به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

تقریباً هر ماه ایده و یا نظری متفاوت برای حل مشکلات اقتصادی مطرح و داغ می شود.  در هفته های اخیر، ایده تهاتر نفت یا کالا در برابر نفت جلب توجه کرده است.  می دانیم که ایده تهاتر ایده جدیدی نیست اما با تشدید کاهش درآمد نفتی به دلیل تحریم های اخیر بار دیگر شاهد مطرح شدن ایده تهاتر هستیم. 

بحث های متفاوتی از دیدگاه های مختلف در مورد مزایای تهاتر وجود دارند اما در نهایت به این واقعیت ساده می رسیم که درآمد نفتی ما در بانک های خارجی حبس شده است.  گزینه هایی ممکن:

1. بگذاریم این درآمدها بدون مصرف در این بانک ها بمانند

2. از صادرات نفت به کشورهایی که نتوانند مکانیزمی برای پرداخت پیدا کنند صرف نظر کنیم

3. سعی کنیم به جای پول، نفت را در ازای کالا بفروشیم

اگر تنها گزینه های موجود موارد فوق باشد طبیعی است که باید به تهاتر بیاندیشیم.

با وجود اینکه ممکن است تهاتر بهترین گزینه موجود باشد اما چندان گزینه دندان گیری نیست. معاملات پایاپا یا تهاتر عواقبی جدی دارند که در مباحثات جاری کمتر به آنها پرداخته می شود.  اگر بخواهیم سیاست اصلی اقتصادی خود را بر پایه نفت در برابر کالا استوار کنیم باید از هم اکنون برای تأثیرات منفی آن چاره جویی کنیم. 

1. تهاتر باعث محدودیت توسعه و سودآوری تجاری می شود. معاملات پایاپا در مقایسه با معاملاتی که از طریق سیستم بانکی انجام می شود هزینه های بیشتری دارند.  ایجاد روابط تجاری برای انجام تهاتر دشوارتر و اعمال تغییرات در این روابط نیز سخت تر است.  این ماهیت کلی تهاتر است اما در مورد ما که تنها نفت در برابر کالا می فروشیم وضع سخت تر است چون یافتن خریداری که به جای پول، نفت بخواهد و یا از طریق شخص ثالث به ما پول بدهد بسیار دشوارتر است.  هزینه های اینگونه معاملات باعث کاهش سود آنها می شود. این زیان جدا از تخفیفی خواهد بود که برای تضمین معامله باید به طرف تجاری خود بدهیم. 

2. درآمدهای نفتی حاصل از تهاتر به صندوق توسعه ملی واریز نخواهد شد.  گندم و برنج را نمی توانیم به حساب صندوق توسعه ملی واریز کنیم.  ممکن است بگوییم دولت می تواند کالاهای وارداتی در ازای تهاتر را بفروشد و بخشی منطقی از آن را به صندوق واریز کند ولی در عمل چنین کاری میسر نیست.  به این ترتیب منابع محدودتری در اختیار خواهیم داشت تا به پروژه های توسعه اختصاص دهیم.  همچنین درآمدهای نفتی در مسیر کاهش وابستگی به نفت صرف نخواهد شد.  کاهش سرمایه گذاری حاصله باعث می شود برنامه های بلندمدت توسعه متوقف یا سرعت پیشرفت آنها کند شود.

3. تهاتر باعث افزایش سلطه دولت بر اقتصاد می شود.  حتی با وجود اینکه بخش خصوصی ممکن است واسطه معاملات تهاتری بشود و یا از دولت نفت بخرد و بعد آن را به خریداران خارجی بفروشد هنوز هم دولت در مرکز هر معامله تهاتری قرار خواهد داشت.  این کار به رشد بخش خصوصی کمک نخواهد کرد و تنها بخش خصوصی را به نماینده ای از دولت تبدیل می کند.

4. تهاتر موجب ترویج فرهنگ فساد مالی می شود.  معاملاتی که خارج از چارچوب متعارف و قانونی مالی شکل می گیرند از شفافیت کمتری برخوردار خواهند بود.  تشخیص بهره برداری و یا سودجویی های شخصی یا گروهی توسط دلالان در این صورت بسیار دشوار خواهد بود.  وقتی قیمت تعیین شده بازار برای معامله ای استفاده می شود تطبیق میزان فروش و درآمد حاصله آسان خواهد بود. برای نمونه، نفت اگر بشکه ای 100 دلار معامله شود و گندم تنی 300 دلار همه چیز روشن است اما اگر قیمت ها متغییر باشد و ارزش نفت به نسبت کالاهای دیگر سنجیده شود معلوم نخواهد شد که آیا در این میان پولی برای جوش دادن معامله منظور شده است.  آیا 20 دلار تخفیف در هر بشکه نفت برای تضمین معامله تهاتر ضروری بوده یا این رقم به شخص یا گروه خاصی پرداخت شده که از این معامله نفع می برد؟  وقتی از فعالان اقتصادی خواسته می شود که راه های برای دور زدن قانون بردارند دیگر نباید تعجب کرد که قانون را دور بزنند!

اگر تهاتر نفت بخشی از اقتصاد ما بشود باید برنامه هایی اتخاذ کنیم تا این کار ما را از رسیدن به اهداف کلی اقتصادی بازندارد. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: