به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

مدتی است مشغول بررسی دیدگاه ها و نظرات مختلف در مورد نام گذاری سال، حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی، البته بیشتر با توجه به جنبه اقتصادی آن هستم.  به نظر می رسد بیشتر افراد از این شعار برای تأکید بر موضوعاتی که برایشان بیشتر اهمیت دارد استفاده می کنند. برای نمونه می توان به مقالاتی با عناوین 8برنامه‌ صنعت برق در سال حماسه اقتصادی و یا نقش فناوری اطلاعات بر حماسه اقتصادی و یا بسته‌های حماسه اقتصادی تصویب و ابلاغ می‌شود اشاره کرد. در عین حال تحلیل های قابل توجهی هم مشاهده می شود که از جمله می توان به تحلیل آقای محمد نبی رودکی اشاره کرد که بر لزوم حمایت از بخش خصوصی برای مقابله با تأثیرات تحریم ها تأکید دارد و یا دیدگاه دکتر مهدی فتح اله در مورد نقش اساسی رشد تولید ناخالص داخلی در تحقق حماسه اقتصادی و عاملی برای بهبود فضای کسب و کار. 

به نظر من یکی از بهترین برداشت ها از حماسه سیاسی، حماسه اقتصادی تحلیل آقای میلاد نورمحمدی است.  تحلیل ایشان بر شاخص ها و اندازه گیری و ارزیابی عواملی تمرکز دارد که با آن بتوان تحقق حماسه اقتصادی را سنجید. ایشان به 6 مورد اشاره می کنند: تولید ملی، تورم، مسکن، ثبات نرخ ارز، سلامت صنعت خودرو و وابستگی به درآمد نفتی.

تمرکز بر پارامترهای قابل اندازه گیری نه تنها روش بسیار مناسبی برای سنجش میزان پیشرفت در مسیر حماسه اقتصادی است  بلکه تعیین می کند آیا حماسه اقتصادی آفریده ایم یا خیر. کشورهایی که در ایجاد اصلاحات اقتصادی که منجر به رشد اقتصادی شده موفق بوده اند همگی اهداف خاص و قابل اندازه گیری برای خود تعریف کرده اند.  مدل اقتصاد نو در مالزی حداقل دو برابر شدن سرانه درآمد ملی تا پایان سال 2020 میلادی را هدف خود قرار داد.  بنیاد بیل و ملیندا گیتس که پروژه های چند میلیارد دلاری در نقاط مختلف جهان دارد تمام پروژه ها را ملزم می کند که شاخص های قابل اندازه گیری برای نشان دادن تحقق اهداف خود تعریف کنند، مثلا کاهش میزان مرگ و میر نوزادان و یا کاهش نرخ بی سوادی.  این شاخص ها برای تشخیص میزان اثرگذاری پروژه های بنیاد گیتس استفاده می شوند. 

در ادامه رویکرد آقای نورمحمدی در ادامه شاخص هایی را برای اندازه گیری میزان پیشرفت در مسیر تحقق حماسه اقتصادی را با شما در میان می گذارم:

افزایش تولید ملی که با میزان تولید ناخالص داخلی و سرانه تولید ناخالص داخلی و همچنین رشد تولید ناخالص داخلی در هر صنعت اندازه گیری می شود تا متضمن رشد مناسب اقتصادی باشد.

افزایش تعداد شاغلین تمام وقت. این نکته اهمیت دارد چون نرخ رسمی بیکاری شامل افرادی که کار مناسب ندارند نمی شود.

نرخ تورم

نرخ فقر که با محاسبه تعاریف واقعبینانه میزان فقر تعیین شده باشد

ثبات در بازار ارز. نرخ واقعی ارز در واقع کم اهمیت تر از ثبات نرخ تبدیل ارز است.

میزان تولیت صنعت خودرو

صادرات خوردو، حجم خودروهای ساخت ایران که متناسب با استاندادهای ایمنی و کیفی بین المللی باشند

صادارت غیر نفتی

سهم صنعت انرژی در تولید ناخالص داخلی

وقتی پارامترها و شاخص های میزان موفقیت تعریف شده باشند راحت تر می توان اقدامات و تلاش ها را هدفمند کرد تا به نتیجه مطلوب برسیم و در طول مسیر بتوانیم واقعبینانه میزان پیشرفت را بسنجیم. نکته کلیدی این است که چند شاخص مشخص را انتخاب کنیم و تمام امکانات را برای بهبود وضعیت حوزه های تعریف شده به کار ببندیم.  احتمالا تعداد اهداف فوق برای اینکه دولت بتواند در طول یک سال به همه آنها دست پیدا کند بیش از حد زیاد است.  امیدواریم رئیس جمهور آینده یک یا دو پارامتر خاص را انتخاب کند و تلاش های دولت را برای تحقق اهداف مربوطه در همان مسیر متمرکز نماید. در این صورت می توانیم شاهد پیشرفت باشیم.

در واقع استفاده از شاخص های فوق مستلزم آن است که دولت آینده با جدیت، آمارگیری و پژوهش های اقتصادی و دسترسی به این آمارها را در دستورکار خود قرار دهد.  امیدواریم هر کسی که انتخاب می شود بهبودی در وضعیت موجود ایجاد کند. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: