به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

انقلاب فناوری، سرعت تحولات جهان را به شدت بالا برده است و این تغییرات در زندگی روزمره ما ملموس و محسوس است. تار و پود جهان چنان به هم وابسته و پیوسته شده است که در هر آن تغییرات فناوری، سیاسی، اجتماعی و یا اقتصادی می تواند منجر به یک تکانه در سطح جهانی شود. یکی از محورهای اصلی مباحث داووس، مجمع جهانی اقتصاد امسال نیز به Industry 4.0 یا همان انقلاب صنعتی چهارم اختصاص داشت. بنیان گذار و مدیر اجرایی این مجمع کلاس شاب Klaus Schwab مقاله ای در این زمینه نوشته که ترجمه ای از آن توسط آقای ارشادی فر به شما ارائه می شود.  متن زیر، بخش دوم این مقاله است. برای مطالعه بخش نخست اینجا کلیک کنید.

تاثیر بر دولت

همانگونه که جهان فیزیکی، دیجیتالی و بیولوژیکی به سوی همگرایی پیش می رود، فن آوری ها و زیرساخت های نوین، به شهروندان توانایی فزاینده ای برای نزدیک شدن به دولت می دهد، تا دیدگاه های خود را آشکار کنند، تلاش های خود را هماهنگ کنند و حتی کارایی دولتمردان را به چالش بکشند.

همانگونه دولتها هم به کمک سامانه های پایش فراگیر و توان بازرسی زیرساخت های دیجیتالی، توانایی های نوین فن آوری را به کار می گیرند تا فرمانروایی خود بر مردم را افزایش دهند، ولی روی هم رفته دولت ها با فشار فزاینده ای روبرو هستند تا رویکرد دیگری در همکاری با مردم و سیاست گذاری برگزینند زیرا فناوری نوین  می تواند زمینه های تازه ای از رقابت ، توزیع و تمرکز زدایی  قدرت را دست یافتنی کند و جایگاه فرمانروایی آنان سست می شود.

بنابراین ماندگاری دولت ها بر پایه توانایی ساختار دولتی و دولت مردان برای هماهنگ شدن با این دگرگونی ها، ارزیابی می شود. اگر آنها ثابت کنند که می توانند جهانی از دگرگونی های ساختار شکنانه را بپذیرند و سازمان های خود را در سطحی از روشنی و کارایی بیاورند که بتوانند در میدان رقابتی خود بمانند،  تاب خواهند آورد واگر نتوانند پیشرفت کنند، با سختی روزافزون روبرو خواهند شد.

این نکته به ویژه در حوزه قانون ها هم درست است. ساختارهای کنونی سیاست عمومی و تصمیم سازی در کنار انقلاب دوم صنعتی پیشرفت کرده است، در آن هنگام تصمیم سازان زمان داشتند که هر موضوع تازه ای  را بررسی کنند و پاسخ بایسته  یا چارچوب قانونی درخور برای آن بپرورانند و همه فرایندها خطی و مکانیکی و بر پایه ساختار اداری از بالا به پایین، طراحی می شدند. ولی این رویکرد دیگر شدنی نیست. با روند پر شتاب دگرگونی ها و گستردگی اثر انها در انقلاب چهارم صنعتی، قانون گذاران و سازمان دهندگان با چالشی بی مانند روبرو خواهند شد و بیشتر آن ها نشان می دهند که  یارای پاسخگویی به آن را ندارند.

پس، چگونه می توانند هم زمان از نو شدن و گسترس فناوری پشتیبانی کنند و هم  پشتیبان سود بیشتر مصرف کنندگان و مردم باشند؟ همانگونه که بخش خصوصی با شتاب، خود را برای واکنش های آنی به گسترش نرم افزاری و پیشرفت های کاری آماده کرده است، دولت نیز باید فرمانروایی چالاک را در دستور کار خود بگذارد. با این نگرش که سازمان دهندگان باید با فضای دگرگونی پی در پی هماهنگ شوند و خود را بازسازی کنند تا به درستی دریابند که چه چیز را باید سازماندهی کنند. دولت و نهادهای سازماندهی، برای این کار، نیازمند همکاری نزدیک با پیشه وران و نهادهای مردمی هستند.

انقلاب چهارم صنعتی با تأثیر بر احتمال و نوع جنگ ها، بر امنیت ملی و میان کشوری، نیز اثر ژرفی خواهد داشت. تاریخ جنگ و امنیت جهانی همان تاریخ نوآوری فناوری است و امروز جدای از آن نیست. جنگ های نوین میان کشورها، همان فناوری های جنگی سنتی به همراهی گروه هایی از بازیگران بی کشور است که به تازگی پدیدار شده اند. مرزمیان جنگ و صلح، مبارز و نامبارز و خشونت و بی خشونت (مانند جنگ سایبری)، به گونه آزار دهنده ای ناپیدا شده است.

هنگامی که این فرایند انجام می شود وکاربرد فناوری های نوین مانند جنگ افزارهای خودکار و بیولوژیکی ساده تر می شود، مردم و گروههای کوچک با شتاب بیشتری در توان آسیب رسانی گسترده،   به مانند کشورها خواهند شد. این آسیب پذیری، ترس تازه ای را پدید می آورد، ولی همزمان، پیشرفت در فناوری، با گسترش روش های نوین برای پاسداری، مانند دقت بیشتر در هدف گیری، توانایی کاهش میزان و گستردگی آسیب ها  را  نیز افزایش خواهد داد.

تأثیر بر مردم

انقلاب چهارم صنعتی، سرانجام، نه تنها کارهای ما بلکه آنچه ما هستیم را نیز دگرگون می کند و همچنین بر منش ما و هر چیزی که وابسته به آن است مانند برداشت ما از حریم خصوصی، دارایی، الگوی مصرف، زمانی که برای کار و آسودگی می گذاریم و چگونه پیشه خود را گسترش می دهیم، دانش کاری خود را افزایش می دهیم، با مردم دیدار می کنیم و پیوند با دیگران را پیش می بریم اثر می گذارد. فناوری هم اکنون دارد تندرستی ما را بهبود می بخشد و ما را به سوی خود ارزیابی  "quantified self" پیش می برد و شاید بسیار زودتر از آنچه گمان می کنیم به انسان نیرومند خواهد رسید. این فهرست پایان ناپذیر است زیرا تا مرز پندارهای ما پیش خواهد رفت.

من از هواداران سرسخت و نخستین کاربران فناوری هستم، ولی گاهی با خود می اندیشم که شاید این درهم آمیختگی افسارگسیخته فناوری با زندگی ما، بتواند برخی ویژگی های ناب انسانی ما را، مانند مهربانی و همکاری کاهش دهد. وابستگی ما به تلفن هوشمند یکی از همین نکته هاست. این پیوند همیشگی ما را از بزرگترین سرمایه های زندگی دور می کند و پاداش کنار گذاردن آن  یک گفتگوی دلپذیر خواهد بود. 

یکی از بزرگترین چالشهایی که هرکس درپیوستن به فناوری های نوین اطلاعات با آن روبروست، پاسداری از حریم خصوصی است. ما به چنین نیازی باور درونی داریم ولی جستجو و هم رسانی  داده هایی در باره ما، بخش جدایی ناپذیر این پیوند تازه است. گفتگوها درباره پرسمان های بنیادین مانند اسیب ها بر زندگی درونی، با از دست رفتن مهار داده های شخصی، در سالهای آینده سخت تر پی گرفته خواهد شد؛ همانگونه که با انقلابی که در بیوتکنولوژی و هوش مصنوعی رخ می دهد، مرزهای درازی عمر، تندرستی، آگاهی و توانایی گسترده تر می شود و تعریف دوباره ای از انسان را به دست می دهد؛ در نهایت ما ناچار خواهیم شد تا مرزهای اخلاق و معنویت را نیز دوباره تعریف کنیم.

ساختن آینده

نه فن آوری و نه گسلی که به همراه آن پدید می آید،  نیروهای برونزایی نیستند که مردم مهاری بر آن نداشته باشند. همه ما برای راهبرد درست این فرگشت، در تصمیم هایی که روزانه، در جایگاه شهروند، مصرف کننده و سرمایه گذار می گیریم مسوولیت داریم. پس ما باید از این فرصت و توان بهره بجوییم و انقلاب چهارم صنعتی را به سوی آینده ای پیش ببریم که بازتاب هدف و ارزش های مشترک ما باشد.

ولی برای انجام این کار، باید  به یک دیدگاه  فراگیر و جهانی دست یابیم که چگونه فن آوری دارد بر زندگی ما اثر می گذارد و محیط های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و انسانی ما را دگرگون می کند. هیچ زمانی، امید و یا بیم بیشتر از اکنون نبوده است. با این همه، بیشترتصمیم گیران امروز یا در تفکر خطی سنتی گیر افتاده اند و یا چنان سرگرم رسیدگی به آشفتگی های گوناگون هستند ، که از اندیشه راهبردی درباره نیروی گسل ها و نوآوری هایی که آینده ما را پی می ریزند، باز مانده اند.

سرانجام، همه این دگرگونی ها به مردم و ارزش ها می رسد. ما نیاز داریم با اولویت بخشیدن به مردم و توانمند ساختن آن ها، آینده ای را پی بریزیم که برای همه ما سودمند باشد. انقلاب چهارم صنعتی شاید در بدبینانه ترین و نامردمی ترین شکل خود، براستی بتواند مردم را به شکل ربات درآورد و از قلب و روح  بی بهره سازد، ولی خلاقیت، همدلی و مسئولیت پذیری، به عنوان بهترین بخش انسانی، همچنان می تواند بشریت را به یک آگاهی جمعی و اخلاقی جدید، بر بنیان حس سرنوشت مشترک برساند، آنگاه بر همه ماست که باور کنیم دومی پیروز می شود.

انقلاب صنعتی چهارم چیست و چه واکنشی باید به آن داشت؟ - بخش نخست

 

 

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: