به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

پس از یک جهش و هیجان گذرا در ماه های تابستان در خصوص اینکه چه کسانی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری خواهند شد و اینکه کدامیک از این افراد مهر تایید ضروری از طرف افراد و نهادهای مهم را بدست خواهند آورد، چند ماه گذشته حرف چندانی در این مورد مطرح نیست. البته کاندیداهای جدی در حال یارگیری و انتخاب تیم های انتخاباتی  و همچنین برنامه ریزی و انتخاب راهبردهای انتخاباتی خود هستند. برخی از این کاندیداها از ترس اینکه مبادا رقبایشان پیش بیافتند و یا اینکه یک اشتباه زودهنگام آنها در را در شرایطی قرار بدهد که تا حدی از رقبای احتمالی عقب بیافتند، برنامه هایشان را مخفی نگاه می دارند واین در حالی است که مسائل مهم باید مورد بحث و بررسی قرار بگیرند.

آن دسته از کاندیداهایی که کمپین انتخاباتی خود را بر مسائل و مشکلات موجود متمرکز می کنند در انتخاب اینکه به چه مسئله و مشکلی بپردازند محدودیتی ندارند چراکه مشکلات و مسائل بسیارند. با وجود نرخ بالای بیکاری، نرخ تورم بالا، کسادی اقتصادی، تحریم ها و هدفمندی یارانه ها که تاثیرات منفی بر اقتصاد کشور داشته اند، مسائل اقتصادی باید قاعدتا محور اصلی مباحث و فعالیتهای انتخاباتی  انتخابات آینده باشند. طبیعتا تمامی کاندیداها وعده بهبود وضعیت اقتصادی را در زمان تصدی خودشان بر امور خواهند داد ولی کاندیداهای موفق کسانی خواهند بود که بتوانند جدا از شعارهای عوام پسندانه، برتری تخصص و مهارت کارشناسانه خود را به رای دهندگان اثبات کنند.

بطور مثال، بیکاری یکی از مسائلی است که خیلی راحت در انتخابات از آن استفاده می شود. وعده کار آفرینی  برای مردم جذابیت خواهد داشت، همه مردم خواستار پایین آمدن نرخ بیکاری بوده و از این مسئله حمایت و پشتیبانی خواهند کرد. میلیون ها نفر در کشور بیکار هستند و بیکاری و یا مشغول به کار بودن آنها در مشاغلی پایینتر از قابلیت و تخصصشان از مسائل کلیدی برای رأی دهنگان خواهد بود. بعضی از رأی دهندگان به فردی رأی خواهند داد که بر مشکلات آنها اشراف بیشتر داشته باشد و متعهد به عمل به وعده هایش باشد. 

بعید به نظر می رسد که فعالان اقتصادی و صاحبان کسب و کار و مدیران بنگاه های اقتصادی که سیاست های اقتصادی را دنبال می کنند با وعده های عوام پسندانه که قانع شوند و اینجا است که کاندیداهای جدی باید به دنبال چیزی بیشتر از شعارها و قول و قرارهای معمول باشند.

من مایلم رئیس جمهوری در رأس کار باشد که بفهمد و بداند محدود کردن صادرات به واسطه محدود کردن بازار فروش کالاهای تولید داخل، مانع کارآفرینی و اشتغال زایی می شود. من به دنبال رئیس جمهوری هستم که پیشنهادات صحیح و واقع بینانه ای را برای بهبود مستمر حیط کسب و کار ارائه نماید تا بنگاه های اقتصادی بتوانند رشد و شکوفایی داشته باشند و نیروی انسانی بیشتری را استخدام کنند.  من به دنبال رئیس جمهوری هستم که مشاوران اقتصادی آگاهی داشته باشد. رئیس جمهوری که بداند سیاست های خارجی ومسائل اقتصادی رابطه تنگاتنگی با هم دارند و از هم جدا نیستند.  رئیس جمهوری که نه فقط از عدم شفافیت موجود در دولت انتقاد کند بلکه متعهد به افزایش شفافیت در امور باشد و در دوران کمپین خود برنامه های اقتصادی خود را به شکلی شفاف با مردم در میان بگذارد.

اگر از هم اکنون اقدام نکنیم و کاندیداهای ریاست جمهوری را در اثبات ادعاها و شعارهای انتخاباتی و میزان تعهدشان به این ادعاها به چالش نکشیم و مسئول ندانیم هرگز چنین رئیس جمهوری نخواهیم داشت.  این وظیفه فعالان اقتصادی است تا سئوالات سخت و مشکل را از کاندیداها بپرسند. ما نباید از هیچ کاندیدایی حمایت کنیم مگر اینکه ثابت کرده باشند که ارزش و لیاقت این حمایت را دارند.

بعضی از کاندیداها از عهده پاسخ به سئوالات اساسی در رابطه با سیاست های اقتصادی و آینده اقتصادی کشور بر نخواهند آمد و برخی دیگر شاید بیش از حد درگیر جزئیات کارشناسانه بشوند و فراموش کنند سیاستهای پیشنهادی خود را به دغدغه مردم بیکار و یا آنانی که با گرانی دست و پنجه نرم می کنند ربط دهند و به همین خاطر محبوبیت و وجهه عمومی خود را از دست خواهند داد. چنین فشاری حتی ممکن است به حذف بعضی از کاندیداهای مورد علاقه ما منتهی شود ولی هر کاندیدایی که نتواند آگاهانه به مشکلات اقتصادی که باعث عقب نگهداشتن کشور شده است بپردازد و یا از عهده جلب حمایت عمومی برای تغییرات و اصلاحات اقتصادی لازم بر نیاید نخواهد توانست به عنوان یک رئیس جمهور کشور را از این بحران اقتصادی نجات دهد. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: