به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

این مقاله دومین مقاله از مجموعه مقالاتی است که به بررسی عوامل مؤثر بر روند رشد اقتصادی ایران طی دهه آینده می پردازد.

توجهات بسیاری به نرخ تورم بالا جلب شده است و این موضوع یکی از اصلی ترین انتقادها به مدیریت اقتصادی دولت کنونی است. تورم بیشتر در چهارچوب دغدغه اصلی و روزمره مردم مورد بررسی قرار گرفته است یعنی گرانی و قیمت هایی که سرسام آور بالا می روند اما باید توجه داشت که تورم از دید کارشناسان تأثیرات عمیقتری هم دارد، عواقبی که بر رشد درازمدت اقتصادی تاثیراتی جدی می گذارد.

نرخ کنونی تورم دو اشکال عمده دارد: 1) نرخ تورم باثبات نیست  2) تورم مزمن شده است

عدم ثبات در نرخ تورم مانع از برنامه ریزی می شود و به دلسردی در سرمایه گذاری می انجامد. اگر تورم وضعیتی با ثبات و قابل پیشبینی داشت، حتی اگر نرخ تورم بیست درصد هم بود، فعالان اقتصادی می توانستند بر اساس این نرخ برای آینده برنامه ریزی کنند.  فعالان اقتصادی می دانند برای سود دهی سرمایه گذاری هایشان و بقای کسب و کارشان به چه میزانی از نرخ بهره، سود و افزایش فروش نیازمندند. اما وقتی نرخ تورم در نوسان باشد، فعالان اقتصادی نمی توانند برنامه ریزی کنند. در این صورت، سود حاصل از سرمایه گذاری باید به طور بالقوه بالا باشد تا به ریسک سرمایه گذاری بیارزد.  شرکت ها هم باید سرمایه و نقدینگی بالایی داشته باشند تا خود را در مقابل افزایش غیرمنتظره قیمت مواد اولیه ایمن کنند.  در این شرایط مدیران نمی دانند که تغییر در وضعیت عرضه یا تقاضا باعث بالارفتن قیمت ها شده و آیا آنها باید خود را با این تغییرات هماهنگ کنند و یا اینکه تورم تنها ناشی از جهشی ناگهانی در قیمت ها بوده است. عدم تعادل در نرخ تورم به کاهش سرمایه گذاری می انجامد و به همین علت نرخ رشد اقتصادی و توان اشتغال زایی محدود می شود. در همین راستاست که ایجاد تعادل در نرخ تورم از اصلی ترین اولویت های اکثر بانک های مرکزی در جهان است.    

هر چند که تورم ثابت 20 درصدی بهتر از وضعیتی است که در آن تورم سالانه 10 تا 30 درصد درنوسان باشد ولی باید گفت نرخ تورم دو رقمی، حتی اگر ثابت هم باشد، باعث مخدوش شدن تصمیم گیری های اقتصادی می شود. نرخ بالای تورم مصرف کنندگان را تشویق می کند تا ترجیح دهند به جای پس انداز، به خرید کالا مبادرت کنند؛ مردم کالاها را امروز می خرند تا مجبور نباشند در آینده همان کالا را با قیمت بالاتری بخرند. زمانی که نرخ بهره ها پایین تر از نرخ تورم باشد، تاثیر این امر به طور خاص حاد تر خواهد شد. در این وضعیت، برگشت پولی که در حساب های پس انداز گذاشته شده، با احتساب تورم، منفی می شود. وقتی که مردم تمایلی به گذاشتن پول هایشان در حساب های پس انداز نداشته باشند، بانک ها هم پول کمتری برای وام دادن خواهند داشت. در این شرایط حتی اگر شرکت ها خواستار سرمایه گذاری باشند، برای دریافت اعتبار مالی با مشکل روبرو خواهند شد. این امر باعث کاهش سرمایه گذاری می شود و به رشد و اشتغال زایی آسیب می رساند.

نرخ بالای تورم به کاهش ارزش پول کشور هم می انجامد و ارز خارجی، همچون دیگر کالاها، رفته رفته گرانتر می شود.   

در همین حال، بالابودن دائمی نرخ تورم مردم را عادت می دهد تا انتظار تورم بالا را داشته باشند. شرکت ها هم عادت می کنند که مرتباً قیمت ها را افزایش دهند. تصمیم گیری های مصرف کنندگان هم بر اساس انتظارشان نسبت به افزایش قیمت ها در آینده خواهد بود. این انتظارات کار دولت را برای کاهش تورم دشوار می کند. شاید لازم باشد چندین سال نرخ تورم پائین بماند تا مردم باورشان شود که این امر تنها نوسانی موقتی نیست. در واقع باید گفت شبح تورم همچنان پس از کاهش نرخ تورم حضور سنگینی خواهد داشت.      

دو دهه نرخ تورم دو رقمی چه معنایی برای آینده اقتصاد ما دارد؟

1- تورم به دلسردی از سرمایه گذاری می انجامد. به همین علت در سال های اخیر سطح سرمایه گذاری پائین تر از انتظار بوده است. این بدان معناست که ما باید انتظار داشته باشیم که طی چند سال آینده، تولید ناخالص داخلی، در بهترین حالت، رشد متوسطی داشته باشد.

2- زمانی که تورم را کنترل کردیم، چند سال طول خواهد کشید تا مردم انتظارات و رفتار خود را با شرایط جدید تطبیق دهند.

3- از آنجایی که انتظار مردم افزایش نرخ تورم است، سیاستها برای کاهش تورم باید شامل راه کاری باشد که به دولت امکان دهد با اطمینان، تغییرات را در درازمدت ثابت نگه دارد.

4- ما همه خواستار  افزایش رشد اقتصادی و کاهش نرخ تورم و بیکاری هستیم.  اما اگر در آن واحد در پی رسیدن به تمامی این اهداف  باشیم به هیچ یک از این اهداف دست نخواهیم یافت. بانک های مرکزی بیشتر کشورها، از میان اهداف مختلف، اولویت را بر باثبات کردن قیمت ها ( تورم پائین و باثبات) قرار می دهند، زیرا این امر پیش شرط لازم برای فعالیت های بنگاه های اقتصادی است تا سرمایه گذاری های لازم به منظور رشد اقتصادی و اشتغال زایی صورت گیرد. بر همین اساس ما باید تلاش کنیم تا دستیابی به نرخ پائین و باثبات تورم را در اولیت قرار دهیم.

5- تلاش ها برای کاهش و باثبات کردن نرخ تورم به مشکلات کوتاه مدت اقتصادی، از جمله رکود اقتصادی و افزایش بیکاری می انجامد. دولت باید مردم را برای روبرو شدن با این تبعات آماده کند و تلاش کند تا مشکلات کوتاه مدت مانع از رسیدن به هدف نهایی نشود.

از همین مجموعه:

نسل از دست رفته – روندهایی که آینده اقتصاد را شکل می دهد

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: