به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

همانگونه که آقای علیزاده در مقاله اخیر خود اشاره کردند، برنامه ای متمرکز و چشم اندازی روشن برای آینده اقتصاد کشور وجود ندارد.  به کدام سو می رویم و در انتهای راه چه چیزی می تواند در انتظار ما باشد؟  آقای علیزاده در مقاله خود در مورد مالزی نوشتند که بر خلاف آن کشور که علاوه بر برنامه ریزی روشن اقتصادی، معیارهایی برای سنجش پیشرفت دولت در اجرای برنامه هایش تعریف کرده است ما فقط اهداف مبهم و غیر واقعبینانه ای را بدون آمار دقیق در نظر داریم که حتی نشان نمی دهد که در کجای راه قرار داریم. 

اگر ما قرار است الگوی کشورهای اسلامی باشیم باید دیدگاه روشنی از چگونگی یک اقتصاد اسلامی داشته باشیم و بعد در تحقق آن بکوشیم.  ما نباید آنچنان درگیر مشکلات جاری شویم که فراموش کنیم به کجا باید برسیم.  پرداختن به مشکلات جاری باید در پرتو آن برنامه بلندمدت و آن چشم انداز باشد.  برنامه توسعه 20 ساله اهدافی را تعیین کرد که مایلیم تا سال 1404 به آنها دست پیدا کنیم.  متأسفانه، سیاستگذاری های اقتصادی تنها به شکل محدودی در پرتو اهداف برنامه توسعه 20 ساله قرار گرفته اند. 

بخشی از مشکل این است که هنوز تفاوت نظرهایی بنیادین در مورد اینکه چه نوع اقتصادی برای جمهوری اسلامی مناسب است وجود دارد.(برای اطلاعات بیشتر به این مصاحبه توجه کنید).  رهنمودهای مقام معظم رهبری بر لزوم نقش آفرینی بخش خصوصی تأکید دارد ولی اقتصاد بازار یا سرمایه داری به دلیل ارزش های انقلاب مردود شمرده می شود.  مفهوم این امر این است که ما باید خودمان این راه دشوار را هموار کنیم. 

اگر در مورد اینکه اقتصاد کشور به کجا باید برود صحبت نکنیم هرگز نخواهیم توانست به آن برسیم.  صحبت د مورد آینده باید بخشی از مباحث روزانه ما باشد.  اجازه بدهید همینجا چند چیز مورد نیاز آینده را به اتفاق بررسی کنیم: 

 

گذار به اقتصاد درآمد بالا:  ما نیز همچون مالزی باید راهی برای خروج از دام درآمد متوسط پیدا کنیم.  ما هم از منابع انسانی و هم از منابع طبیعی لازم برای تبدیل شدن به یک قدرت اقتصادی در سطح بین المللی برخورداریم.  اگر بتوانیم خود را به حد نساب تعیین شده بانک جهانی برای درآمد بالا برسانیم یعنی درآمد سرانه ناخالص ملی معادل 12 هزار و 276 دلار، چهاردهمین کشور ثروتمند جهان خواهیم شد که درست بعد از کره جنوبی در این رده بندی خواهد بود.  این کار نه تنها سطح معیشت را ارتقاء خواهد داد و باعث کاهش میزان فقر خواهد شد بلکه با خود قدرت سیاسی متناسب با آن موقعیت اقتصادی را هم در بر خواهد داشت. 

توقف تحریم ها:  همانگونه که مسئولان دولتی مرتبا یادآوری می کنند، ما سه دهه است که در تحریم به سر می بریم.  می توانیم این واقعیت را اینگونه تعبیر کنیم که ما راهی مستقل از نفوذ غرب ایجاد کرده ایم.  در حالی که این موضوع تا حد زیادی صحت دارد ولی بعد از سه دهه باید ما به آرمان هایی که ما را در این مسیر هدایت کرده اند چنان ایمان و اعتماد داشته باشیم که بدانیم لازم نیست با غرب درگیر باشیم و خصومت نشان دهیم تا ثابت کنیم به ارزش های اسلامی پایبندیم.  دیدگاه من برای آینده اقتصاد کشور چشم اندازی است که تحریم در آن به تاریخ پیوسته باشد.  به نفع ما نیست که اقتصادی برای خود تعریف کنیم که صرفا با چگونگی مقاومت ما در برابر تحریم ها ارزیابی شود. 

روابط اقتصادی متنوع:  به واسطه زحمات و تلاش های تولیدکنندگان داخلی توانسته ایم حتی تحت تحریم ها صادرات غیر نفتی خود را افزایش دهیم.  با این وجود، با انتقال مسیر تجارت از غرب به شرق، تنوع طرف های تجاری ما محدود تر شده است.  وابستگی فزاینده به تجارت با چین به طور خاص موجب نگرانی است.  یک اقتصاد پویا مستلزم مجموعه ای از شرکای تجاری متنوع است.  عضویت در سازمان تجارت جهانی می تواند به ما در مسیر ایجاد و توسعه روابط تجاری متنوع کمک کند تا بتوانیم اقتصاد خود را به سطح بالاتر ارتقاء دهیم. 

دولت رقیب تجاری نیست:  ما باید روی برقراری تعادل میان بخش خصوصی و دولتی کار کنیم.  شرکت های بخش خصوصی اگر مجبور به رقابت با بخش دولتی شوند نمی توانند موفق باشند چراکه بخش دولتی از حمایت های مالی، دسترسی خاص و امتیازات ویژه برخوردار است.  خصوصی سازی باید فراتر از فروش سهام شرکت های دولتی و نیمه دولتی در بازار بورس برود.  شرکت های دولتی باید بتوانند بدون کمک دولت روی پای خود بایستند چون در غیر این صورت تنها منابع ملی را خواهند مکید.  ما باید به پیشرفت محیط کسب و کار توجه کنیم تا بخش خصوصی فرصت رشد داشته باشد. 

تبادلات بین المللی:  موفقیت اقتصادی پویا درآینده منوط به مسافرت و رفت و آمد آزادانه به داخل و خارج کشور است. دانشجویان ما باید بتوانند در خارج تحصیل کنند و ما نیز باید بتوانیم دانشجویان ممتاز و اساتید برتر خارجی را به دانشگاه های کشور جذب کنیم. صاحبان کسب و کار ما باید بتوانند روابط و فرصت های تجاری جدید در سراسر جهان ایجاد کنند تا بتوانیم سرمایه گذاری خارجی را جذب کنیم.  ما به گردشگران نیاز داریم تا از هزاران جاذبه فرهنگی، مذهبی و تاریخی کشور بازدید کنند و شخصیت های فرهنگی ما باید از طرف دیگر کشورهای جهان برای بازدید دعوت شوند.  یک اقتصاد در حال رشد نیازمند تبادل افراد و تفکرات است.  ما همیشه چهارراه بین المللی جهان بوده ایم و می توانیم هویت خود را همزمان با جذب بهترین ها از سراسر جهان حفظ کنیم. 

نرخ تورم و تبدیل ارز تثبیت شده:  سرمایه گذاری مستلزم ثبات و امکان پیش بینی آینده است.  ما به اقتصادی نیاز داریم که سرمایه گذاران بتوانند سرمایه گذاری ایی داشته باشند که 2 تا 3 درصد بازده داشته باشد و در عین حال از سودآوری آن مطمئن باشند.  برای این کار اقتصاد با ثبات لازم است.  ثبات باید اولویت اول در اهداف ما باشد چون اگر ثبات وجود نداشته باشد فقط می توانیم شکسته و بسته در این مسیر گام برداریم.

فرهنگ کارآفرینی:  از گذشته تا کنون تجربه های فراوانی در مورد تجارت های کوچک داشته ایم ولی تجربه ما در ایجاد شرکت ها و صنایع جدید کم بوده است.  اگر بخواهیم در اقتصاد در حال تغییر بین المللی رقابت پذیر باشیم باید به خلاقیت ارزش و اولویت بدهیم.  مقام معظم رهبری در مورد حمایت از شرکت های دانش بنیان تذکر داده اند ولی ما ساختار لازم برای تحقق این دستورالعمل را نمی بینیم.  برای نمونه، ما به اینترنت قابل اطمینان و آزاد نیازمندیم و نیازمند مراکز کارآفرینی در دانشگاه ها هستیم تا بتوانند پیشرفت های علمی ما را در مسیر تشکیل و ایجاد شرکت ها تجاری و بازرگانی هدایت کنند.  ما نیازمند یک سیستم بانکی با سرمایه لازم برای سرمایه گذاری در شرکت هایی هستیم که سیاست های اقتصادی آنها ارزش سرمایه گذاری را تضمین کنند.   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: