به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

این روزها در حوزه سیاست و اقتصاد صحبت از لزوم تغییر پارادایم زیاد می شود. بحث سیاست در خدمت اقتصاد، اعتماد به بخش خصوصی و آزادسازی اقتصادی از جمله مواردی است که با بحث تغییر پارادایم همراه شده است. در این موارد، مراد کسانی که از تغییر پارادایم سخن می گویند، لزوم ایجاد تحولی اصولی در نوع نگاه به موضوعی خاص می باشد. در اینجا بد نیست نگاهی گذار داشته باشیم به نظر توماس کوهن که سالها پیش مفهوم پارادایم و مکانیزم تغییر آن را در مجامع روشنفکری و دانشگاهی مطرح کرد.

توماس کوهن تاجران پارادایمتوماس کوهن که متخصص تاریخ و فلسفه علم بود، دریافت که تحولاتی که در علم حاصل می شود لزوما به معنی کشف حقایقی نیست که پیشتر مردم درکی از آن نداشتند. قریب به دو هزار سال پیش از انقلاب کپرنیکی بود که آریستارخوس، دانشمند یونانی نظریه خورشید محوری منظومه ما را طرح کرد. سوال اینجاست که چرا این پارادایم در آن زمان تغییر نکرد؟ پاسخ کوهن این است که تغییر پارادایم تنها اتفافی ناشی از درک حقیقت نیست و این تحول مستلزم همکاری یک سری موئلفه های سیاسی و جامعه شناختی است.

به اعتقاد توماس کوهن پذیرش پارادایم نوین زمانی پیش می آید که انگاره قدیمی تر برای جامعه مربوطه پرهزینه و ناکارآمد شده باشد. در نتیجه، طرفداران پارادایم جاافتاده از نظر رقابت سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در جایگاهی ضعیتتر قرار می گیرند. در یک جامعه علمی کوچک و بسته این امر می تواند صرفا به جایگاه علمی و شغلی طرفداران  پارادایم لطمه بزند ولی در عرصه های سیاسی و اجتماعی، پافشاری بر پارادایم هایی که کارآیی خود را از دست داده اند می تواند هزینه های جبران ناپذیری برای یک ملت داشته باشد. این مسئله ای است که در حوزه اقتصاد کشورمان پیش آمده و ما می توانیم شاهد هزینه های بی موردی باشیم که ملت و نظام برای پافشاری عده ای بر پارادایم های تاریخ گذشته می دهند.

کوهن یادآور می شود که پذیرش انگاره جدید هم هزینه های خودش را دارد. در حیطه علم، پذیرش پارادایم جدید به معنی منسوخ شدن بسیاری از روش هایی است که پیشتر برای اکتشافات و تحقیقات علمی صورت می گرفته. منسوخ شدن این روش ها به منسوخ شدن نهادها و شغل های مربوطه می انجامد. همین امر در حوزه اقتصاد و سیاست هم صادق است. مثلا در جامعه ای که تصدی گری دولت حاکم است، اتخاد یک پارادایم بازار محور که به بخش خصوصی آزادی می دهد به منسوخ شدن بسیاری از نهادهای دولت محور می انجامد. هر چند این نهادها در عمل بی اثر شده اند (و اصلا از همین روست که اتخاد یک پارادایم جدید مطرح می گردد)، ولی کارگزاران این نهادها در برابر تغییر پارادایم مقاومت خواهند کرد.  

پارادایم تاجرانولی واقعیت این است که اینگونه مقاومت ها در برابر تغییر پارادایم در درازمدت به ضرر همه تمام می شود، زیرا که وابستگی به نهادهایی که مدت هاست اثر واقعی خود را از دست داده اند نهایتا نه به نفع صاحبان این نهادهاست و نه به نفع مشتریان و مردم عادی. بحث مقاومت در برابر پارادایم را در همه جوامع می توان دید ولی این موضوع در جوامعی که از لحاظ سیاسی فضایی شفاف و رقابتی دارند کمتر ممکن می شود. اگر نهادهای تصمیم گیر نتوانند به طور دستوری برای پارادایم های موجود تعیین و تکلیف کنند، در این صورت، سرنوشت این انگاره ها در رقابتی منصفانه با پارادایم های بدیل مشخص می شود. اگر اقتصاد دولت محور واقعا پارادایم موفقی باشد، باید بتواند بدون حذف پارادایم رقیب به حیاتش ادامه دهد و موفق باشد. 

در بحث تغییر پارادایم و اقتصاد می توان به سرنوشت بخش خصوصی در کشورمان اشاره کرد. بسیاری از نهادهای اقتصادی کشور ما بر اساس پارادایم دولت محور شکل گرفته که در آن نسبت به کارآفرین مستقل و بخش خصوصی واقعی یک نوع بی اعتمادی وجود دارد. انگاره دولت محوری در کشور از پیش از انقلاب به علت تکیه ایران بر درآمدهای نفتی طرفدار داشت و پس از انقلاب هم با توجه به الزامات سالهای جنگ و نیز تسلط نگاه چپ در اقتصاد، این انگاره به حیات خود ادامه داد. ولی اکنون سالهاست که تاریخ مصرف این پارادایم به سر رسیده است. واقعیت این است که سوای معدودی از طرفداران این پارادایم که صادقانه و بدون در نظرگرفتن منافعشان به اقتصاد چپگرا معتقدند، بیشتر طرفداران تصدی گری دولتی نگران منافع خود هستند و به همین علت تن به تغییر پارادایم نمی دهند. از همین روست که ما به رقم حرف های زیادی که اندر باب  لزوم خصوصی سازی می شنویم، در ایجاد بخش خصوصی واقعی ناکام مانده ایم.  

پری ژاپن تاجرانبا نگاهی به گذشته می توان دید که برخورد ملت های مختلف با مسئله تغییر پارادایم های سیاسی و اجتماعی متفاوت بوده و همین امر سرنوشت های متفاوتی را برای ملل رقم زده است. این موضوع را مثلا در تفاوت برخورد ژاپنی ها و چینی ها در مواجه با فرهنگ غربی در قرن نوزدهم می توان مشاهده کرد. زمانی که در سال 1853 کشتی متیو پری در خلیج توکیو لنگر انداخت ژاپنی ها متوجه لزوم تغییر پارادایم شدند و به انزوای تاریخی خود پایان دادند. این امر تاثیری سرنوشت ساز برای ژاپن داشت و این کشور با بهره گیری از ابزارهای جدید فکری و مدرن کردن تکنولوژی و نیروی نظامی خود  توانست در جنگ روسیه و ژاپن (1905-1904) به پیروزی برسد. این در حالی بود که چینی ها با سماجت بر هویت تاریخی خود به عنوان یک پادشاهی استثنایی، در آن دوره پارادایم مدرنیت را اتخاذ نکردند و بیش از یک صده از ژاپن عقب ماندند.

ولی اکنون دهه هاست که چینی ها با چالاکی، شراکت فعالی در تولید و اتخاد انگاره های جدید دارند. طرح جاده جدید ابریشم که با ابتکار رهبران چین ارائه شده، مورد انتقادهای مختلفی قرار گرفته ولی باید توجه داشت که این طرح در واقع بروز بیرونی پارادایم جدید جهانی شدن است که از سال ها پیش آغاز شده و با تحولات علوم ارتباطات و پیشرفت های صنعت حمل و نقل شتاب بیشتری گرفته است. در این راستا چین با هشیاری و عملگرایی، سعی دارد ابتکار عمل را در دست داشته و در عوض عکس العمل های انفعالی در قبال پیشرفت های آسیا و اروپا، با خلاقیت خود بانی پارادایم های پیشرو باشد. ما هم اگر نتوانیم به طور فعالانه در این روند مشارکت داشته باشیم، نهایتا به گونه ای منفعل باید هزینه های عدم مشارکتمان را بپردازیم.

باید به کسانی که در برابر تغییر پارادایم مقاومت می کنند یادآور شد که انعطاف پذیری در قبال پارادایم ها به معنی تسلیم کامل در قبال انگارهای جدید نیست. همانطور که در رویکرد کشورهای پیشرفته آسیایی می توان دید، یک ملت ضمن درک درست از پارادایم های جدید، می تواند به اخذ هوشمندانه پارادایم ها بپردازد و در قابل آنها منفعلانه برخورد نکند. اکنون سالها است که عده ای با پافشاری بر وضعیت موجود،خود را سنتگرا جلوه می دهند و نسبت به اتخاذ انگاره های جدید هشدار می دهند. حداقل در بحث اقتصاد بازار محور می توان گفت که سنت اسلامی ما، پیشنه بسیار غنی در خصوص اهمیت تجارت و توجه به کارآفرینی دارد و کسانی که با این انگاره مخالفتند نمی توانند خود را پشت حمایت از سنت ها مخفی کنند.

نپذیرفتن انگاره های جدید لزوما به معنی از میان رفتن این پارادایم ها نخواهد بود و تنها به معنی پذیرش منفعلانه آنها در آینده ای نه چندان دور است. به قول ویلیام گیبسون، آینده فرا رسیده ولی هنوز به طور برابر توزیع نشده است. بسیاری از پارادایم های جدید هم مدت هاست که حضور خود را تحیکم کرده اند و آنها که زودتر از دیگران به ضرورت اتخاذ این انگاره ها وافق شوند، برندگان تاریخ خواهند بود.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

مؤثرترین راهکار حمایت از کالای ایرانی چیست؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: