به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

برآمدن چین به عنوان قدرتی اقتصادی، برای شرکای این کشور در سراسر جهان هم فرصت ساز بوده و هم چالش به همراه داشته است. در شرایطی که روابط خود را با چین توسعه می دهیم باید نه تنها نسبت به فرصت ها بلکه نسبت به خطرات نیز هشیار باشیم. ارقام متفاوتی در خصوص سرمایه گذاری چین در ایران ارائه شده، ولی هم اسد الله عسگراولادی، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین و هم  کنسول های اقتصادی سفارت چین تائید کرده اند که چین طی چند سال گذشته، چندین میلیارد دلار در ایران سرمایه گذاری کرده است. این سرمایه گذاری سال گذشته حدود نیم میلیار دلار بود. میزان تجارت نیز هرچند سال گذشته به 37 میلیار دلار تقلیل یافت ولی سال پیش از آن 45 میلیار دلار بود. این در حالی است که یک دهه پیش حجم تجارت با چین 4 میلیار دلار بود.  اکنون اما چین بزرگترین شریک تجاری ما است.

برای آنکه درخصوص روابط رو به رشدمان با چین بهتر آماده باشیم، من از دوستی که با تجربه شراکت اقتصادی و تجاری آفریقا با چین  آشنا بود خواستم تا ارزیابی خود را در ارائه دهد. آنچه در ادامه می آید اولین مطلب ایشان است. 

شاید تعامل روبه فزون چین با کشورهای آفریقایی معیار خوبی باشد تا از این طریق نتایج و تبعات توسعه طلبی اقتصای چین را در دیگر کشورهای در حال رشد مورد بررسی قرار دهیم. اظهار نظر های علنی رهبران چین درباره مسائل حساس بین المللی همواره محافظه کارانه است، اما تجارت و بازرگانی چین چندان محافظه کار نیست. چینی ها به طور روزافزونی وارد مناطق پر مشکل و حساس سیاسی می شوند، مناطقی که از ظرفیتهای اقتصادی بالایی برخوردند و اغلب می توانند پاسخگوی اشتهای سیری ناپذیر چین برای سوخت و دیگر منابع طبیعی باشند.  شکاف میان راهکارهای رسمی دولتمردان چین در ارتباط با منافع اقتصادی شان در آفریقا و فعالیت های شرکت های سودجوی شبه خصوصی چینی به طور روز افزونی بیشتر می شود. این شکاف در درازمدت مشکلی جدی برای چین ایجاد خواهد کرد. مشکلی برای تلاش های مقام های پکن به منظور دست و پا کردن کارنامه ای توسعه گرا تا چین از این طریق بتواند مشروعیتش را در صحنه بین الملل تقویت کند. اگر سابقه چین در آفریقا را بتوان راهنمای کار قرار داد باید گفت که فعالیت های کنترل نشده اقتصادی چین، هم از سوی بخش خصوصی و هم از سوی بخش دولتی این کشور، ممکن است بالقوه به کشورهای میزبان آسیب رساند و باعث شود اظهاراتی که اغلب از سوی مقام های پکن اعلام می شود مبنی بر اینکه هدف چین تقویت ثبات بین المللی از طرق منابع جدید اقتصادی اش است خدشه دار شود.

در بیست نهم بهمن ماه در پکن، شی جین پینگ رهبر چین با نکوسازانا دلامینی زوما، رئیس کمیسیون اتحادیه آفریقا ملاقات کرد. شی جین پینگ گفت چین از توسعه خودانگیخته و اتحاد میان کشورهای آفریقایی حمایت می کند. وی افزود توسعه آفریقا برای چین فرصت ایجاد می کند، همانگونه که توسعه چین برای آفریقا فرصت ساز است.

چنین اظهاراتی که حکایت از اشتیاق نسبت به چشم انداز همکاری های اقتصادی دارد، امری معمول در ملاقات های مقام های چینی با مقام های ارشد کشورهای آفریقایی است. اما، سوای سیاست های رسمی چین، باید گفت که شرکت های چینی به آفریقا به عنوان نقطه امیدی می نگرند که می تواند جایگزین بازارهای رو به افول داخل چین باشد. انگیزه چین برای گسترش همکاری های  اقتصادی و بازارهای تجاری تلاش به منظور ترغیب رشد شرکت های کلیدی است، اما باید توجه داشت که این امر به مشکلات جدی برای کارگران و نیز تجارت های محلی در سراسر آفریقا می انجامد.

تنها یک ماه پیش از ملاقات شی جین پینگ با رئیس کمیسیون اتحادیه آفریقا، کامندان شرکت مهندسی راه و ساختمانی چین در نیجریه (CGEGG)  در شهر لاگوس دست به تظاهرات زدند و به حقوق های پائین و نبود خدمات پزشکی اعتراض کردند. جگ آکوتو، یکی از کارمندان این شرکت گفت: " ناراحت کننده است که دستمزدی که این شرکت می پردازد ناچیز است. ما باید یک درآمد پایه داشته باشیم. ما هفت روز هفته کار می کنیم ولی هیچ چیز گیرمان نمی آید."  کارمندی دیگر هم گفت که یک چینی که در کادر شرکت است کارمندان نیجریایی را کتک زده . گون الوتید، مدیر اجرایی سازمان شلتر واچ اینیشیتیو در نیجریه گفته است 3 هزار چینی به نیجریه آورده شده اند تا به کارهایی مشغول شوند که خود نیجریایی ها می توانستند انجام دهند. وی از این وضعیت به عنوان " نسل دوم برده داری" یاد کرد.

اینگونه اتهامات در خصوص فعالیت های اقتصادی چین در مناطق مختلف امر تازه ای نیست. در این زمینه شاید بیشترین پوشش خبری را فعالیت های چین در معادن جمهوری کنگو داشت. همراه شدن بی ثباتی در منطقه از یک سو و فعالیت های پر سود استخراج مواد معدنی از سوی دیگر به اتهام زنی های مختلف انجامیده است. یک تحقیق دقیق در این زمینه، که در تارنمای پمبازوکا نیوز منتشر شده حاکی از آنست که بیشتر فعالیت های اقتصادی چین ارتباطی با دولت پکن ندارد. بلکه این فعالیت ها در پی الزامات اقصادی و انگیزه های مالی شرکت ها صورت می گیرد. تحقیق میدانی سال 2008 نشانگر آن بود که به غیر از موادری استثنایی،  شرکت های خصوصی چین که در استان کاتانگا به فعالیت های اقتصادی مشغولند هیچگونه کمکی  از دولت چین و یا بانکهای قانونگذار چینی ( بانک توسعه کشاورزی چین و یا بانک واردات و صادرات چین) دریافت نمی کنند.  بر اساس این تحقیق "مردم کنگو بر این باورند که شرکت های چینی با افراد سرشناس و فاسد محلی همدستند،  در ادامه وضعیتی که در آن قانون با ضعف اجرا می شود نقش دارند و مانع از رشد اقتصادی و اجتماعی در منطقه میشوند."

زمانی که قرادادهای تازه تجاری و سرمایه گذاری، پای چین را به فعالیت های اقتصادی در یک کشور باز می کند، رهبران سیاسی پکن به طرف های خارجی خود اطمینان خاطر می دهند که چین شریکی است برای توسعه. همکاری های گسترده اقتصادی نشانی از حسن نیت است. اما دولت چین نظارت محدودی بر شرکت هایی دارد که در منطقه مشغول فعالیتند. ایران از بسیاری از کشورهای آفریقایی که تاکنون چین با آنها کار کرده، اقتصاد پیشرفته تری دارد، اما روند کار در اساس تفاوتی ندارد. ما شاید، همچون بسیاری از شرکای آفریقایی چین، به اشتباه گمان کنیم که فعالیت های اقتصادی چین به طور ضمنی نشان از حمایت آن کشور از ما دارد. در واقعیت اما، فعالیت های تجاری چین چیزی نیست جز تجارت.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: