به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

کارشناسان تاجران «بسط گفتمان اقتصادی» از حدود پنج سال پیش هدف تلاش های خود قرار دادند و در این مسیر همواره مشوق و قدرشناس تلاش های سایر همکاران و فعالان اقتصادی در مراکز پژوهشی و رسانه ها. اما توجه فعالان اقتصادی و حرکتشان در این مسیر پیش از آن آغاز شده بود. در خرداد ماه 1392 نتیجه تلاش های چندین ساله بخش خصوصی به تعبیر بسیاری از صاحب نظران، از جمله آقای هادی حدادی،  پیروزی در تغییر گفتمان اقتصادی کشور بود.  

آقای حدادی در مقاله آن روز خود نوشت: بخش خصوصی توانسته است گفتمان مورد نظر خود را بر محیط سیاسی مسلط کند که دستاوردی بی‌نظیر در تاریخ حرکت صاحبان کسب‌و‌کار است. این گفتمان با طرح توسط کاندیداها در رسانه‌های عمومی خود‌به‌خود راه خود را به افکارعمومی و گروه‌های اجتماعی دیگر نیز باز می کند و می تواند در ارتقای جایگاه بخش خصوصی، کارفرمایان و کارآفرینان در نگاه مردم نقش بارزی ایفا کند. نکته ای که هرگز نباید فراموش شود استمرار، گسترش و تعمیق این حرکت اجتماعی است.

اینکه سیاست محوری را در عرصه سیاسی جایگزین سیاست بازی کنیم (تغییر سیاست‌ها به جای تغییر سیاستمداران) یعنی تلاش کنیم سیاست‌های مورد نظر و اصولی خود را عمومی‌سازی کنیم، مورد تایید قرار داده و به تصویب برسانیم. این مهم در بخش خصوصی آغاز شده و نوید روزهای امیدبخشی می دهد. بخش خصوصی باید انسجام و پیوند بیشتری در خود ایجاد کند، سیاست‌های مورد نظر خود را با مبانی تئوریک مناسب و با پشتوانه قدرت سازماندهی و با گستردگی رسانه‌ای بیشتری با افکار عمومی و اصحاب سیاست مطرح كند.

برون رفت از بحران اقتصادی که به واسطه تحریم ها و سوء مدیریت روزانه تشدید می شد نیازمند تدبیر و اقدامی ضروری بود.  اصلاح سیاست ها به ویژه در خصوص رویکرد و راهبرد سیاست خارجی منجر به توافق تاریخی برجام شد. برجام نقطه عطفی برای آغاز گذار به دوران پساتحریم بود. این اصلاح در رویکرد بدون مشارکت فعالان دلسوز اقتصادی و بسط گفتمان اقتصادی میسر نمی شد.  چیزی که از آن به عنوان انسجام و وحدت نظر مردم، دولت و رهبری از آن نام می بریم بدون گفتمان اقتصادی قابل دسترسی نمی بود.

در ماه های پیش از برجام و پس از امضای برجام برنامه ریزی برای دوران پساتحریم ضرورت داشت.  تشکیل کمیته پساتحریم در اتاق بازرگانی و برنامه مکتوب و مدون دولت برای پساتحریم در چارچوب برنامه ششم توسعه از اقدامات مثبت عملی بود که در کنار آنها هم باید به همایش ها و نشست های تخصصی بسیار در وزارتخانه ها و مجامع علمی نیز اشاره کرد.

کارشناسان تاجران بارها در خصوص بسته پساتحریم بخش خصوصی مطلب نوشته اند ولی هنوز یک بسته جامع نه توسط دولت و نه توسط بخش خصوصی در این مورد ارائه شده است. البته بسیاری از سیاست ها و راهکارهایی که در مسیر اصلاحات ساختاری ارائه شده است هماهنگ با شرایط پسابرجام، متناسب با دوران پساتحریم و سیاست های اقتصاد مقاومتی است. 

حدود دو سال پیش، مسعود نیلی، از ضرورت شکل گیری گفتمان ملی پساتحریم سخن گفت و هشدار داد: در صورتیکه نظام تصمیم­گیری کشور موفق نشود که گفتمان ملّی واقع گرایانه و مسالمت­ آمیز پساتحریم را از هم اکنون جایگزین چالش مخرّب ذکر شده کند، اقتصاد پساتحریم می­ تواند در وضعیتی حتّی به مراتب بدتر از دوره تحریم ظاهر شود.

یکی از چالش های مخربی که نیلی نیز معرفی کرده است عدم همگرایی متخصصین، کارآفرینان، اصحاب رسانه و دیگر صاحبان فکر و اندیشه در عرصه عمومی است. البته باید به این مجموعه که توسط نیلی معرفی شده اند، سیاستگذاران و مسئولین دولت و حاکمیت را نیز افزود. پیشتر کارشناسان تاجران نیز همزبان با بسیار دیگر از فعالان اقتصادی تأکید کردند که بالفعل کردن اصلاحات ساختاری نیازمند اجماع و نگاهی واحد است. بسیاری از مسولان نیز معتقدند سال جاری یک بزنگاه است که به خرد جمعی، اجماع در تصمیم گیری و بالفعل کردن اصلاحات ساختاری نیاز دارد. برای اولویت بندی اقتصادی ایران و آغاز اصلاحات اقتصادی، قبل از هر گونه تدبیر نیازمند اجماع سیاسی هستیم و این رویکرد با همگرایی جناح های سیاسی صورت خواهد گرفت.

اگر به شعارهای چند سال گذشته که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده اند بنگریم تأکید ایشان به موضوع اقتصاد را به خوبی می بینیم. از تولید ملی و حماسه اقتصادی گرفته تا تجلی عملی همه آنها در سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی.  چند وقتی است که در رسانه ها و به واسطه تأکید ایشان سخن از گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی می شود و کمیته ای هم در دولت به این مهم می پردازد. اجازه بدهید پیش از آن به تیتر این مقاله اشاره بکنم که به اعتقاد نگارنده یکی از ابهاماتی که باید رفع شود ذهنیت نادرست تضاد اقتصاد مقاومتی با اقتصاد دوران پساتحریم است. برخی به واسطه گرایش های سیاسی و مخالفت ذاتی خود با برجام بین اقتصاد مقاومتی و اقتصاد پساتحریم جدایی انداخته اند و گویی این دو، مقوله هایی مجزا هستند.  بهترین توضیح در این خصوص را مسعود نیلی ارائه کرد وقتی که گفت، اقتصاد مقاومتی چارچوب وفاق در دوران پساتحریم است. وی همچنین گفت: شرایط آینده کشور نیازمند انسجام و هماهنگی هرچه بیشتر نه تنها میان قوای سه گانه بلکه همه نیروهای موثر کشور است. سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی می‌تواند این نقش راهبری هماهنگ کنننده را به خوبی ایفا کند.

اسحاق جهانگیری در جلسه اخیر کارگروه ملی گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی تأکید کرد دولت برای اجرای برنامه های مهم نظیر اقتصاد مقاومتی نیازمند مشارکت جدی مردم است. وی افزود: اقتصاد مقاومتی باید به عنوان یک گفتمان عمومی در جامعه حاکم شود تا شاهد همراهی و مشارکت مردم در اجرای این برنامه مهم و تاثیرگذار باشیم.

سید رضا صالحی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی، در این خصوص تذکر داد: گفتمان باید اجماع ملی را به همراه داشته باشد. یعنی همگان باید به آن باور قلبی داشته باشند و نه صوری و شعاری. نباید این گفتمان، سیاسی و ابزار فشار عده‌ای به دیگران یا ابزار کسب قدرت برای عده‌ای شود. گفتمان باید عامل انسجام بخشی و هم افزایی یک جامعه شود.

آنچه مهم است مشارکت مردم به خصوص نمایندگان بخش خصوصی در این همفکری و هم افزایی است تا با بسط گفتمان اقتصادی بتوانیم راه را برای استفاده بهینه از فرصت برجام هموار کنیم و با خرد، فراست و درایت جمعی در مسیر بازسازی اقتصادی در دوران پساتحریم گام برداریم.  اتاق های بازرگانی می توانند و باید در بسط این گفتمان بیش از پیش مشارکتی فعالانه و مؤثر داشته باشند. 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: