به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

 

اخیراً کتابی می خواندم با عنوان Breakout Nations که شاید بتوان آن را با توجه به محتوای کتاب به پدیده های اقتصادی ترجمه کرد تا با اصطلاح اقتصادهای نوظهور متفاوت باشد. این کتاب اثر روچیر شارما است. شارما از اقتصاددانان مورگن استنلی است و در این موسسه مالی، ریاست بخش سرمایه گذاری در اقتصادهای نوظهور را بر عهده دارد. کتاب شارما از زمانی که منتشر شده مورد استقبال گسترده ای قرار گرفته است. در واقع این اثر به کتاب راهنمایی برای سرمایه گذارانی بدل شده که به دنبال فرصت های طلایی در کشورهای مختلف هستند. این کتاب برای ما هم می تواند آموزنده باشد، به طور خاص با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهور در پیش است و پس از تشکیل دولت جدید، کشور عزم آن دارد که دوره جدیدی از توسعه اقتصادی را آغاز کند. در این راستا، نکات زیر قابل توجه است:

1- ایران در حلقه کشورهای مستعد توسعه قرار ندارد

روچیر شارما تنها چند بار در کتابش به ایران اشاره می کند و یادآور می شود که ایران کشوری است که منزوی شده و ارتباط خوبی هم با سرمایه گذاران خارجی ندارد. به همین علت است که ایران نمی تواند در میان کشورهایی قرار گیرد که در آینده ای نه چندان دور بر موانع اقتصادی خود غلبه خواهند کرد، به نرخ رشد بالایی خواهند رسید، اقتصادهایشان را متحول خواهند کرد و نهایتا به پدیده های نوظهور اقتصادی بدل خواهند شد. روچیر شارما در تحلیل منفی اش از چشم انداز اقتصاد ایران، اشاره ای به تحریم ها نمی کند. البته نمی توان انکار کرد که تحریم ها چالشی برای رشد اقتصادی است ولی باید توجه داشت که مشکل اصلی، شرایط بد تجارت در کشور،  ضعف حمایت از سرمایه گذاری خارجی و عدم تمایل به تعامل و همکاری با جریان اقتصاد جهانی است. اینها عواملی است که ما را منزوی کرده است. بهروز علیشیری، معاون وزیر اقتصادی و دارایی برآورد کرده که برای رسیدن به نرخ رشد ۸ درصدی در تولید ناخالص ملی، ما نیازمند جذب مستقیم  400 میلیار دلار سرمایه خارجی هستیم. اما متاسفانه اعتبار نه چندان مطلوب ما در عرصه بین المللی امکان جذب سرمایه خارجی را تقریبا غیر ممکن کرده است. در چنین شرایطی، سرمایه گذاری به سمت کشورهایی همچون ترکیه، فلیپین، اندونزی، تایلند، لهستان، سریلانکا و نیجریه سرازیر خواهد شد.

2- رهبران نقشی سرنوشت ساز دارند.

موفقیت اقتصادهای نوظهور مستلزم وجود رهبری است که از بینش اقتصادی برخوردار باشد و در راستای اصلاحات بنیادی عمل کند.  در این خصوص روچیر شارما از گودلاک جاناتان در نیجریه، رجب طیب اردوغان در ترکیه و دنگ ژیائوپینگ در چین یاد می کند.  گودلاک جاناتان بر انتخابات عادلانه تاکید کرد، سرمایه گذاری در بخش زیرساختی را گسترش داد و یک صندوق ثروت ملی ایجاد کرد که به گونه ای حرفه ای مدیریت می شد. جاناتان با این تمهیدات، یکی از فاسدترین اقتصادهای جهان را متحول کرد. در ترکیه، تحت رهبری اردوغان، نرخ تورم از ۷۰ درصد به کمتر از ۱۰ درصد  کاهش یافت و همزمان ، اردوغان درصد قرض دولت ترکیه را نیز نسبت به دارایی هایش کاهش داد. چین در سایه رهبری دنگ ژیائوپینگ از تمرکز بر جمعگرایی و سوسیالیسم فاصله گرفت و با نگاه به افق های جدید به قدرتی اقتصادی تبدیل شد. باید گفت موفقیت در تمامی کشورها و در چهارچوب هر نوع نظام سیاسی میسر است به شرط آنکه رهبر آن کشور متعهد به تغییراتی بنیادین باشد.

3- موفقیت مستلزم پذیرش تغییراتی ناخوشایند است.

روچیر شارما می گوید کشورها در مواجهه با بحران اقتصادی ممکن است دو روش متفاوت را برگزینند: " فرود آرام" و "فرود ناگهانی".  برای مثال، شارما تجربه کره جنوبی و ژاپن را در دوران  بحران مالی آسیا و پس از این دوره مورد مقایسه قرار می دهد. ژاپن تمام تلاشش را کرد تا به شرکت هایی که با مشکل روبرو بودند کمک کند و آنها را سرپا نگه دارد. اما کره جنوبی کاری برای نجات شرکت های بحران زده انجام نداد و در عوض به تشویق شرکت هایی پرداخت که با برنامه های بهتر جایگزین شرکت های قدیمی تر شدند. کره جنوبی یا نتوانست و یا نخواست که شرکت های بزرگ را نجات دهد ولی به هر حال این روند نهایتا به قدرت اقتصادی این کشور انجامید. این امر یادآور مفهوم " انهدام خلاق" است که دارون آسموقلو و جیمز رابینسون در کتاب " چرا کشورها شکست می خورند" بر آن تاکید می کنند. صنایع قدیمی باید از میان بروند تا صنایع جدید متولد شوند. روچیر شارما روش ساده ای دارد تا نشان دهد که آیا یک کشور از تغییر استقبال می کند و یا آنکه تنها به حمایت از شرکت های ناموفق می پردازد. شارما فهرست تجار و کارفرمایان مهم یک کشور را بررسی می کند و می گوید این فهرست باید در طی زمان تغییر کند و در ضمن درآمد افراد هم باید متناسب با تولید باشد ونه ارتباطشان با دولت. می توان گفت زمانی که تجارت و سیاست بیش از حد به هم تنیده شودهر دو ضرر می کنند. در چنین شرایطی رابطه خاصی میان گروهی از تجار و گروهی از سیاستمداران ایجاد می شود؛ تجار از سیاستمدارانی خاص حمایت می کنند و آن سیاستمداران هم با بهره گیری از قدرتشان، موفقیت دوستانشان را در بخش اقتصادی تضمین می کنند. در نهایت منافع گروه ها و افراد متنفذ سیاسی در تقابل با کارآفرینی و ابتکار اقتصادی قرار می گیرد و منافع کوتاه مدت گروهی که روابط خوبی با نظام قدرت دارند به رکود درازمدت کل نظام اقتصادی می انجامد. باید گفت زمانی که نظام اقتصادی تحت کنترل دولت باقی بماند و یا تنها اسماً خصوصی سازی صورت گیرد، ایده و ابتکار مهمی در اقتصاد پدید نخواهد آمد.

4- قیمت نفت در دهه های آینده احتمالا کاهش خواهد یافت.

سخن گفتن از آینده کار ساده ای نیست ولی روچیر شارما پیشبینی می کند که قیمت نفت در آیندهء نزدیک کاهش خواهد یافت. شارما در این رابطه دو دلیل می آورد:

اولین استدلال شارما اینست که قیمت کالاهای اساسی همچون یک حباب متورم شده است.  در سال های ۲۰۰۸ تا میانه ۲۰۱۱ و در زمان بحران بین المللی اقتصادی، قیمت کالاهای اساسی، و در راس آنها طلا و نفت، دو برابر شد.  در واقع در سال های اخیر کالاهای اساسی به ابزارهای مالی بدل شده است. سرمایه گذارانی که پیشتر توجهی به این کالاها نداشتند اکنون این کالاها را همچون سهام خرید و فروش می کنند.  مازاد نقدینگی ناشی از سقوط بازار سهام  به سوی بازار کالاهای اساسی سرازیر گشت و باعث شد که قیمت این کالاها به طور کاذبی افزایش یابد.  در میانه سال ۲۰۰۸ قیمت نفت سقوط کرد ولی از آن زمان تاکنون تقریبا کل کاهش قیمت جبران شده است. بر اساس داده های بانک جهانی، آخرین باری که قیمت هر بشکه نفت به این حد رسید، تنها چند ماه پیش از سقوط قیمت این کالا بود. باید توجه داشت که طی دویست سال گذشته، قیمت کالاهای اساسی روند مشخصی داشته و همواره یک دهه افزایش قمیت نشان داده و دو دهه با کاهش قیمت روبرو بوده است. بر این اساس، ما در این عرصه برای مدتی طولانی شاهد کاهش قیمت ها خواهیم بود. 

دومین استدلال روچیر شارما مربوط به توسعه انرژی های بدیل است. چین و هند در حال رشدند و این روند نیاز این کشورها به انرژی را افزایش می دهد. این امر در ظاهر بدین معنی است که قیمت نفت همچنان بالا خواهد ماند. اما باید در نظر داشت که جمعیت دو میلیار و نیمی این کشورها نیازمند منابع ارزان انرژی است و این واقعیت شرکت ها را بر آن خواهد داشت که به سمت بالابردن بازده مصرف انرژی بروند و در جهت ایجاد منابع بدیل سوخت های فسیلی حرکت کنند. همکنون چین درتلاش است تا به ایجاد صنایع تولید اتومبیل برقی بپردازد. در راستای توسعه انرژی های بدیل، شرکت های چینی قیمت فن آوری انرژی خورشیدی را نیز کاهش داده اند. 

نظر شما چیست؟

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: