به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

ظریف لاورف تاجرانما در راه رسیدن به جایگاهی بین المللی که سزاوارش هستیم، باید با چالش های پیچیده ای دست و پنجه نرم کنیم. به رغم قدرت گرفتن گفتمان عملگرایی و اعتدال، هنوز سایه سنگین ایدئولوژی بر سر سیاست خارجی کشور است و این امر ما را در برابر آزمون دشواری برای انتخاب دوست و دشمن قرار می دهد. در این میان توجه به تحولاتی که در ارتباط با دو همسایه شمالی و جنوبی خود داشته ایم بسیار قابل توجه است. همکنون روسیه با بهره گیری از انشقاق های موجود در منطقه، به جایگاه قرن نوزدهمی خود در منطقه نزدیک می شود و این نگرانی طرح می شود که ما با دادن امتیازات بلاشرط به همسایه شمالی خود، به تقویت این جایگاه کمک کنیم. متاسفانه جریانات داخلی کشور هم که گاه در تقابل با هم هیچ توجهی به منافع ملی و درازمدت کشور و نظام نمی کنند، توان ما برای رقابت واقعی در آنچه که در نشست سوچی «خاورمیانه جدید» نام گرفت را از میان می برد. همانطور که در این نوشتار بحث خواهد شد، نزدیکی و اعتماد بیشتر ما به روس ها می تواند در تقابل با سیاست هایمان در خلیج فارس و منطقه عمل کند و ما در تصمیم گیری های خود در این حوزه، نباید عملگرایی مسکو در تعامل با عربستان سعودی را دستکم بگیریم.

روسیه و رویاهای قرن نوزدهمی

تلاش برای راضی نگه داشتن متحدان امری است طبیعی، ولی این جلب رضایت نباید بلاشرط باشد و یا هزینه های سنگینی در بر داشته باشد. هدف مسکو از حضور در سوریه چیزی نبوده الا تثبیت جای پای خود در خاورمیانه به عنوان یکی از ابرقدرت های مطرح. در واقع دغدغه اصلی روسیه، اروپا و آمریکا و چین است. فراموش نکنیم که پس از نشست سودچی در ماه نوامبر، اولین حرکت پوتین تماس با مقام های آمریکا، عربستان، مصر و اسرائیل بود. این تماس تشریفاتی نبود و بلکه از تلاش مسکو برای هماهنگی های بعدی و راضی نگه داشتن طرف های مختلف حکایت داشت. روسیه در پی میانجیگری سازمان ملل برای ایجاد روندی مانند نشست ژنو است تا بتواند سیاست در سوریه را کاملا شکل دهد. نشست های آستانه و سوچی تنها گام نخست در تثبیت موقعیت برتر منطقه ای روسیه در مقابل ایران و ترکیه است و این چیزی است که نتایج مهمی در درازمدت خواهد داشت.

نکته دیگر اینکه معلوم نیست روسیه رغبتی به حضور پررنگ ما در عراق و سوریه و لبنان داشته باشد. حتی اگر روسیه از مطالباتش در سوریه بگذرد (که البته این امر بعید به نظر می رسد) حضور منطقه ای ما اصطکاک هایی را هم با کشورهای غربی و هم کشورهای عربی در بر دارد که لزوما روسیه را خوش نمی آید. به هر حال باید در رابطه با مسکو محتاط عمل کرد زیرا که اگر هم در ظاهر از حضور منطقه ای ما حمایت کند، احتمالا این امر یک بازی استراتژیک خواهد بود.

روسیه و اعراب 

دوبی روسیهعمق مناسبات مسکو با کشورهای حاشیه خلیج فارس را نباید دستکم گرفت، زیرا توسعه روابط دیپلماتیک و نظامی روسیه با این کشورها در راستای ایجاد اهرمی علیه ما عمل خواهد کرد. در سال 2017 شاهد شتاب مذاکرات بین روسیه و امارات بودیم که در نمایشگاه بین المللی دفاع IDEX-2017 در ابوظبی و در نمایشگاه هوایی دبی در نوامبر 2017 (برای از سرگیری فروش تسلیحات سنگین و سامانه های ضدتانک و فناوری موشکی و گسترش همکاری های نظامی - فنی تا مرز تولید مشترک هواپیمای سبک چند منظوره) صورت گرفت. باید توجه داشت که اهمیت این روابط در دوجانبه بودن داد و ستد هاست به طوری که روسیه نیز مایل به خریداری پهپاد United 40 از سازنده اماراتی (شرکت ADCOM) می باشد. 

علاوه بر اینها، ملاقات هایی بین الکساندر لاورنتیف، فرستاده ویژه روسیه به سوریه، و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان صورت گرفته که نشان می دهد روس ها نمی خواهند سعودی ها را از دست بدهند و این امر تبعاتی در نقش سعودی ها در سوریه خواهد داشت به خصوص که آنها در اپوزیسیون سوریه نفوذ دارند. بردباری هم که سعودی ها در رابطه با ادامه کار اسد نشان داده اند حاکی از یک نرمش استراتژیک است که احتمالا به ازای دریافت قدرت مانور بالاتر در آینده به نمایش گذاشته شده. این روند و موافقت تلویحی مسکو با آن، تحول مثبتی برای ما تقلی نمی شود.

همسایه خرپول

عربستان قطر تاجراناز هم پاشیدگی وضعیت سیاسی اعضای شورای همکاری خلیج فارس بیشتر و بیشتر شده و این روند به سود ما بوده. ولی این آشفتگی سیاسی می تواند آبستن اتحادهای جدیدی باشد. درست است که نشست سران شورا در کویت در تاریخ 4 دسامبر به شکلی آشفته پایان یافت، ولی نکته ای که باید ما مورد توجه قرار دهیم اعلامیه ای است که عربستان همان روز منتشر کرد و خبر از تعاملات جدید ریاض با امارات داد که بر محور منازعه یمن و روابط میان ولیعهدان هر دو کشور شکل گرفته است. حذف کویت و قطر و عمان که در این جریان عملا به بازی گرفته نشدند می تواند قدرت مانور ریاض را افزایش دهد. مثلا اخیرا ملک سلمان و شیخ محمد بن زاید، محمد الیدومی رئیس شورای عالی حزب اصلاح یمن را به منظور هماهنگی پشتیبانی حزبش برای افزایش تلاش ها علیه حوثی ها فراخواندند. جالب توجه اینکه ملک سلمان توانست پای شخص زیاد را به این مذاکرات بکشاند حال آنکه طرف اماراتی از گفتگو با حزب اصلاح بخاطر روابط نزدیکش با اخوان المسلمین اکراه داشته است.

با توجه به این تحولات می توان گفت که همکاری های عربستان و امارات را نباید دستکم گرفت. باید توجه داشت که به رغم فجایع انسانی که در یمن شاهدش هستیم، سعودی ها و اماراتی ها نشان داده اند که توان سامان دهی ارتشی حرفه (هرچند مزدور) که بتواند با حریف های بالقوه مقابله کند را دارند. نیروهای اماراتی در محاصره های دریایی می توانند با عملیات غواصی و تحرک نیروهای ویژه وارد جنگ های غیرمتعارف شوند و این توانایی را در شرق یمن هم به خوبی نشان داده اند. مضاف بر این، با گسترش همکاری های آموزشی با اندونزی، مالزی، آلمان، کره جنوبی و هند، این قابلیت ها بیشتر هم خواهد شد.

دوستان همیشگی یا متحدان موقت

از چرچیل نقل می شود که گفته کشورها دوست ندارند بلکه متحد دارند. در واقع هیچ کشوری نباید با کشوری دیگر عقد اخوت ببندد و همیشه باید با توجه به منافع ملی خود به بازآرایی روابطش بپردازد. در این راستاست که ما باید روابط خود را در شمال و جنوب تنظیم کنیم و هشیار باشیم که متحدان از حسن نیست ما سوء استفاده نکرده و دشمنان از امکان اینکه بتوانند به ما امتیاز دهند و دوستی ما را طلب کنند ناامید نشوند. در شرایط پرآشوب و نامطمئن خاورمیانه، به کارگیری اهرم های مختلف و برقراری اتحادهای متعدد و گاه متناقض، سیاستی ضروری به نظر می رسد و این امر مستلزم تعمیق رویکرد عملگرایانه در سیاست خارجی است.

روابط ایران و عربستان و لزوم انتخاب گزینه های دشوار

بلوغ سیاسی و بازی برد - برد

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از پیوستن ایران به کارگروه مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: