به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

روزی نیست که مدیران عامل به اعتبار شرکت و خدمات یا کالاها و محصولات خود فکر نکنند. اعتبار فقط وابسته به سابقه و یا روابط یک شرکت با مشتریانش نیست بلکه اعتبار طرف های تجاری نیز در خوشنامی و یا بی اعتباری یک شرکت دخیل است. واضح است که همکاری با شرکت هایی که معتبر و خوشنام هستند باعث افزایش ارزش کالا و یا خدمات یک شرکت می شود. در همین حال شرکت هایی که شرکای تجاری آنها بی اعتبار هستند می توانند به خاطر همین مسئله ضرر کرده و اعتبارشان آسیب ببیند حتی اگر خلاف و اشتباهی از آنها سر نزده باشد.

اعتبار یک کشور نیز تابع همین قوانین و شرایط است و تا حد زیادی به سوابق تاریخی کشور و تصمیم گیری ها و سیاست های سران و دولتمردان و ارزش های حاکم بر اجتماع و مردم و میزان اعتبار دیگر کشورهایی که با آنها در ارتباط است بستگی دارد.

باید اذعان داشت که اعتبار بین المللی ما چندان مطلوب نیست و متأسفانه روز به روز بدتر می شود. سیاست های خارجی تند متولیان امور از جمله  آقای احمدی نژاد و تهمت های جامعه بین المللی مبنی بر عدم همکاری ما با آژانس بین المللی انرژی اتمی و سیاست های منطقه ای ما و حملات به سفارت خانه های کشورهای خارجی در کشور همه دست به دست هم داده اند و اعتبار منطقه ای و بین المللی ما را خدشه دار کرده اند.  در سال 1385 موسسه نظرسنجی زاگبی اینترنشنال  در مراکش، مصر، لبنان، اردن، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نشان داد که بیش از 80 درصد شرکت کنندگان در این نظرسنجی نظر مساعدی نسبت به ایران داشتند.  در سال 1387 این نظر مساعد  به 60 تا70 درصد کاهش یافت و در سال 1390 به 6 درصد در عربستان سعودی، 14 درصد در مراکش، 22 درصد در امارات متحده عربی، 23 درصد در اردن، 37 درصد در مصر و 63 درصد در لبنان سقوط کرد.

این حقارت برای ملت شریف ایران کافی نبود که اندک آبرو و اعتبار باقی مانده ما هم در همنشینی با کره شمالی در شرف از دست رفتن است. کره جنوبی که زمانی یکی از خریداران عمده نفت ما بود بعد از پرتاب موشک توسط کره شمالی در آذرماه، ما را متهم به همکاری با آن کشور نمود. نگرانی و گمانه زنی اخیر جامعه بین المللی این است که سومین آزمایش هسته ای کره شمالی در واقع آزمایش توان هسته ای این کشور نباشد و آنچه به آزمایش گذاشته شد فناوری هسته ای جمهوری اسلامی باشد. دلیل این نوع نگرش احتمالا این است که ما به جای محکوم کردن کره شمالی به خاطر خروجش از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای، سرانش را به ایران دعوت کرده و روابطمان را با آنها ادامه می دهیم.  کار به جایی رسیده است که پس از ملاقات اخیر رایزن بازرگانی کره شمالی با مدیران اتاق بازرگانی ایران با افتخار از تمایل گسترش روابط تجاری کره شمالی با ایران حرف می زنیم!  چرا با وجود اینکه رهبر معظم  انقلاب در فتوای خود استفاده از سلاح های هسته ایی را حرام اعلام کرده اند ما کماکان با کره شمالی که به طور مستمر نه تنها تهدید به انجام آزمایش های هسته ای می کند بلکه آنها را به آزمایش نیز می گذارد رابطه داریم؟!

برنامه هسته ای ما به اندازه کافی چالش برانگیز است و هنوز در حل این مناقشه با  گروه پنج بعلاوه یک راه دشواری در پیش است و در این میان احتیاجی به مشکلات مضاعف و بدنامی حاصل از مراوده با کره شمالی نداریم. این مسئله نتیجه مستقیم همنشینی با رژیمی است که رفتارش با هیچکدام از ارزش های ما همخوانی ندارد. اگر ما فعالانه به دنبال رابطه با کره شمالی نبودیم، از اتهام بی اساس همکاری با برنامه  سلاح های هسته ای آن کشور مبرا می بودیم. 

اعتبار خوب در کسب و کار مزیت و برتری ایجاد می کند. ارزش شرکت هایی که از اعتبار خوبی برخوردار هستند حدود 50 درصد بیشتر از شرکت هایی است که اعتبار آنها چندان زیاد نیست. تعداد خریداران و شرکای ثابت تجاری این شرکت ها بیشتر بوده و می توانند خدوات و یا کالای خود را به قیمت بالاتری ارائه کنند.  خوشنامی این امکان را به شرکت ها می دهد تا رقبایی خود را از میدان به در کنند و در صنعت متبوع خود پیشرو و الگو باشند.  خوشنامی و اعتبار متضمن تداوم کار یک بنگاه اقتصادی است و در صورت بروز اشتباهات احتمالی به مثابه بیمه ای برای آن شرکت عمل می کند. 

در مورد کشورها اعتبار خوب همان قدرت نرم است. قدرت نرم به کشورها امکان می دهد تا بتوانند دیگران را ترغیب کرده و به افکار عمومی در سطح بین المللی جهت دهند و شرکای تجاری جذب کرده و در تصمیمگیری های جامعه بین المللی تأثیرگذار باشند.  مشکلاتی که ما هم به عنوان یک کشور و هم به عنوان صاحبان کسب و کار برای مقابله با تحریم ها با آنها روبرو هستیم نیز مستقیما ناشی از همین اعتبار خدشه دار شده است.  تا زمانی که ما برند ملی کشور خود را احیا نکنیم،  اعتبار کنونی ما همچنان سد راه تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی جهانی خواهد بود.

بر اساس نظرسنجی های بین المللی از مشتریان و سهامداران شرکت ها، نصف یا دو سوم اعتبار یک شرکت مربوط به مدیرعامل آن شرکت است.  اگر این رویکرد را در مقیاس کشورها پیاده کنیم، رهبران و مسئولان یک کشور مسئولیت این میزان اعتبار را به دوش می کشند. از این منظر مدیریت اعتبار کشور جمهوری اسلامی ایران در دست رهبر معظم انقلاب است.  سمت و سوی حرکت کشور، تعیین اولویت ها، نهادینه کردن ارزش ها و انسجام و تمرکز نیروها در مسیر آرمانهای اصیل انقلاب تنها در دست مقام معظم رهبری است.  در این سی و پنجمین بهار پیروزی انقلاب از ایشان می طلبیم در مسیر احیای اعتبار از دست رفته میهن اسلامی ما پیشگام باشند و این مسئولیت خطیر را برای اعتلای نام اسلام و ایران بپذیرند.   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: