به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

بر کسی پوشیده نیست که برخی از نهادهای اقتصادی که به خصولتی ها معروف شده اند تمایلی به رقابتی شدن فضای اقتصاد کشور ندارند و طبیعی است که از راه های مختلف به انتقاد از روند آزادسازی نیروهای اقتصادی و فضای شفاف رقابتی بپردازند. در این مسیر لازم نیست مخالفان بخش خصوصی واقعی به طور مستقیم و صریح انتقاد خود را از اقتصاد آزاد بیان کنند. اگر انتخابات ریاست جمهوری را رفراندومی برای آزادسازی فضای اقتصادی کشور و گسترش برونگرایی تلقی کنیم، می توانیم ببینیم که چرا گروه ها و نهادهایی که بقای خود را در انزوای کشور و انحصار بیشتر صنایع و کسب و کارهای کلان می بینند از نتیجه انتخابات خشنود نیستند و منتقد روندی می باشند که از دولت یازدهم آغاز شد و با ورد کشور به دوران پسابرجام قوام گرفت.

خصولتی ها تاجراندر عرصه عمل و سیاست، این گروهها سعی در چالش آفرینی و مانع تراشی دارند و بعضا موفق هم بوده اند. ولی شاید نبرد اصلی در عرصه نظر و تئوری پردازی باشد. در این حوزه مدافعان انحصارگرایی در پی نظریه هایی هستند که با هراس به رای مردم می نگرد و آزادسازی فضای اقتصادی و تجاری را خطرناک توصیف می کند. دشمنان تئوریک جامعه باز و اقتصادهای رقابتی کم نیستند و جالب است که بسیاری از این نظریه پردازان خود محصول جوامع غربی هستند.

با نگاهی به تاریخ روشنفکری معاصر کشورمان می توان دید که متفکرانی که به طور ابزاری مورد استفاده کنشگران حزبی و سیاسی قرار گرفته اند کم نبوده اند. برای مثال در سال های اخیر می توان به امانوئل والرشتاین اشاره کرد که نظراتش مورد توجه طیف متکثری قرار گرفته است. نخستین کتاب او با نام «سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی» حدود بیست و پنج سال پیش به فارسی ترجمه شد.  طی سه سال اخیر سه کتاب دیگر از والرشتاین به فارسی ترجمه شده که عبارتند از «علوم اجتماعی نیندیشیدنی»، «مقدمه ای بر تحلیل نظام های جهانی» و «نظام جهانی مدرن».  کتاب آخر که برای نخستین بار 43 سال پیش در آمریکا به چاپ رسیده بود، به تازگی به فارسی ترجمه شده  است.

والرشتاین تاجرانکتاب نظام جهانی مدرن موضوع  نشستی بود که مرداد ماه در انجمن علوم سیاسی ایران برگزار شد. دراین نشست، دکتر محمد فاضلی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی و معاون پژوهشی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری، دکتر ابوالفضل دلاوری، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی و دبیر کمیته جامعه شناسی سیاسی انجمن علوم سیاسی ایران و دکتر احمد نادری، عضو هیات علمی دانشگاه تهران سخنرانی کردند. بحث های خوب و مفیدی در این جلسه مطرح شد که برای مطالعه مشروح بحث های، خوانندگان می توانند به این لینک مراجعه کنند. بحثی که بنده در اینجا می خواهم مطرح کنم در رابطه با کسانی است که از نظرات متفکرانی همچون والرشتاین به طور ابزاری استفاده می کنند.

واقعیت این است که رویکرد مارکسیستی والرشتاین در رابطه با درک شرایط انسانی یک ابزار تئوریکی برای درک تاریخ و شرایط اجتماعی- اقتصادی 500 سال گذشته ارائه می دهد و از این جهت قابل توجه است. ولی علت مورد توجه قرارگرفتن والرشتاین در میان برخی از طرفداران ایرانی اش بیشتر به خاطر انتقادات شدیدی است که وی از نظامهای کاپیتالیسم و لیبرالیسم و روند گلوبالیسم می کند. این انتقادات از سوی گروه های مختلف و گاه با ایدئولوژی های متضاد مورد توجه قرار می گیرد. مثلا چهار سال پیش پروفسور والرشتاین در نشستی  با مرکز مطالعات استراتژیک ایران شرکت کرد. نکته ای که برای برخی از شرکت کنندگان در این نشست جالب بود تئوری والرشتاین مبنی برخاتمه سلطه گری آمریکا و ظهور یک دنیای سه بعدی جدید با بازیگران بیشتر بود. این تئوری با گفتمان پسالیبرال و پساغربی آقای ظریف نیز همخوانی دارد که اکنون به نوعی به یک گفتمان سیاسی مورد قبول میان بسیاری از ناظران سیاسی تبدیل شده است.

ایدئولوژی تاجرانولی می توان از این هم فراتر رفت و تئوری های والرشتاین را نه در انتقاد از مصادیق لیبرالیسم افراطی اقتصادی، بلکه در جهت حمله به هر نوع آزادسازی بازار به کار برد. اخیرا امیر مقدور مشهودر مقاله «لیبرالیسم وطنی در حال نابودی همه چیز است» به انتقاد از تحلیل سعید حجاریان درباره شکافهای سیاسی در ایران پرداخت. در مقاله «فقر ریشه سیاسی دارد نه اقتصادی» نیز مشهود به انتقاد از رئیس کمیته امداد امام خمینی پراخته که در واقع انتقادی است از دولت دکتر روحانی. مشهود می گوید مادامی که سکان اقتصاد در دست افرادی با تمایلات بازار محور است، امکان رفع فقر وجود ندارد. این نوع دیدگاه ها در واقع تبلیغ نظام های اقتصادهای است که اکنون حتی در کشورهای به ظاهر کمونیستی هم طرفداری ندارد.

در بکارگیری ابزاری از نظرات فلسفی و جامعه شناختی باید محتاط بود. کم نیستند کسانی که می خواند با استفاده از پست مدرنیسم و نظرات متفکران این نحله، به شالوده شکنی نظام های اقتصادی بازارمحور بپردازند، غافل از اینکه این دیدگاه های پساساختارگرایانه همچون طوفانی خواهند بود که شالوده بسیاری از اصول پذیرفته شده در سنت و جامعه ما را نیز بر هم خواهند ریخت. کسانی که از امانوئل والرشتاین و میشکل فوکو و امثالهم برای حمله به ارزش های دوران روشنگری استفاده می کنند، نمی توانند نسبت به عواقب ناخواسته این انبارهای باروت تئوریک بی اعتنا باشند. آنان که باد می کارند باید مراقب طوفان های سهمگین نیز باشند.

ایدئولوژی نان و آب نمی شود

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از روند همکاری های دولت با بخش خصوصی راضی هستید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: