به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

فاصله بین نرخ ارز آزاد و ارز دولتی کماکان در حال افزایش است ولی دولت همچنان از تغییر نرخ ارز دولتی از مبلغ 1226 تومان برای هر دلار آمریکا برای کاهش تفاوت نرخ ارز دولتی و آزاد ( 2000 تا 2600 تومانی در هفته گذشته) خودداری می کند.  چرا؟  پیامدها و اثرات کاهش ارزش پول کشورمان چیست؟


اعتراف به ضعیف بودن پول ملی: تنظیم نرخ ارز مستلزم اعتراف و قبول دولت مبنی بر ضعیف بودن ارزش پول کشور، و اینکه نرخ بالای ارز در بازار یک پدیده زود گذر نمی باشد است. نزدیکتر کردن نرخ ارز دولتی به نرخ بازار آزاد مهر تاییدی بر این مسئله خواهد بود که این نرخ تنها حاصل سوءتفاهمات فکری، سود جویی دلالان ارز و یا واکنشی موقتی به مسائل جهانی نیست. چنین حرکتی جایگاه دولت را مبنی بر اینکه تحریم های اقتصادی کشورمان را تحت فشار قرار نداده اند و مشکلات اقتصادی تنها بازتابی از مشکلاتی جزئی می باشند که با  کار وسخت کوشی قابل حل خواهند بود را زیر سئوال خواهد برد. بی ارزش شدن پولمان می تواند سرمایه گذاران خارجی را مایوس و بی انگیزه کند، چرا که بی ارزش شدن پول نشانه ای از یک اقتصاد ضعیف است.

بها دادن به تولیدات داخلی: بی ارزش شدن ریال باعث گرانتر شدن اجناس خارجی و روی آوردن مصرف کنندگان به اجناس داخلی می گردد. در این صورت، هزینه واردات بالاتر می رود ولی صادرات ما قابلیت رقابت پذیری بالاتری را در صحنه بین المللی پیدا می کند. تاثیر بلند مدت این مسئله تغییر تراز تجاری با پایین آمدن مقدار واردات و بالا رفتن مقدار صادرات ما خواهد بود. در حالیکه این مسئله تاثیر و اثری آنی ندارد، تغییری در راستای سیاست های اقتصادی اعلام شده بوده و یک مسیر احتمالی برای بوجود آوردن کار و پایین آوردن سطح بیکاری است ولی در همین حال قابلیت ما برای فروختن کالاهای ایرانی به خاطر وجود تحریم هایی که امکان استفاده ما از سیستم بانکی جهانی را محدود کرده است، کاهش چشمگیری خواهد داشت.

افزایش تورم: در حالیکه بی ارزش شدن پول ملی می تواند باعث بالا رفتن سطح تولیدات داخلی گردد، در عین حال می تواند باعث بالا رفتن تورم نیز بشود. اگر تولید کنندگان داخلی نتوانند پا به پای سطح تقاضا برای تولیداتشان پیش بروند و یا اینکه جایگزینی داخلی برای مواد اولیه وارداتی پیدا نشود، امکان سر به فلک زدن قیمت ها و بالاتر رفتن تورم بسیار است.  حتی اگر جایگزین های داخلی در دسترس باشند، این تغییرات آنی نخواهند بود. در همین حال تولید کنندگان با هزینه تولید بالاتری روبرو می شوند، هزینه ای که باید به مصرف کنندگان منتقل شود. دادن تغییرات اساسی در نرخ ارز می تواند تورم را که در سطح سرسام آوری در اقتصاد شکننده کشور قرار گرفته است، به مرز ابرتورم نزدیک کند. 

کم کردن امتیازهای شرکت های دولتی: کم کردن تفاوت نرخ ارز دولتی و آزاد باعث پایین آوردن سطح امتیازات شرکتهای دولتی که دسترسی به ارزهای خارجی با نرخ دولتی دارند می شود. برای گرفتن ارز به نرخ دولتی، شرکتهای بخش خصوصی مستلزم واجد شرایط بودن بر اساس یک سری از قوانین و بوروکراسی اداری می باشند. در اکثر موارد این شرکت ها باید منتظر فراهم شدن ارزدولتی بوده و یا نسبت به تهیه ارز مورد نیازشان از طریق بازار آزاد اقدام نمایند. شرکتهای دولتی این هزینه ها را نداشته و همین مسئله برایشان امتیازی در مقابل رقبای بخش خصوصی است. اگر نرخ ارز دولتی و آزاد یکی باشد، این امتیازات هم از بین می روند.

تبعات بی ارزش شدن پول جدی است، علی الخصوص که تنظیم نرخ ارز می تواند اقتصاد را به سمت ابرتورم سوق بدهد. سوء مدیریت شدید نرخ ارز باعث به وجود آمدن بحران جاری شده است تا جاییکه نرخ ارز آزاد بیشتر از دو برابر نرخ ارز دولتی شده است. هرساله ارزش پول باید تا رقمی نزدیک به نرخ تورم یعنی 20 درصد کاهش پیدا کند، در صورتیکه فقط تغییرات کوچکی داده شده است.  راه آسانی برای اصلاح مشکلات ایجاد شده به خاطر این سوءمدیریت وجود ندارد و تثبیت نرخ ارز همیشه شوک اقتصادی به وجود خواهد آورد.

در همین حال کاری نکردن و دست روی دست گذاشتن هم هزینه خودش را دارد از جمله ادامه سردرگمی در سیستم بانکی، ناپدید شدن ذخیره ارزی با بالا رفتن تقاضا برای ارز دولتی، نابودی بخش خصوصی به علت نداشتن قدرت خرید ارز از بازار آزاد و نتیجتا عدم امکان رقابت، پایین رفتن سطح سرمایه گذاری به علت ادامه نگهداری دلار توسط مردم برای مصون ماندن از بی ارزش شدن پول و بالا رفتن تورم، بالا رفتن سطح دخالت دولت در امور اقتصادی و تصمیم گیری برای ارائه ارز و اولویت دادن به بعضی از تولیدکنندگان در مقابل دیگران به خاطر سهمیه بندی ارز.

در نهایت، تنها شناور کردن نرخ ارز می تواند از بروز چنین مسئله ای جلوگیری کند ولی شناور کردن نرخ ارز به تنهایی کافی نیست. برای داشتن چنین سیستم تبادل نرخ ارزی، بانک مرکزی باید بصورت فعالانه، مستقل، و حرفه ای مدیریت عرضه پول، نرخ های بهره و تورم را به دست بگیرد. کاری که به نظر میرسد از عهده بانک مرکزی ما که تحت کنترل و نفوذ دولت است بر نمی آید.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: