به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

پس از توافق هسته ای، مسعود نیلی، مشاور اقتصادی رییس جمهوری نیلی با اشاره به یکی از اصطلاحات کلیدی کتاب "چرا کشورها شکست می خورند" به قلم عجم اوغلو و رابینسون، توافق هسته ای را به یک بزنگاه تاریخی تشبیه کرد و گفت:  ما در تاریخ کشورمان چند بار با بزنگاه‌های تاریخی مواجه بودیم که آن را پس زده و استفاده‌ای نبرده‌ایم. اگر با شرایط جدید هم در قالب همان سیاست و اقتصاد سنتی برخورد کنیم، نتیجه‌ای نمی‌گیریم و در آینده با بحران‌های بزرگ مواجه می‌شویم که می‌تواند ما را دچار شرایطی بدتر و خطرناک‌تر از دوران تحریم کند. به اعتقاد نیلی، ما باید سیاستگذار را توجیه کنیم. در عرصه اجتماعی و افکار عمومی هم این بحث تبدیل به گفتمان و مطالبه شود. در غیر این صورت، فرمان هدایت اقتصاد ما به طور سنتی به همان سمتی کشیده می‌شود که پول نفت را صرف رفاه کوتاه‌مدت و بحران‌های درازمدت کند.

پیشتر نیز محمد فاضلی، معاون مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری تأکیدکرده بود که دنیای پساتوافق و پساتحریم، عرصه دیگری از حیات ایرانی با ملزومات اندیشه‌ای متفاوتی خواهد بود. اتفاقاتی در ذهن‌ها و نگرش‌ها رخ خواهد داد که خود موتور محرک تغییرات بزرگ‌تری خواهند شد.

وقتی که یک جامعه با گزینه های مختلف تاریخی رو می شود، خوب است اندیشمندان جامعه این پرسش اصولی را مطرح کنند که تا چه میزان اراده جمعی فارغ از الزامات تاریخی و جغرافیایی در تصمیم گیری و انتخاب گزینه های موجود قابل اعتناست و تا چه میزان جامعه باید با توجه به شرایط موجود و متصلب راه خود را پیدا کند. در کتاب هجدهم برومر لویی بوناپارت، کارل مارکس می نویسد: "آدمیان سازنده تاریخشان هستند ولی نه لزوما آنگونه که می خواهند. آدمیان تاریخ را تحت شرایطی که خود ایجاد کرده اند نمی سازد بلکه تاریخشان  را تحت شرایطی می سازند که به طور مستقیم از گذشته به میراث گرفته شده و تعیّن یافته است." این گفته مارکس تاکید بر ماهیت دیالکتیکی سرنوشت تاریخی دارد و یادآور این نکته است که از یک سو عوامل ذهنی و ارادی و از دیگر سو عوامل عینی و خارجی ساختار نهایی یک جامعه  را شکل می دهند. ما ایرانیان هم از این گردونه خارج نبوده ایم و تعیین و تعیّن هویتمان ناشی از تقابل اراده ملی و  الزامات جغرافیایی و تاریخیمان بوده است. ما باید در برخورد با گزینه های تاریخی خود به این واقعیت واقف باشیم و یادآور شویم که اراده و انتخاب یک ملت در کنار شرایط متصلب تاریخی و ژئوپولیتیک است که سرنوشت نهایی جامعه را رقم می زند.

با نگاهی به تاریخ شرق میانه و نزدیک و اروپا می توان دید که این دیالکتیک عینیت و ذهنیت مسیر جوامع مختلف را شکل داده است. در طول سه هزاره گذشته، ملت های خاورمیانه و اروپا، دوره های مهمی را تجربه کرده اند و در بیشتر این مراحل تعامل نزدیکی با هم داشته اند. در قرن چهارم پیش از میلاد، لشکرکشی ها و جهانگشایی های اسکندر باعث صدور فرهنگ یونانی به نقاط جنوبی و شرقی یونان شد و ممزوج شدن فرهنگ یونانی و شرقی به تولید فرهنگ یونانی مآبی انجامید. ظهور مسیحیت و انتقال این آیین به امپراتوری روم مقدمه تحولات بزرگی در تاریخ اروپا و خاورنزدیک و میانه شد. ظهور اسلام و صدورش به شرق و شمال شبه قاره عربستان مقدمات دوره طلایی فرهنگ اسلامی را فراهم ساخت. نوزایی فرهنگی اروپا هم که طرحی نو در انداخت و به تحولاتی انجامید که تا هزاره سوم هم شاهد اثراتش هستیم. نگاهی به این تحولات یادآورد سخن مارکس است. به رغم قدرتی که امپراتوری عثمانی تا آغاز جنگ جهانی اول داشت و به رغم نقش مهمی که به عنوان میراث دار تمدن عظیم اسلامی ایفا می کرد، چاره ای جز همراه شدن با سیرتاریخی که در جهت مدرن شدن پیش می‌رفت نداشت. در واقع هیچ ملت دیگری هم گزینه ای جز این همراهی را نداشته، و خواسته و ناخواسته برای بقای خود باید با این سیر به گونه ای همراه شود. ما ایرانیان هم در مسیر همین تغییرات تعریف و باز تعریف شده ایم و هم ساختار جامعه و هم شکل تفکرمان نتیجه این تعامل بوده است. 

در پرتو این سرنوشت تاریخی است که جریان های فکری ایران که به انقلاب مشروطه و تحولات پس از آن طی صد ساله اخیر انجامید قابل فهم است. جریان های فکری این دوره به رغم تفاوت های مختلفی که با هم دارند، همگی ناشی از تعامل مستقیم و یا غیر مستقیم اراده جمعی از یک سو و واقعیت های چیره منطقه ای و بین المللی از دیگر سو بوده اند. با توجه به این پیش زمینه می توان دید که جریان های تجددگرا، ملی گرا، مارکسیسم و اسلامی همگی گفتمان هایی بوده اند برای یافتن پاسخ به سوالات مطرح زمان و پیگیری گزینه هایی که عملاً در برابر جامعه بوده است. در ادامه نگاهی اجمالی می اندازیم به این جریان ها:

تجدد گرایایی: این گروه شامل روشنفکرانی می شود که متاثر از انقلاب فرانسه و افکار فلاسفه ای همچون دیدرو، ولتر و روسو بودند. این گروه پیرو باورهای لیبرال های کلاسیک با شعار آزادی، برادری و برابری بودند و به ایدهای عرفی گرایی، ملی گرایی و قانون مداری گرایش داشتند. این گفتمان به طور خاص با ایده ها و ارزش های قرون وسطا و تمرکز و انحصار قدرت و دانش در دست نهاد دولت و روحانیت مخالت داشت. انقلاب مشروطه به طور مستقیم متاثر از افکار این روشنفکران بود. این گروه برای دولت محدود و مشروط که در فلسفه سیاسی جان لاک مورد بحث قرار گرفته و نیز تفکیک قوا که مونتسکیو به تفصیل از آن سخن گفته اهمیت زیای قائل می شدند. میرزا ملکم خان، فروغی، تقی زاده و دشتی از جمله این دسته از روشنفکران بودند.

ملی گرایایی: هر چند ملی گرایی در قالب هویت گرایی ایرانی از دیرباز در ایران زمین ریشه داشته ولی مفهوم ملت در ایران مدرن، از یک سو در تقابل با استعمار و امپریالیسم و نفی فرهنگ غربی و از دیگر سو به شکل بازگشت به گذشته پرافتخار ایرانی - اسلامی تعبیر شد.  گروه های مختلف به شکل های مختلفی خود را به این جریان متصل می بینند. از یک طرف فردی همچون رضا شاه و اطرافیانش با مقابله با قومیت های مختلف و بازگشت به ایران اسطوره ای در پی ایجاد یک ملی گرایی سیاسی بود و از دیگر سو کسی همچون جلال آل احمد با طرح مفهوم غرب زدگی بازگشت به ایران اسلامی و نفی غرب را تبلیغ می کرد.

مارکسیسم: دوره ای بود که در بسیاری از نقاط جهان مفهوم روشنفکر مترادف بود با مارکسیست. ایران هم از این امر مستثنا نبود. اندیشه مارکسیسم از سوی برای روشنفکران جذابیت داشت زیرا که در ضمن پذیرش واقعیت های مادی و عینی جامعه، یک راه ایدآل گرا پیش روی فرد می گذاشت. از دیگر سو این اندیشه برای طبقه کارگر هم جذاب بود چون که از برابری به عنوان آرمان جامعه انسانی سخن می گفت. حزب توده که در واقع برداشت لنیستی از مارکسیسم بود نقش مهمی در تحولات نیمه قرن بیستم ایران داشت و برای فهم بسیاری از جریان های بعدی فکری و سیاسی ایران از اهمیت زیادی برخوردار است.

جریان اسلامی: جریان های اسلامی در عالم اسلام تفاوت ها زیادی با هم دارند و دشوار است که همه این جریان ها را در یک طبقه قرار داد. در ایران هم تجدید تفکر شیعه سابقه ای طولانی دارد. علما در جریان انقلاب مشروطه نقش بسیار مهم و سرنوشت سازی داشتند و این نقش در دیگر نهضت های اجتماعی و سیاسی قرن بیستم هم ادامه پیدا کرد و در انقلاب اسلامی به نهایت تبلور خود رسید. شاید نکته ای که اندیشه تجدد شیعی را از تفکر کلاسیک شیعه جدا می کند توجه ویژه این جریان به مسائل اجتماعی و سیاسی از یک سو و تلاش برای ایجاد تغییرات بنیادی در جامعه باشد.

جریان های تلفیقی: تلاشی های مستقیم و غیر مستقیم برای تلفیق و امتزاج دیگر جریان های فکری یکی از دقدقه های اصلی متفکران و جریان سازان معاصر ایران بوده است. این رویکرد گاه در شکل التقاطی بروز کرده ولی در بسیاری از موارد تلاشی بوده برای تلفیق عناصر مطلوب نحله های مختلف. توجه به هویت ایرانی و اسلامی از یک سو و تمایل به پذیرش عناصر مطلوب فرهنگ غرب انگیزه اصلی متفکرانی بوده که در پی رسیدن به فرهنگی غنی و مدرن و در عین حال بومی بوده اند. شایان ذکر است که این جریان تلفیقی، مکتبی جدا از دیگر جریان های مطرح شده نیست بلکه بیشتر به شکل تمایلی است که در جریان های فوق الذکر به میزان های مختلف بروز کرده است.

نگاهی به جریان های فوق حاکی از تلاش های فکری گروه های مختلف متفکران و مصلحانی است که می خواستند به مسائل مبتلا به روزگار خود پاسخ دهند و از این رو همگی فرزندان زمان خود بوده اند. به رغم تمامی اختلافات موجود، تمامی این جریان ها در پی پاسخ به تقابلی بوده اند که میان خودی و غیر خودی، شرق و غرب، بومی و غیر بومی و نهایتا گذشته و آینده وجود داشته است. مرور این اندیشه‌ها حاکی است که حتی سنت گراترین جریان ها هم خواسته و ناخواسته به آینده نظر داشته‌اند و در این راستا به تلفیق عناصری از مدرنیت پرداخته اند. واقعیت این است که نه از گذشته می توان فرار کرد و نه از آینده. هنر ژرف اندیشان و جریان سازان این است که ضمن پافشاری بر اصولی که حکایت از اراده فردی و جمعی می کند، از آینده نیز نمی هراسند. این رویکرد در گفتمان سیاسی و اقتصادی به نگاهی جامع نگر می‌انجامد که از یک سو به تمایلات و سلایق داخلی و بومی توجه می‌کند و از دیگر سو در پی تعامل هر چه بیشتر با عناصر غیر بومی بر می آید.  این انتخاب و این جامع نگری همواره مهم بوده، ولی در بزنگاه های تاریخی از اهمیت حیاتی و ویژه ای برخوردار می شود. ما اکنون در چنین بزنگاهی قرار داریم. سؤال این است که آیا تمایلی داریم که با حفظ مطالبات خود به آینده نظر کنیم و یا اینکه می خواهیم با پافشاری در گذشته باقی بمانیم؟  

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

آیا از روند همکاری های دولت با بخش خصوصی راضی هستید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: