به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

با نزدیک شدن به روزهای پایانی شهریور ماه، بار دیگر یاد و خاطره فداکاری های رزمندگان و مرزنشینانی که در روزهای آغازین جنگ تحمیلی در مقابل تجاوز دشمن مقاومت کردند زنده می شود. ما از جنگ تحمیلی بسیار آموختیم و کشور با سربلندی از این آزمایش تاریخی بیرون آمد. گرامیداشت دفاع مقدس و دستاوردهای مربوطه اما نباید مانع از نگرش نقادانه ما نسبت به اثرات منفی جنگ بر اقتصاد و تفکر اقتصادی ما پس از پایان جنگ تحمیلی شود. یکی از مفاهیم اقتصادی که ناشی از تفکر حاکم بر جنگ بود، مفهوم «خودکفایی» است.

سی سال پیش و در شرایطی که همه دنیا علیه ما بسیج شده بود، خود کفایی به ویژه در تولید مهمات و ادوات جنگی نه لزوما یک مزیت، بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر بود. اما با پایان جنگ، شرایط بین المللی هم تغییر کرد و ما هم با چالش های جدیدی روبرو شدیم. در همین راستا خود کفایی رفته رفته با  انزوای اقتصادی گره خورد. به طور خاص نگاه مطلق گرایانه ای که بعضا از مفهوم خودکفایی مستفاد گشته و «خودبسندگی» (اوتارکی) تبلیغ شده، به این انزواطلبی دامن زد و خودکفایی را در مقابل برونگرایی قرار داد و به تلاش ها برای تامین نیازهای جامعه تنها و تنها از منابع داخلی انجامید. خوشبختانه اکنون با طرح مفهوم درونزایی، نگاه های منطقی تر و عقلانی تری نسبت به اتکا به نیروها و منابع درون جامعه وجود دارد.

خودکفاییدرطول قرن گذشته چندین کشور از جمله آلمان در زمان هیتلر، ایتالیا در زمان موسولینی و اسپانیا در زمان فرانکو، سیاست خود بسندگی در پیش گرفتند.  با وجود دستیابی به رشد اقتصادی که هزینه آن نظامی سازی اجتماعی و اقتصادی بود، باز هم این کشورها نتوانستند به خود کفایی برسند. نمونه  بارز خود بسندگی در دنیای امروز کره شمالی ( سیاست موسوم به جوچه) است. شاید هنوز عده ای باشند که مخالفت کره شمالی با قدرت های بزرگ دنیا را تحسین کنند، ولی واقعیت این است که چنین سیاستی جز سیاه روزی یک ملت دستاوردی نخواهد داشت. به قول دکتر غنی نژاد، در انتخاب میان اقتصادهای مقاومتی، ما قطعا باید مدل کره جنوبی را دنبال کنیم و نه کره شمالی.

درونزایی برونگرایی خودکفایی پساتحریم تاجرانبه رغم تجارب کشورهایی مانند کره جنوبی، ژاپن و چین که با مشارکت در تجارت جهانی و تعامل با دنیا تبدیل به قدرت های اقتصادی شده اند، متاسفانه ادامه تفکر دوران جنگ و تمرکز بر ایده خود کفائی، ما را از پیمودن چنین مسیری باز داشته است. یکی از نمونه های عینی چنین تفکری، افزایش نفوذ بیش از حد نهادهای نظامی در اقتصاد ماست  که در قالب شرکت های خصولتی، فضا را برای رقابت آزاد و شفاف تنگ کرده اند. گروه ها و رسانه هایی که با چنین تفکری همدلی دارند با سخن گفتن از یک جنگ اقتصادی، بر این باورند که باید قدرت و توان نظامی به عنوان الگوی خودکفایی در بخش خصوصی باشد. این در حالی است که اقتصاددادان و کارشناسان دلسوز تاکید دارند که کاهش تصدی گری و افزایش رقابت راه حل اصلی گذار ایران از چالش های اقتصادی موجود است. واقعیت این است که منطق تقاضا برای صنایع نظامی، نه برای ایجاد رفاه و آرامش که برای تضمین امنیت باید باشد و تنها در همین راستا باید مورد حمایت دولت قرار گیرند و فعالیت شرکت های خصوصی در این چهارچوب نمی تواند در جهت اهداف توسعه ای باشد.

حاج رسولی ها تاجراننمونه روشن از بدفهمی در خصوص مفهوم خودکفایی، تولید گندم در کشور بوده است. اصراری که برخی سازمان ها و مسئولان نسبت به خود کفایی (و نه درونزایی) در تولید محصولات غذایی دارند و نادیده گرفتن اثرات منفی این روند، کار را برای فعالان اقتصادی دشوار می کند. دولت مفتخر بوده که تلاش ها برای خودکفایی گندم موفق آمیز بوده ولی کمتر کسی از هزینه های این خودکفایی صحبت می کند. به قول مهندس محمد حاج رسولی ها، مشاور وزیر نیرو، در بحث خودکفایی گندم نمی گوییم که وقتی این محصول را در داخل تولید می کنیم، دولت آن را 1300 تومان در هر کیلوگرم می خرد، ولی این گندم با آبی پرورش می یابد که تولید هر متر مکعب آن، 2 تا 3 هزار تومان است. به باور  دکتر غنی نژاد، هزینه ای که کشور برای تولید افزون گندم پرداخت کرده، یارانه های انرژی، تقلیل گسترده ذخایر آبهای زیرزمینی کشور و افزایش 15 هزار میلیارد تومان کسری بودجه سال گذشته بوده است.

بر اساس تحقیق دکتر محمود حاجی رحیمی، در اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد شمسی، به رغم تولید بالای گندم و خود کفایی در این محصول، ما نتوانستیم به بهبود رقابت پذیری کشاورزی برسیم و از منافع این خودکفایی برای رفاه اجتماعی بهره ببریم. واقعیت این است که نگرش اضطراری و فراهم کردن تدارکات در کوتاه مدت ( با پرداخت هزینه های بالا) یکی از ضروریات زمان جنگ است، ولی سرایت این نوع تفکر به زمان حاضر، جز خسران اقتصادی چیزی برای ما نخواهد داشت.

روحانی تاجرانهم اکنون زمان آن رسیده که تفکر خود را تغییر دهیم. همانگونه که پس از پایان جنگ تحمیلی، با درایت های مقام معظم رهبری و مدیرت آیت الله هاشمی، همه توانایی کشور بر بازسازی متمرکز شد، اکنون، در دوران پساتحریم نیز باید به این باور برسیم که به برکت برجام و گذار از تحریم های ظالمانه بین المللی، با وضعیتی تازه روبرو هستیم که نیامند برنامه هایی درازمدت، عقلایی و واقعگرایانه است.  دکتر روحانی در مصاحبه تلویزیونی اخیر خود اظهار داشت که شرایط بین المللی نسبت به ایران کاملا تغییر کرده و جامعه جهانی نسبت به کشور ما کاملا متفاوت نگاه می کند. یکی از ثمرات برجام از میان رفتن ایران هراسی در میان بسیاری از کشورهاست که می توانند شرکای خوبی برای ما باشند. در چنین شرایطی، امتزاج درونزایی و برونگرایی کلید موفقیت اقثصادی ما خواهد بود.

قوای سه گانه کشور باید با تفکری که بر مزیت های نسبی کشور تمرکز می کند به اقتصاد و پیشرفت کشور نظر کنند و در این راستا استقلال را نه به معنی خود اتکایی، بلکه به معنی تعامل عزتمندانه با شرکای منطقه ای و بین المللی تعریف کنند. در این راستا، فراهم کردن شرایط برای فعالیت چالاک بخش خصوصی در عرصه بین المللی بسیار ضروری است و این مهم با به روز کردن مقررات تجارت و بهبود محیط کسب و کار برای مشارکت در تجارت نوین جهانی تسهیل خواهد شد. ضمن تاکید بر درونزایی، باید با اطمینان در مسیر تعامل با دنیا  قدم برداریم و فرصتهای ارزشمندی که در دوران پساتحریم برایمان پیش آمده را با تفسیرهای غلط از خود کفایی از دست ندهیم.

وام کره جنوبی یا تهدید کره شمالی؟

درونزایی و برونگرایی در دولت دوازدهم

تنش زدایی و برونگرایی کلید موفقیت دیپلماسی تجاری

اقتصاد دستوری، هیولای خصولتی ها و سندرم فساد

 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از روند همکاری های دولت با بخش خصوصی راضی هستید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: