به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

چند ماهی است که به مقاله آقای حبیب الله عسگراولادی در روزنامه رسالت با عنوان صرفه جویی اقتصادی فکر می کنم که در شهریورماه گذشته منتشر شد.  آقای عسگراولادی در این یادداشت به اهمیت قناعت اشاره می کند و معتقد است دولت و ملت با حركت در مسير اقتصاد مقاومتی بايد با يك طرح الگوی مصرف بر اساس آموزه‌های مكتب اهل بيت از دام شيطانی الگوهای مصرف غربی پرهيز نمايند .ایشان سپس به بیانات مقام معظم رهبری در ارتباط با اسراف و زیاده روی و اصلاح الگوی مصرف اشاره می کند و می گوید مصرف كالاهای خارجی برای وزارتخانه‌ها و دستگاههای دولتی درحالی كه همان نوع كالاها در ايران توليد می شود يك رويكرد غلط است كه بايد اصلاح شود.

اخیرا هم منطق مشابهی باعث شد که کالاهایی که لوکس تلقی شده اند مشمول ممنوعیت وارداتی شوند.  بر این اساس ما باید بدون کالاهای "غیر ضروری" از جمله خودرو، پوشاک، ادویه و سرویس های بهداشتی به زندگی خود ادامه دهیم مگر آنکه این کالاها تولید داخلی باشند. 

ابتدا فکر کردم این نوع تفکر در مورد مصرف کالاهای خارجی به دلایلی که عرض خواهم کرد مرا آزار می دهد.  یکی از این دلایل این بود که این کار به شکلی همان اهدافی را دنبال می کند که تحریم ها دنبال می کنند و به نوعی خودتحریمی است.  نکته دیگر اینکه قطع ارتباط تجاری و اقتصادی با جامعه بین المللی باعث رشد اقتصادی نمی شود و دیگر اینکه ممنوعیت واردات راهکار و سیاست ضعیفی برای تشویق کردن کشورهای دیگر به خرید و واردات کالا از ما خواهد بود.  در عین حال تنها این مسائل نبودند که ذهن مرا به خود مشغول می کردند. 

 کمی بعد متوجه شدم که دلیل اصلی تر درگیری ذهنی من و مخالفتم با این نوع تفکر ریشه در این نکته دارد که مخالفت با واردات کالاهای خارجی یا حمایت از الگوی مصرف داخلی باعث می شود که مسائل اقتصادی به مسائل اخلاقی و ارزشی تبدیل شود.  به جای پرداختن به واقیت های اقتصادی موجود و ریشه یابی دلایل عدم رقابت پذیری صنایع داخلی در بازارهای جهانی و تأثیر تحریم ها بر بدنه اقتصاد کشور، آقای عسگراولادی و دیگران در تلاشند تا ما را متقاعد کنند که دشواری های اقتصادی برای معنویت ما خوب است و ما باید خرسند باشیم که از این کالاهایی که تا چندی پیش "لوکس" نبودند استفاده نمی کنیم چراکه باعث تباهی  ارزش های معنوی ما می شدند و همچنین باید از کشورهای غربی متشکر باشیم که ما را مجبور کردند به مسیر درست زندگی بازگردیم!

این نوع تفکرات بسیار خطرناک هستند و می توانند باعث شوند تا ما از مسیر توجه به مشکلات کنونی منحرف شویم.  البته شاید هم منظور نویسنده از طرح چنین تفکری همین بوده باشد.  این نوع تفکر به نوعی می خواهد خشم و نارضایتی مردم از وضعیت موجود را خنثی کند که واکنشی طبیعی به وضعیت کنونی است. 

در هر صورت، اگر همه قبول کنیم که دشواری های اقتصادی کنونی باعث سعادت ما و بالارفتن سطح ارزش ها در جامعه می شود دیگر چه کسی باقی می ماند تا ما را از این آشفته بازار اقتصادی نجات دهد؟   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: