به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

آیا می توان از هویت یک ملت سخن گفت؟ آیا می توان ماهیت یک ملت را در یک شکل یکچارچه توصیف کرد و نام هویت بر آن گذاشت؟ یا در عوض باید از هویت های مختلف سخن گفت؟ پاسخ قطعی به این سوال ها دشوار است ولی می توان گفت که حتی اگر یک ملت را بتوان در یک چهارچوب مشخص و یکپارچه ای تعریف کرد، باز هم این هویت در گذر تاریخ دستخوش تغییر می شود و به مرور زمان متحول می گردد. واضح است که ریشه های اسلامی و ایرانی پایه های هویت ملی ما را شکل داده است ولی در طول دهه های اخیر چه اتفاقاتی بوده که این هویت را متحول ساخته؟ پیروزی انقلاب اسلامی قطعا یکی از این اتفاقات سرنوشت ساز بوده و در پی آن جنگ تحمیلی، تحولات منطقه ای (از جنگ در افغانستان تا اشغال عراق و خیزش جهان عرب و غیره) و بحران هسته ای و تحمیل تحریم های بین المللی از جمله تحولاتی بوده که در حافظه تاریخی ملت ما باقی مانده است. می توان به ضرس قاطع گفت که با ورود به عصر نوین اطلاعات و جهانی شدن در شکل پسامدرن، هویت ما بیش از پیش از تحولات خارجی تاثیر می پذیرد و متحول می شود.

به طور خلاصه می توان گفت هر یک از اتفاقات و تحولاتی که در بالا مورد اشاره قرار گرفت بر ذهنیت و روحیه جمعی مردم ما تاثیری ماندگار داشته و برای درک هویت جمعی ما، درک این اتفاقات و تحولات از اهمیت زیادی برخوردار است. ولی باید توجه داشت که همانطور که در مقاله «هویت ملی و بزنگاه تاریخی پساتحریم» عنوان شد، جریان های مختلف فکری در ایران وجود داشته و دارد و هر یک از این جریان ها، در مقام تحلیل، خوانش متفاوتی از اتفاقات و تحولات فوق و نحوه تاثیر این اتفاقات بر هویت جمعی ما دارند. در یک قطب، گروهی هستند که همه تحولات را بر اساس تضاد نیروهای جامعه و تاریخ تحلیل می کنند و بر این اساس تحول هویت جمعی ما را در چهارچوب این تضادها درک می کنند. در قطب دیگر گروهی قرار دارند که به هویت ابدی و ازلی معتقدند و چندان اهمیتی برای تاثیرات تحولات بیرونی و اتفافات تاریخی قائل نیستند.

در مقام تجویز هم شاید بتوان گفت گروه های فکری مختلف از دو دیدگاه برونگرایی و درونگرایی دفاع می کنند. مدافعان برونگرایی از تعامل با دیگری (دیگری قومی، دیگری فرهنگی،  و غیره) دفاع می کنند و درونگرایان از خطر استحاله هویتی سخن می گویند و عدم تعامل با دیگری را تجویز می نمایند. چندان دور از منطق نیست که با نظاره اتفاقاتی که در یکی – دو دهه اخیر در منطقه رخ داده و تضییقاتی که علیه ملت ما شده، گروهی درونگرایی را تجویز کنند. برونگرایان اما با اشاره به تحولات سریع جهانی شدن و ورود به عصر جدید اطلاعات، از سویی بر تغییر مناسبات سنتی قدرت تاکید دارند و از دیگر سو درونگرایی را گزینه ای غیر عملی ارزیابی می کنند. مدافعان برونگرایی می گویند که فرایند جهانی شدن همراه با قدرت گرفتن فرد در مقابل بازیگران سنتی قدرت است و از همین رو یک شبکه جدیدی از ارتباطات بسیار پیچیده شکل گرفته که همه ملل از جمله مردم ما را در خود جا می دهد. مردم عادی هر ساعت با استفاده از شبکه های اجتماعی و ارتباطات ماهواره ای خود را در این شبکه می یابند و در آن واحد به عنوان بازیگری فعال در این شبکه نقش ایفا می کنند.

دوران پساتحریم فرصت خوبی به ما داده تا بتوانیم مزایا و مشکلات درونگرایی را در مقایسه با برونگرایی بررسی و مقایسه کنیم. اکنون که به دوران چالش برانگیز تحریم ها و درونگرایی اجباری این دوره نگاه می کنیم می توانیم بینیم که تحریم های ظالمانه ضمن آسیب های زیادی که به اقتصاد کشور وارد آورد، روحیه خلاقیت و اتکا به نفس را در ما بیش از پیش بیدار کرد. خلاقیت و استفاده حداکثری از ظرفیت های بومی، وجهی از درونگرایی است که به سود گفتمان اقتصادی و فرهنگی کشور است ولی باید توجه داشت که این وجه بدون تعامل با دیگر بازیگران منطقه ای و بین المللی به جایی نخواهد رسید. همانطور که در دوران پسابرجام شاهد هستیم، برونگرایی که در پی رفع تحریم ها امکان پذیر شده، شرایط بسیار مناسبی برای رشد اقتصادی کشور فراهم کرده و کاملا در راستای اقتصاد مقاومتی و دیدگاه «درون زا و برون گرا» بوده است.

همانطور که دولت یازدهم هم در عمل نشان داده، تلفیقی از برونگرایی و درونگرایی الگوی مناسبی برای پیشبرد گفتمان اقتصادی و سیاسی کشور می تواند باشد. در این راستا، جریان های فکری که به این راه میانه می انجامند توان بقا در دوران جهانی شدن و عصر جدید اطلاعات و ارتباطات را خواهند داشت. باید توجه داشت که این رویکرد تلفیقی از ابتدا در فلسفه وجودی نظام جمهوری اسلامی مضمر بوده و اکنون شرایط بروز و اجرای این بینش، بیش از هر زمان دیگری فراهم شده است.

ضمن پایبندی به اصولی که از سنت های دینی و فرهنگی ما برآمده، دانایان قوم، علمای عظام و سیاست گذاران باید رویکردی واقعگرایانه در قبال هویت ملی داشته باشند. برآیند اصولگرایی و واقعگرایی در این حوزه، به یک عملگرایی می انجامد که در کنار حفظ سنت ها، تحول و تجدد هم پذیرفته می شود. تحول و تکوین در تمام اعصار تاریخی جزء جدایی ناپذیری از ماهیت انسان ها و جوامع بوده و تلفیق درونگرایی و برونگرایی همواره راهکاری منطقی بوده است. اکنون که شبکه در هم بافته اطلاعات بیش از پیش شکل جهانی یافته و پیش بینی ها درباره جوامع پسامدرن محقق شده، نگاه های تلفیقی و جامع نگر بیش از پیش موضوعیت می یابد.

هویت ملی و بزنگاه تاریخی پساتحریم

پساتحریم، عرصه دیگری از حیات ایرانی با ملزومات اندیشه‌ای متفاوت

بالفعل کردن اصلاحات ساختاری نیازمند اجماع و نگاهی واحد

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

شما به کدامیک از گزینه های زیر برای اشتغالزایی اولویت می دهید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: