به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

 به تازگی خواندن کتاب کارمن رینهارت و کنت راگاف با عنوان "این بار متفاوت است: هشت قرن بی خردی مالی" بودم. این کتاب بحران مالی کنونی و عدم قابلیت دولت در بازپرداخت بدهی ها و سقوط سیستم بانکی و تورم را در یک چارچوب تاریخی به تصویر کشیده و نمونه های مشترک بحران های مختلف را بررسی می کند. این کتاب به مسائل وموارد متعددی می پردازد که با وضعیت سوء مدیریت اقتصادی ما همخوانی دارند ولی به نظر من مباحث راگاف و راینهارت در مورد تورم،  بیشترین ارتباط را با مسایل امروزه اقتصاد ما دارد.

1- دولت ها از نرخ تورم بالا برای کم کردن ارزش بدهی های خود استفاده می کنند

چند هفته قبل اشاره کردم که این امکان وجود دارد که دولت با بالا نگاه داشتن نرخ تورم سعی در حل مشکل بدهی های داخلی خود داشته باشد. یافته های راگاف و راینهارت نشان می دهد در بعضی از موارد دولت ها بدهی های خود را پرداخت نمی کنند ولی در اغلب اوقات سعی در استفاده از تورم برای محو کردن بدهی خود دارند.  آنها به این تئوری استناد می کنند که تورم بالا اغلب به این خاطر است که میزان بدهی دولت بالا است. اقتصاددانان عموماً بر این باورند که دولت ها به خاطر سودی که از حق الضرب بدست می آورند به نرخ تورم بالا توجهی نمی کنند  و این خود وابسته به درصد عرضه پول در تولید ناخالص داخلی است.  عرضه پول در این رابطه شامل پول مسکوک و کاغذی و سپرده های دیداری در بانک مرکزی است.  به نظر راینهارت و راگاف در خیلی از موارد دولت ها در مقایسه با حق الضرب از کم کردن حجم بدهی های داخلی سود بیشتری کسب می کنند.  برای نمونه در طول ابرتورم سال 1989 آرژانتین، بدهی داخلی 50 درصد بیشتر از عرضه پول بود. در سال 1994 هنگامی که نرخ تورم در ژاپن 26,6  درصد بود بدهی داخلی هشت برابر عرضه پول بود!

بدون آمار و اطلاعات صحیح، ارزیابی این مسئله مشکل خواهد بود که دولت تا چه اندازه به خاطر بدهی داخلی مایل به بالانگه داشتن نرخ تورم است ولی ما می دانیم هنگامی که استقراض خارجی مشکل می شود کما اینکه هم اکنون با این مشکل مواجه هستیم، استقراض داخلی افزایش می یابد. بطور مثال دولت چین قبل از زمان کمونیسم اکثراٌ به استقراض خارجی وابسته بود ولی پس از اینکه نتوانست بدهی های خارجی خود را در سال 1921 و بعد در سال 1939 پرداخت کند دسترسی به منابع مالی خارجی را تا حد بسیار زیادی از دست داد و بدهی های داخلی اش سر به فلک زد. اگر فشارهای سیاسی بین المللی باعث تداوم انزوای مالی ایران شود، بدهی های داخلی ما افزایش یافته و ما را در خطر تورم بالاتر و یا حتی عدم امکان بازپرداخت بدهی ها قرار خواهد داد.

2- دوری از ابرتورم کافی نیست: تداوم تورم بالا بد است و برون رفت از آن دشوار

راینهارت و راگاف نشان دادند که تورم مزمن و بالا که طبق تعریف آنها تورمی 20 درصدی و یا بالاتر می باشد، دارای عواقب بلند مدتی نیز است.  یکی از این عواقب این است که کشورهایی که دارای تورم بالا و مزمن هستند با بحران نرخ ارز مواجه می شوند بطوریکه  که ارزش پول ملی در مقابل دلار آمریکا با کاهشی حداقل 15 درصدی در سال مواجه خواهد شد. این دو اقتصاددان به این مطلب اشاره می کنند که کشورهایی که سابقه و تجربه تورم بالا دارند گرایش به سیستم نرخ ارز دوگانه و کنترل شدید ارزهای خارجی دارند و مدت زمانی طولانی با تورم بالا دست و پنجه نرم می کنند در حالیکه فقط تعداد بسیار کمی از کشورهایی که دارای سیستم ارز تک نرخی هستند از این بابت صدمه جدی می بینند.  این خود مشوقی برای آن دسته از فعالان اقتصادی است که خواهان پایان سیاست ارزی دو نرخی هستند.  

یکی دیگر از عواقب تورم طولانی مدت،  دلاری شدن اقتصاد است که پیشتر آقای کرمانی به آن اشاره کرده اند. هنگامی که شهروندان اطمینان خود را به ارزش پول ملی از دست بدهند به دنبال ارزهای دیگری می گردند که به ارزش آن اطمینان دارند. ارزهای خارجی همچون دلار و یورو ارزهای زایجی هستند که در انجام معاملات و یا تشخیص میزان دارایی یا بدهی استفاده می شوند. راینهارت و راگاف نشان دادند که وابستگی به دلار حتی پس از پایین آمدن نرخ تورم تداوم پیدا می کند و معتقدند  در بسیاری از مواقع دلاری شدن یکی از عوارض بلند مدت نرخ تورم بالا بوده و حتی اگر دولت سعی در جلوگیری از آن کند، این مشکل تداوم خواهد یافت.  دولتی که به صورت گسترده از انحصار خود بر پول و سیستم پرداخت سوء استفاده کند پس از کنترل نرخ تورم و عادی شدن وضعیت بازار هم نخواهد توانست از همان قدرت انحصاری در کنترل شرایط بهره ببرد. راینهارت و راگاف نشان دادند که در پنجاه سال گذشته در بیشتر از نصف کشورهایی که  تورم بالا داشتند ، وابستگی به دلار در پایان دوران تورم معادل و یا بیش از زمان اوج وابستگی به دلار در دوران تورم بوده است. نمونه های کاهش این نوع وابستگی بسیار معدود بوده است.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: