به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

با فرا رسیدن سی و نهمین سالگرد انقلاب اسلامی، این سوال همیشگی بازطرح می شود که چه عواملی باعث پیروزی انقلاب شد؟ نگاهی به انقلاب های مهم تاریخ مانند انقلاب فرانسه، روسیه و چین روشن می کند که وقوع این تحولات تاریخی، در وهله اول ریشه در مشکلات اقتصادی داشته. ولی انقلاب اسلامی ایران ماهیتی پیچیده تر داشت. طی سالهایی که به انقلاب منتهی شد، کشورمان با برخورداری از توانمندترین و مجهزترین قدرت نظامی در منطقه و دسترسی به منابع سرشار نفت، با مشکل اضطراری اقتصادی روبرو نبود. همین امر بود که ناظران مسائل ایران را شگفت زده کرد و طی چهار دهه گذشته، بحث ریشه های انقلاب اسلامی به یکی از موضوعات داغ در علوم اجتماعی و اندیشه سیاسی بدل شد.

نبود شرایط اضطراری اقتصادی و معیشتی در سالهای پایانی دهه پنجاه، به معنی این نیست که انقلاب اسلامی ریشه های اقتصادی نداشت. البته بحث فرهنگی و ارزشی که از سوی امام خمینی تئوریزه و مطرح شد هم باید مورد توجه قرار گیرد ولی حتی امام هم، در کنار مسائل ارزشی و مذهبی و اخروی، از لزوم توجه به مطالبات معیشتی غافل نبودند. این پیام از سوی گروه های چپ نیز به شدت مورد تاکید قرار گرفت و در این تعامل بود که مسئله عدالت اجتماعی به یکی از اصلی ترین مطالبات مردم تبدیل شد.

بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب و به رغم عدم تحقق شایسته عدالت اجتماعی، اکنون می توان امیدوار بود که با طرح بحث «سیاست در خدمت اقتصاد»، درک عمیقتری از الزامات اقتصادی بدست آمده باشد. اگر انشالله این رویکرد عملگرایانه نسبت به اقتصاد و سیاست را با جدیت پیگیری کنیم، می توانیم میان عدالت اجتماعی و رشد اقتصادی آشتی برقرار کنیم و به تحقق هر دوی این آرمان ها نزدیکتر شویم.

امام خمینی طالقانی تاجرانبحث عدالت اجتماعی و اقتصادی یکی از اصول فکری گروه های چپ بوده و هست و در سالهای منتهی به انقلاب، پیام اقتصادی این گروه ها حول محور عدالت طلبی و دفاع از محرومان و طبقه مستضعفین بود. در ضمن نباید فراموش کرد که آرمان عدالت طلبی شیعه هم می تواند شکل اقتصادی به خود بگیرد و این موضوع یکی از عوامل همراهی گروه های مذهبی و چپ بود. طرح معضلات اجتماعی در چهارچوب عدالت خواهی و شرایطی که در سالهای دهه پنجاه ایجاد شده بود که امکان اطلاع رسانی درباره تعمیق شکاف های اجتماعی را میسر می کرد، به آزاد شدن نیروهایی انجامید که به هیچ وجه در سالهای قبل از آن متصور نبود. علاوه بر امام خمینی که به عنوان معمار و رهبر معنوی و سیاسی حرکت مردمی عمل کرد، امتزاج پیام معنوی و عدالت طلبی اجتماعی و اقتصادی را در آثار چهره هایی همچون آیت الله طالقانی نیز می توان دید.

طی چهار دهه گذشته بحث عدالت اجتماعی همچنان یکی از اصلی ترین آرمان های انقلاب بوده که البته به غیر از دوره هایی که اتفاقا در دوران جنگ تحمیلی شاهدش بودیم، هیچ وقت به طور اصولی تحقق پیدا نکرده. متاسفانه در بسیاری از موارد هم بحث عدالت اجتماعی در شکل ساده توزیع ثروت تعریف شد و از همین رو در عمل با رشد واقعی اقتصادی قرابتی پیدا نکرد. هر چند آموزه های اسلامی، عدالت اجتماعی را لزوما در توزیع ثروت تعریف نمی کند، ولی تسلط اندیشه های چپ از یک سو، و شرایط اضطراری و محاصره کشور در برهه های مختلف باعث شد که عملا بحث عدالت اجتماعی با یک نوع سیاست اقتصادی یارانه ای همراه شود و در بسیاری از موارد به توزیع فقر بیانجامد. این مدلی نبوده که پایدار باشد و شکست این رویکرد در درازمدت آشکار شده است. ولی متاسفانه قربانی، همان طبقه آسیب پذیر است که نه از رشد اقتصادی بهره ای می برد و نه از توزیع ثروت.

عدالت اجتماعی تاجراناکنون ما در دورانی بسیار متفاوت از دهه پنجاه به سر می بریم و مقایسه شرایط کنونی با آن دوران قیاسی مع الفارق است. ولی درسی که از تاریخ می توانیم بگیریم این است که بحث عدالت اجتماعی را نباید دست کم گرفت. اکنون روز به روز شکاف های اقتصادی عمیق تر می شود و با وجود شبکه های اجتماعی و سهولت اطلاع رسانی، طبقات مختلف بیشتر در جریان حال و روز یک دیگر قرار می گیرند و همین امر به افزایش نارضایتی ها از شکاف طبقاتی دامن می زند. اکنون چالشی که برای دلسوزان نظام و ملت وجود دارد این است که بدون قربانی کردن سیاست های توسعه ای، از بحث عدالت اجتماعی هم غافل نشوند. اگر افرادی که با مشکل بیکاری دست و پنجه نرم میکنند هر روز نشانی از بی عدالتی ببینند و امیدی هم به بهبود شرایط نداشته باشند، یا سرخورده و افسرده خواهند شد و یا به عصیان روی خواهند آورد و هیچ کدام از این عکس العمل ها، سناریوی قابل قبولی برای دلسوزان انقلاب و نظام و مردم نباید باشد.

هم دولت و هم مجلس در این برهه از زمان وظیفه خطیری دارند. در بحث بودجه 97، نمایندگان مجلس نگرانی های خود را نسبت به مسئله رفع فقر مطرح کردند و دولت هم از ریشه کن کردن فقر مطلق سخن گفته. ولی همانطور که داوود سوری چندی پیش به درستی اشاره کرده بود تاکنون هیچ خط فقری به‌عنوان خط فقر مطلق رسمی کشور از طرف وزارتخانه‌های مسوول گزارش نشده است و اگر مبنا را 780 هزار تومان در ماه بگذاریم، این رقم از خط فقر مطلق تعیین شده توسط بانک جهانی هم کمتر می شود. چالش بعدی هم تامین ورودی های بودجه برای مقابله با معضل فقر است و همانطور که بارها گفته شده، راه حل اصولی کارآفرینی و تولید است که این این امر هم مستلزم جلب سرمایه و اصلاح نظام بانکی و مالیاتی و در یک کلام «جراحی بزرگ اقتصادی» است.

روحانی تاجراناز بحث عدالت اجتماعی آغاز کردیم و رسیدم به بحث تولید و اشتغال و لزوم جراحی بزرگ اقتصادی. بحث های تئوریک در این زمینه پایان ناپذیر است ولی قبل از هر چیز، باید یک اجماع و اراده سیاسی بر سر لزوم جراحی بزرگ اقتصادی وجود داشته باشد و اگر این توافق حاصل نشود و اضطرار اصلاحات اقتصادی مورد قبول واقع نگردد، نمی توان قدم های بعدی را برداشت. مثلا در بحث ایجاد نهاد فراقوه ای اقتصادی، اگر انجام فوری اصلاحات و لزوم رسیدن به نتیجه در یک بازه زمانی مشخص مورد قبول سران قوا و تصمیم گیران اصلی اقتصاد کشور قرار نگیرد، این نهاد فراقوه ای هم همچون بسیاری دیگر از نهادها، بی اثر باقی خواهد ماند.

برای تحقق این مهم، باید یک تغییر پارادایم حاصل شود و سیاست در خدمت اقتصاد قرار گیرد. اکنون به قول یلدا راهدار اقتصاد و سیاست به طور منفی روی هم تاثیر می گذارند و خلق پول هم در اقتصاد ایران نهایتا در جهت منافع سیاسی می باشد. امید است در سی و نهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، با استفاده از تجربیات گذشته، رویکرد واقعگرایانه و علمگرایانه را در اقتصاد نهادینه کنیم و با قرار دادن سیاست در خدمت اقتصاد، هم به سیاست خدمت کنیم و هم به اقتصاد.

دکتر روحانی باید چه می گفت؟

مراقب پوپولیسم اقتصادی باشیم

اعتراضات معیشتی و جراحی بزرگ اقتصادی

 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

مؤثرترین راهکار حمایت از کالای ایرانی چیست؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: