به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

چگونه است که اگر نگوییم درجا نزده ایم ولی تا این حد میزان پیشرفت ما کم بوده است؟

در 15 سال گذشته ما هرگز به اقتصاد به اصطلاح شکوفا دست پیدا نکردیم البته نباید منکر شد که از بروز فاجعه اقتصادی جلوگیری کردیم ولی دوباره در کمتر از دو دهه به همان جایگاه برگشته ایم.  دلیل آن این است که هیچگاه به شکلی سیستماتیک و ریشه ای به نقاط ضعف خود که باعثرسیدن ما به لبه پرتگاه شده بود نپرداختیم.  یک جای کار در روند تصمیم گیری ها، ساختار اقتصادی، روابط با جامعه بین المللی  می لنگد و مشکل از سوءمدیریت دولت یک رییس جمهور خاص فراتر است.  مشکل ما ساختاری است. 

بحران ها ما را به لبه پرتگاه می رساند و توان ما در حفظ تعادل و یا سقوط به پرتگاه بسته به مجموعه عواملی شکننده دارد.  در آن زمان قیمت جهانی نفت افزایش یافت و درآمد حیاتی مورد نیاز ما را تأمین کرد.  آمریکا به شدت پیگیر اجرای تحریم ها نبود.  هدفمندی یارانه ها، باعث نصف شدن نرخ تورم شد.  ما توانستیم شرکای تجاری جدیدی پیدا کنیم تا سهم بازار از دست رفته آمریکا را برای ما جبران کنند.  ضوابط محدودکننده و سخت واردات پیشرفت های ما در مسیر خصوصی سازی را خنثی کرد ولی از طرف دیگر باعث برقراری ثبات در تولیدات داخلی شد.  توانستیم موقتا تعادل خود را حفظ کنیم ولی به اقتصادی شکوفا نرسیدیم. 

در حال حاضر به نظر می رسد دوباره به لب پرتگاه رسیده ایم و کمی هم زیر پایمان سست شده است و منتظریم چیزی ما را به عقب بکشد تا بتوانیم دوباره تعادل خود را به دست بیاوریم اما تحولات آنگونه پیش نمی روند که دو دهه پیش اتفاق افتاد.  قدمی اشتباه هر چقدر هم که کوچک باشد ممکن است عواقبی جبران ناپذیر در پی داشته باشد.  نمی توانیم صبر کنیم و امیدوار باشیم که چیزی اتفاق بیافتد و اوضاع درست شود و ما در همین مسیر ادامه دهیم و واقعیت های پیش رو را نادیده بگیریم.  کسی نمی داند که فردا چه خواهد شد ولی اکنون زمان آن فرارسیده که از لب پرتگاه قدمی به عقب برداریم

حال به این تحولات نگاهی بیاندازید:

- هدفمندی یارانه ها توسط ریاست جمهوری با هدف تقویت اقتصاد و جذب سرمایه گذاری خارجی صورت گرفت ولی در میانه بحران فزاینده اقتصادی رییس جمهور مجبور به تعلیق فاز دوم شده است. 

- هزینه سوخت دو برابر شده و اجاره خانه سر به فلک زده است.

- مواد غذایی روزانه گران تر می شوند و در مقایسه با سال گذشته دو برابر شده اند.  قشر آسیب پذیر جامعه به نان شب محتاج شده اند.  مقامات دولت هم هشدار داده اند که ادامه تورم می تواند به شورش و اغتشاشات داخلی بیانجامد. 

- از نیروی بسیج برای نظارت بر قیمت ها استفاده می شود چراکخ افزایش هزینه تولید و تورم باعث شده است تا تولیدکنندگان یا قیمت کالاها را افزایش دهند و یا کسب و کار را تعطیل کنند. 

- ریال تقریبا دو سوم ارزش خود را از دست داد.  دولت همچنان نرخ تبدیل ارز را تصنعی و ثابت پایین نگه داشته است و امیدوار است این کار باعث توقف سقوط ارزش پول و نوسانات بازار ارز گردد.  دولت طلا را 5 درصد زیر قیمت بازار می فروشد.  هیچیک از این دو سیاست باعث توقف سقوط ارزش ریال نمی شود و یا نوسانات بازار ارز را کاهش نخواهد داد. 

-  ارزش ریال بعد از اعمال تحریم های آمریکا در واکنش به نگرانی ها در مورد برنامه هسته ای کشور بیشتر سقوط کرد.  در عرض چند هفته پس از این تحریم ها ارزش ریال تا 70 درصد دیگر کاهش پیدا کرد. 

- ریاست جمهور تقصیر سقوط سریع ارزش دلار را به گردن دلالان و جنگ اقتصادی شیطان بزرگ می اندازد و معتقد است بی ارزش شدن ریال یک پدیده طبیعی اقتصادی نیست و توطئه ای علیه اقتصاد ایران است. 

- بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران از عهده تقاضا برای پول نقد بر نمی آید و این امر باعث شده است تا ارزش ریال بیشتر کاهش یابد. 

- تحریم ها باعث کاهش صادرات نفت شده اند.

- درآمد نفتی سقوط کرده است و توانایی دولت را برای مقابله با بحران اقتصادی جاری گرفته است. البته قابل ذکر است که دلیل عمده این کاهش علاوه بر تحریم ها، کاهش قیمت جهانی نفت خام نیز بوده است. 

-  مقامات دولت و رهبر بر لزوم کاهش وابستگی به صنعت نفت را تأکید می کنند.  توسعه صنعت خودروسازی با وجود نارسایی های بسیار و مشکلات کیفی یکی از نمونه هایی است که باعث تنوع گرایی در اقتصاد است. 

-  حامیان دولت از خصوصی سازی شرکت های دولتی برای کاهش سهم 80 درصدی دولت در اقتصاد حمایت می کنند ولی پیشرفت کمی در این خصوص صورت می گیرد. 

- یکی از کارکنان بانکی کشور به جرم دست داشتن در بزرگترین اختلاس کشور محکوم به اعدام می شود. 

- قاچاق افزایش یافته است. مقامات و مسئولان دولت اتهاماتی مبهم به مافیای اقتصادی و سرمایه داری وارد می کنند. 

- مقامات دولت به دنبال یافتن شرکای تجاری جدید هستند، در صدد بهبود روابط با مصر هستند ولی صحبت ها برای عادی سازی روابط با مخالفت روبرو می شود.  همچنین این مسئولان بر فرصت های افزایش روابط تجاری به واسطه مشارکت در بازسازی افغانستان تأکید می کنند. 

همانگونه که می بینید موارد بالا می تواند توصیفی از شرایط امروز باشد ولی اینگونه نیست! این تحولات مربوط به بحران اقتصادی 1373 و 1374 یعنی تقریبا بیست سال پیش است.

نامه اخیر شبکه تحلیلگران تکنولوژی ایران به آقای محمود احمدی نژاد، ریاست جمهور، نیز اشاره ای به تشابه میان وضعیت کنونی اقتصاد و سال های 1373 و 1374 می کند.   این تشابه باعث شد که به خبرهای آن دوره نگاهی بیاندازم.  تشابه تحولات کنونی با تحولات آن زمان به حدی زیاد بود که ابتدا فکر کردم روزنامه هایی که در دست دارم روزنامه های امروز است و نه متعلق به دو دهه پیش!!!!
 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: