به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

سوالاتی به دست من رسیده است که چرا فکر می کنم برای رییس جمهور آینده قاطعیت و عزم سیاسی خصلت مهم تری نسبت به سابقه مدیریت اقتصادی است. نکته در اینجا است که این دو خصلت به ندرت در یک نفر متجلی می شوند.  کشور ما از نعمت داشتن کارشناسان اقتصادی و اقتصاددانانی متعدد برخوردار است که اگر با آنها مشورت شود می توانند کشور را در مسیر موفقیت اقتصادی سوق دهند.  همچنین، مدیران خلاق و توانایی داریم که می توانند نهادهای اقتصادی ما را به شکلی کارآمد مدیریت کنند.  چیزی که باقی می ماند این است که رییس جمهوری داشته باشیم که آنها را به کار گمارد و آنها را در این وظایف منصوب کند، به توصیه های آنها گوش فرا دهد و به آنها اجازه بدهد به دور از مداخلات مستمر دولت،  در چارچوب ضوابط اقتصاد کلان مملکت فعالیت کنند.  

چیزی که ما نیاز داریم، رییس جمهوری است که با اعتماد به نفس مدیریت پیچیده اقتصاد را به دست گیرد و همزمان بتواند از میان موانعی که بر سر این راه قرار دارند با مهارت راه خود را باز کند.  هستند افراد شایسته ای که قادر به برنامه ریزی مناسب اقتصادی باشند اما از این میان آنهایی که بتوانند آن را به واقعیت تبدیل کنند انگشت شمارند. 

موانع سیاسی رییس جمهور آینده پیش از انتخابات ظاهر خواهند شد.

نخست اینکه رییس جمهور آینده باید ائتلافی از گروه های متنوعی که گرایش های مختلف سیاسی دارند تشکیل دهد.  از آنجایی که ما حزبی به معنای واقعی آن نداریم، رییس جمهور آینده باید با توجه به نهاد ها و تشکل های  موجود شبکه ای برای حمایت از خود ایجاد کند.  باید بتواند گروه های متعددی را متقاعد کند که او مرد کار است و نه تنها می تواند بهترین فرد برای ریاست جمهوری کشور باشد بلکه توانایی جذب حمایت بسیاری از گروه ها را دارد که لازمه موفقیت در یک رقابت انتخاباتی است.  جذب حمایت و سرمایه مورد نیاز حتی پیشتر از آنکه رسما نامزد شرکت در انتخابات شود لازم است و در عین حال باید بتواند از عهده مدعیان رقیب نیز بر بیاید. 

کاندیداهایی که موفق به جذب حمایت و سرمایه اولیه شوند در مرحله بعدی به مصاف تأیید صلاحیت شورای نگهبان خواهند رفت.  روزنامه همشهری نگاهی به انتخابات گذشته داشت که به ما یادآوری می کند تنها تعداد انگشت شماری از میان ده ها نامزد انتخابات از این مرحله به سلامت عبور خواهند کرد.  تآیید صلاحیت از طرف شورای نگهبان روندی است که باد ماه ها قبل از ثبت نام رسمی آغاز شده باشد.  نامزد های ریاست جمهوری باید از حمایت طیف مناسبی از مردم برخوردار باشند و نشان داده باشند که مواضع آنها در مورد مسائل کلیدی زیاد از مواضع اعلان شده دور نیست و توان ایستادگی و دفاع از مواضع خود را در مقابل رقبا داشته باشند.  دریافت مهر تأیید از مقام معظم رهبری هم می تواند در این مسیر موثر واقع شود.

در زمان برگزاری انتخابات، رییس جمهور آینده باید بتواند مسائل پیچیده اقتصادی و سیاست خارجی را با زندگی روزمره مردم پیوند زده و این دو را از هم جدا نبیند.  باید به رأی دهندگان کمک کند تا آنها بتوانند مواردی که در این انتخابات تعیین کننده هستند را به درستی درک کنند و بدانند که چه چیزی در 4 سال دوره ریاست جمهوری او متفاوت از سایر رقبا خواهد بود و به چه شکل. 

پس از انتخاب، رییس جمهور باید زیر فشار میلیون ها نفر که انتظار دیدن نتایجی سریع دارند به شکلی اقتصاد آسیب دیده را بازسازی کند.  همانطور که در مقاله مدیر محترم سایت یادآور شدیم، حل بسیاری از مشکلات اقتصادی ما نیازمند سال ها صرف زمان است اما چند چالش معدود وجود دارند که رفع آنها می تواند تأثیرات عظیم و سریع داشته باشند.  یک نامزد مناسب کسی است که با توجه به این دیدگاه، چنین رویکردی را محور کمپین انتخاباتی خود کرده باشد. 

همه می دانند که مذاکره برای رفع و تعلیق تحریم ها بیشترین تاثیر مثبت و بالقوه را در بهبود وضعیت اقتصادی دارد اما این تصمیمی نیست که در حیطه اختیارات رییس جمهور باشد و یا حتی مناظره بر سر آن در دوران رقابت های انتخاباتی صورت پذیرد.  با وجودیکه در میان فعالان اقتصادی این ذهنیت مشترک اجماع گسترده تر پیدا کرده است که اقتصاد ما نمی تواند تاب تحریم ها را بیاورد، برنامه هسته ای و سیاست خارجی همچنان به مصلحت اندیشی رهبر وابسته است.  اذعان رییس جمهور آینده به میزان آسیبی که تحریم ها به اقتصاد کشور وارد کرده اند باعث خواهد شد که اطلاعات درست به مقام معظم رهبری برسد.  در نهایت، اگر تشخیص رهبری در ادامه سیاست کنونی در روابط خارجی باشد، توانایی رییس جمهور آینده در اجرای یک سیاست جدید اقتصادی محدود خواهد شد و در این وضعیت دانش و تخصص اقتصاد برای مشکلی که ماهیت آن در اصل سیاسی است به کار نخواهد آمد. 

اگر راه حلی برای مناقشه هسته ای پیدا شود، رییس جمهوری آینده برای احیای اقتصاد با سایر مشکلاتی که در اقتصاد ریشه دوانده اند مواجه خواهد بود.  همگان از ایده رشد و توسعه بخش خصوصی حمایت می کنند. در عمل، این خصوصی سازی است که تعیین می کند منابع را چه کسی یا کسانی کنترل خواهند کرد و تصمیم ها چگونه اتخاذ خواهند شد و چه امتیازاتی ساختار اقتصاد را تشکیل خواهد داد.  چنین تغییراتی می توانند با مقاومت های سیاسی مواجه شوند. آقای هاشمی رفسنجانی تلاش کرد تا پس از جنگ تحمیلی اصلاحات اقتصادی اعمال کند که با مقاومت چشم گیری مواجه شد.  تعداد افرادی که تمایل به از دست دادن اندوخته های خود را داشته باشند کم است حتی اگر این فداکاری به منزله کمک به بخش بزرگی از مردم برای ساختن آینده ای بهتر باشد. 

انشأالله، رییس جمهور آینده هم از تجربه و تخصص اقتصادی برخوردار باشد و هم سیاسی تا میهن عزیزمان بار دیگر در مسیر شکوفایی اقتصادی قرار بگیرد.  پیش از پایان ذکر این نکته را مهم می دانم که در صورتی که مجبور به انتخاب میان یک رییس جمهور با تجربه سیاسی و یک تکنوکرات اقتصادی شویم رأی من به کسی تعلق خواهد گرفت که قاطعیت و توانایی سیاسی او برای برون رفت از این وضع و حرکت به سوی اقتصادی قوی لازم است.  

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: