیت می شود، تعرض نظامی فایده پیشین خود را نخواهد داشت و به سود هیچ یک از طرفین مخاصمه نخواهد بود. هر چند اندیشمندانی همچون انجل در اوائل قرن بیستم نسبت به بی حاصل بودن جنگ هشدار داده بودند، ولی گویا اروپایی ها باید دو جنگ خانمان سوز را تجربه می کردند تا نهایتا متوجه شوند که تجارت و دیپلماسی گزینه های خردمندانه تری است!

میولرسال ها بعد، جان میولر، اندیشمند آمریکایی، در کتاب «فاصله گرفتن از آخرالزمان» بحث های نورمن انجل را به چالش کشید و با اتکا به شواهد تاریخی نشان داد که تعامل های اقتصادی به تنهایی مانع از بروز جنگ نمی شود. میولر می گوید هر چند در دوران باستان، تقابل های ویرانگر نظامی در مقیاس قرن بیستمی رخ نمی داد، ولی ملت ها به کرات شاهد تعرضات نظامی بودند و از گذشته هم درس عبرت نمی گرفتند. جنگ های پلوپونزی که دولت شهر آتن را ویران کرد، درس عبرتی برای رومی ها نشد و یا هولوکاستی که مغول ها در ایران زمین راه انداختند، تیمور لنگ را از خونریزی باز نداشت. همین منطق هم در نیمه اول قرن بیستم اروپا نیز صادق بود. کشورهای اروپایی نه از گذشته درس گرفتند و نه برای تعامل اقتصادی و دیپلماسی ارجحیت قائل شدند.

سوال اینجاست که چه اتفاقی در هفتاد سال گذشته رخ داد که مانع از بروز جنگ های در مقیاس گذشته شد؟ میولر اعتقاد دارد این امر در وهله اول ناشی از یک تحول فرهنگی است. در واقع کشورهای پیشرفته اقتصادی، همزمان به طور فرهنگی نسبت به جنگ بدبین شده اند و اینگونه تقابل ها از مد افتاده است. مثالی که میولر می زند پدیده دوئل است که در قرن نوزدهم اقتدامی از سر شرافت بود ولی اکنون عملی وحشیانه تلقی می شود که برای مردم قرن بیستمی و بیست و یکمی مطلقا جذابیت و کارآیی ندارد.

برخی با اشاره به عدم وقوع جنگی بزرگ بین قدرت های عمده جهان طی هفتاد سال گذشته نتیجه می گیرند که این امر نشانه یک تحول بنیادین است. ولی آیا واقعا غیر ممکن است که بار دیگر شاهد رویارویی های عمده نظامی باشیم؟ اگر این امر تا حد زیادی در کشورهای غربی منتفی شده باشد، چنین امکانی را نمی توان در منطقه خودمان مردود شمرد. ما هنوز خاطره تلخ جنگ تحمیلی و سکوت جهانیان در برابر تعرض به کشورمان را داریم.

اقتصاد و صلح

برای مقابله با خطر جنگ، باید هم توصیه انجل  و هم تحلیل میولر را جدی گرفت. تعمیق روابط تجاری بر اساس قرارداد و اعتبار می تواند تا حد زیادی تضمین کننده صلح باشد ولی همزمان کار فرهنگی و سیاسی هم در این حوزه ضروری است. تاکید بر دیپلماسی به عنوان تنها راه حل اختلافات، و پافشاری بر روش های صلح آمیز برای پیگیری مطالبات باید در دستور کار دولتمردان باشد. البته این واقعیت را نمی توان انکار کرد که در میان دولت ها و سیاستمداران خاورمیانه، فرهنگ صلح طلبی آنچنان که باید و شاید نهادینه نشده و این امر کار را برای ما دشوار می کند. در چنین متن تاریخی و جغرافیایی است که همراه شدن شدن اقتصاد و دیپلماسی می تواند بهترین نسخه برای صلح باشد. اگر بحث دیپلماسی در خدمت اقتصاد عملی شود، در آن صورت، دولت هم یک گام بزرگ اقتصادی برداشته و هم یک گام بزرگ سیاسی. در حوزه اتاق و بخش خصوصی هم بحثی که پدرام سلطانی چندی پیش درباره بخش خصوصی و جامعه مدنی برای صلح طرح کرده بود حائز اهمیت بسیار است که هم می تواند به فرهنگ سازی بیانجامد و هم شرایط تعمیق ارتباطاتی را فراهم کند که تضمین کنند صلح در منطقه خواهد بود.

بخش خصوصی برای صلح

صلح مثبت

صلح و اقتصاد

مجمع عمومی و مجمع خصوصی برای صلح

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: