به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

این مقاله اولین مقاله از مجموعه مقالاتی است که به بررسی عوامل مؤثر بر روند رشد اقتصادی ایران طی دهه آینده می پردازد.

درباره نسل سوخته ژاپن بسیار گفته شده است. ژاپن که زمانی دومین اقتصاد بزرگ دنیا بود (این مقام در حال حاضر متعلق به قدرت نوظهور یعنی چین است) با دو دهه رکود اقتصادی روبرو بوده است.  طی ۲۰ سال گذشته، جوانان ژاپنی مجبور بوده اند با حقوق پائین و وضعیت شغلی بی ثبات سر کنند و بسیاری ناچار شده اند به کارهای نیمه وقت رضایت دهند. جوانان ژاپنی پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه با مشکل تعلیق استخدام روبرو هستند و از همین رو سه میلیون ژاپنی اکنون به خود لقب فریتر داده اند. لغت یا اصطلاح فریتر به جوانان بین 15 تا 34 سال ژاپنی اطلاق شده که کار تمام وقت ندارند و یا از مزایا و فرصت های شغلی مناسب بی بهره اند. وضعیت این گروه دستمایه نمایش های تلویزیونی هم شده است و یک سریال تلویزیونی به نام هاکن نوهینکاکو (شرافت کارگر سازمانی) به مدار بسته زندگی یک کارگر نیمه وقت می پردازد.

با وجود اینکه وضعیت اقتصادی ژاپن رو به بهبود گذاشته این نسل سوخته همچنان در وضعیت بدی به سر می برد. به علت عدم تجربه کاری لازم، اکنون این افراد قادر نیستند پست های خالی را که می بایست شغل های مناسبی برای آنان باشد پر کنند.

فرصت های نامناسب شغلی برای این نسل سوخته هزینه های اجتماعی و فرهنگی و روانشناختی نیز داشته است و این مشکل در آمار ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر ژاپن نمایان شده است.  در دهه هفتاد میلادی، سالانه بیش از یک میلیون ازدواج در ژاپن صورت می گرفت، این رقم چند سال پیش به 714 هزار مورد تقلیل پیدا کرد.  میزان تولدها هم به شدت کاهش پیدا کرده است. در سال ۲۰۰۵ نرخ رشد جمعیت برای اولین بار پس از سال ۱۸۸۹ منفی شد. این رقم در سال ۲۰۱۱ به منفی ۶.۱ درصد رسید. مرگ و میر طبیعی ( 259 هزار ژاپنی بین سال های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ فوت کردند) به همراه نرخ پائین تولد و نرخ بالای خودکشی ( ژاپن هفتمین کشور از لحاظ تعداد خودکشی است) همگی به کاهش جمعیت ژاپن انجامیده است.

اینجا در ایران، جوانان ما با سرنوشت مشابه نسل سوخته ژاپن روبرو هستند. همچون اقتصاد ژاپن، در ایران هم رکود اقتصادی حکمفرماست. بر اساس آمار رسمی، نرخ تورم ۲۵ درصد است اما در واقع نرخ تورم ممکن است دو برابر این رقم باشد.  در سال گذشته ارزش پول ایران ۵۰ درصد سقوط کرد. بازار واردات و صادرات در پی تحریم ها بی جان شده و آمار بی کاری به طور بی سابقه ای افزایش یافته است.  صدهاهزار نفر در معرض بیکاری و ز دست دادن شغلشان هستند.  این رقم تنها در سال گذشته 500 هزار تا 800 هزار نفر بود. صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده که امسال رشد اقصادی ایران تنها 4 دهم درصد خواهد بود. با توجه به این امر، انتظار می رود که وضع از این هم بدتر شود.

همچون ژاپن، سال ها مشقت اقتصادی تاثیر خود را بر رفتار و گرایش های جوانان ایرانی گذاشته است. به علت بی کاری گسترده و تورم و قیمت سرسام آور مواد ساختمانی، قیمت خانه بیشتر از توان مالی اکثر جوانان است. ناتوان از خرید خانه و ناامید از آینده ای روشن، جوانان کمتری تشکیل خانواده می دهند. با توجه به اینکه ۱۳ تا ۱۴ میلیون نفر در کشور در سن ازدواج هستند، باید سالانه یک میلیون و ۶۵۰ هزار ازدواج در کشور صورت گیرد. اما آمار رسمی حاکیست که تنها نیمی از این تعداد زوج سالانه ازدواج می کنند. کاهش تعداد ازدواج ها بدان معنی است که تعداد زاد و ولد ها هم کاهش می یابد. طی دهه گذشته، نرخ زاد و ولد به شدت کاهش یافت و در سال ۲۰۱۰ به 1,6 رسید.  اکنون در ایران ۱۹ درصد زوج ها بچه ندارند و ۱۷ و نیم درصد آنان تنها یک بچه دارند. بر اساس آمار سازمان ملل، اگر روند کنونی همچنان ادامه پیدا کند،  جمعیت ایران در سال ۲۱۰۰ پنجاه درصد کاهش خواهد یافت.  این شرایط تصویر نامطلوبی از آینده نسل جوان ایرانی به نمایش می گذارد. بی کاری از پس انداز خانواده ها می کاهد و کاهش زاد و ولد به کاهش تعداد افرادی می انجامد که در آینده می توانستند کمک حال مسن ترها باشند. این شرایط احتمالا باعث خواهد شد که تعداد افراد سالخورده فقیر در کشور افزایش یابد.

نگرانی های معیشتی اقتصادی و نبود آینده ای روشن باعث شده که بسیاری از مردم به زندگی خود پایان دهند. آمار رسمی قابل اعتمادی در این خصوص در دست نیست ولی به نظر می رسد که آمار خودکشی در ایران رو به فزونی است. کمی بیش از یک سال پیش داریوش قنبری، نماینده مجلس، نسبت به نرخ بالای خودکشی در استان ایلام هشدار داد. تحقیقات در سایر نقاط کشور نیز نشانگر آمار نگران کننده خودکشی است. برای مثال، اخیرا تحقیقی در همدان حاکی از آن بود که از هر ۱۰۰ هزار نفر، تقریبا 228 مرد و 263 زن اقدام به خودکشی کرده اند. جوانی و بیکاری دو عامل اصلی در افزایش احتمال اقدام به خودکشی است.

هزینه رکوداقتصادی برای جوانان کشور به اندازه کافی نگران کننده است اما باید گفت که از دست دادن یک نسل، عواقبی نیز برای توسعه و برنامه ریزی اقتصادی کشور در دهه های آینده خواهد داشت. کارگرانی که سالها با بی کاری و یا کارهای نامناسب دست و پنجه نرم کرده اند توان کمتری نیز برای اندوختن پول برای دوران بازنشستگی دارند.  احتمال اینکه این افراد در دوران کاری و بازنشستگی خود به برنامه های حمایتی دولت وابسته باشند زیاد است. این امر دولت را ناچار خواهد ساخت تا بیش از آنکه به توسعه زیر ساختی و افزایش ظرفیت تولید داخلی بپردازد در برنامه های حمایت اجتماعی بودجه صرف کند. در همین حال کار برای دولت دشوارتر هم خواهد شد زیرا آمار پائین زاد و ولد در حال حاضر به کاهش نیروی کار در آینده خواهد انجامید.

این نسل سوخته چه معنایی برای آینده اقتصاد ما دارد؟

1- مخارج برنامه های حمایت اجتماعی طی چند دهه آینده از انتظارات فرا تر خواهد رفت.

2- کسانی که اکنون در گروه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال قرار دارند بیشتر در معرض خطر بی کاری در طول حیاتشان هستند.

3- ما باید راهی برای تنظیم زیر ساخت های آموزشی، مسکن و خدمات اجتماعی بیابیم تا بتوانیم نیازهای دو نسل را پاسخ گوئیم. هم  نیازهای نسل کنونی جوانان که جمعیتشان در تاریخ ما بی سابقه است و هم نیازهای نسل فرزندان آنها که گروه کوچکتری را تشکیل خواهند داد.

4- ما باید با برنامه ریزی راهی برای افزایش نیروی کار طی بیست سال آینده بیابیم تا نرخ پائین زاد و ولد جبران شود. راهکارهای احتمالی برای این امر شامل افزایش حضور زنان در بازار کار و یا پذیرش مهاجران متخصص به ایران است. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: