به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

پیشتر در رابطه با تاثیرات مخرب بیکاری بر زندگی جوانان و اقتصاد بصورت کلی مطالبی به عرض رسانده ام اما این موضوع مستلزم تامل بیشتر به خصوص با توجه به بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با افزایش نرخ زاد و ولد در کشور و برنامه های دولت برای از بین بردن برنامه های کنترل جمعیت در راستای افزایش جمعیت کشور است. در عین حالیکه ماهم شریک نگرانیهای دولت مبنی بر آینده ای با جمعیت رو به کهنسالی و کمبود نیروی کار لازم برای حمایت از سیستم بازنشستگی هستیم، معتقدیم که این برنامه مشکل اصلی در کاهش میزان رشد جمعیت در کشور که همان بیکاری فراگیر و ناامیدی از آینده اقتصادی است را  نادیده گرفته است.

جوانانی که شغل با ثبات ندارند، ازدواج نمی کنند. در سال 1385 میانگین سن ازدواج برای ازدواج اول در بین مردان 26.2 سال و برای زنان 23.2 سال بوده است که این ارقام در مقایسه با 20 سال پیش، از 23.6 سال برای مردان و 19.8 سال برای زنان به ارقام فوق رسیده است. جوانان یا زمان ازدواج را به عقب می اندازند و یا کلا از آن صرف نظر می کنند و یا صاحب فرزندان کمتری می شوند.

ریشه مشکلات در برنامه های دولتی تنظیم خانواده نیست بلکه سرمنشائی اقتصادی دارد.  وقتی مردم قدرت خرید مرغ را ندارند، امیدی به اینکه از لحاظ اقتصادی قابلیت داشتن فرزندان را داشته باشند نخواهند داشت. جوانان بدون داشتن کار و شغل نمی توانند به تشکیل خانواده فکر کنند و آنهایی هم که شغلی دارند،  آیندهای مبهم را در پیش رو می بینند.  حتی اگر در شغلشان باقی بمانند، سیر صعودی تورم باعث می شود تا حقوقشان برای حمایت از تعداد نفراتی که تاکنون به عنوان خانواده به آن عادت کرده اند کافی نباشد. آیا این مسئله که اندازه و بزرگی خانوارها در کنار ارزش ریال رو به کوچک شدن است مایه تعجب است؟  از بین بردن برنامه های تنظیم خانواده کارساز نبوده و کمکی نمی نماید ولی پرداختن به مشکلات و نابسامانی های اقتصادی می تواند در این مسیر کارساز باشد.

پایین آمدن نرخ زادو ولد، تنها نشانه اقتصاد بیمار ما که عواقب و عوارض طولانی مدت نیز خواهد داشت نیست.  بیکاری جوانان بمراتب اثرات مخرب تری دارد.  هم محافل دانشگاهی و هم رسانه های گروهی در سایه بحران های اقتصادی جهانی توجه بسیار زیادی را به این مسئله داشته اند و همین یافته ها پرداختن به وضعیت اقتصادی و توجه به بهبود آن را را بار دیگر به ما یادآور می شود.
 
یکی از یافته ها این است که بیکاری باعث بیکاری بیشتر شده است و هرچه مدت زمان بیکاری شخصی طولانی تر باشد، به احتمال بسیار زیادی آن شخص مجددا کار بعدی خود را نیز از دست خواهد داد.  یکی دیگر از یافته ها این است که در آمد جوانان کمتر از دیگران است وهمین مسئله می تواند تا سن میانسالی آنها را دنبال کند. به عبارتی دیگر، حتی اگر ما همین فردا به وضعیتی برسانیم که همه شاغل بوده و بیکاری وجود نداشته باشد، اثرات بحران بیکاری کنونی از جمله، ازدواج های دیر هنگام و خانواده های کوچکتر تا چند دهه وجود خواهند داشت. موفقیت های شغلی کمتر به معنای فرزندان کمتر خواهد بود، در عین حال بزرگترین طیف سنی جامعه که در حال حاضر 20 تا30 ساله ها هستند که به سوی بازنشستگی بدون وجود نیروی کار لازم برای حمایت از دوران بازنشستگیشان پیش می روند.
 
واکنش جوانان نسبت به بیکاری ممکن است به شکلی باشد که هزینه بسیار بالایی را برای  کشورمان داشته باشد و این واکنش چیزی جز مهاجرت نیست. رهبر انقلاب نیز اخیرا نگرانی خودشان را در مورد فرار مغزها ابراز داشتند ولی در عین حال صحبتی از اینکه بیکاری یکی از دلایل اصلی این معضل است به میان نیاوردند. از آنجاییکه جوانان در مقایسه با نیروی کاری مسن تر  احتمال مزدوج بودنشان کمتر است راحت تر می توانند به کشوری دیگر که بنظرشان امکانات و موقعیتهای  بیشتر و بهتری در اختیارشان می گذارد مهاجرت کنند.

قطع کردن برنامه های تنظیم خانواده می تواند بیشترین تاثیر را بر روی کسانی که استطاعت مالی برای استفاده از این خدمات را ندارند بگذارد.  ما نمیخواهیم که جمعیت کشورمان را با بارداری های ناخواسته و تصادفی بالا ببریم و هزینه های بیشتری را به خانواده هایی که هم اکنون با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کنند تحمیل کنیم. داشتن فرزند، گزینه وانتخاب بسیار مهم و پر مسئولیتی است. خوب است که مردم را تشویق به داشتن فرزند بنماییم، ولی باید مراقب بود که این امر حاصل و پی آمد اطلاعات غلط و یا برنامه ریزی اشتباه نباشد. 

ما از بررسی اثرات درازمدت بحران اقتصادی کاملا استقبال می کنیم.  باید در افقی گسترده تر به این مسئله بیاندیشیم که سیاست های اقتصادی امروز چه تاثیری بر ایران فردا دارند. قطع بودجه برنامه تنظیم خانواده فقط صورت مسئله را پاک می کند بدون اینکه کمکی در حل مسئله کرده باشد. استفاده از راه میان بر برای رسیدن به یک نتیجه سریع بسیار وسوسه انگیز است ولی نباید فراموش کرد که هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت. صلابت و شکوفایی ایران امروز و فردا مستلزم بازسازی آهسته و سختکوشانه اقتصادی است.   

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

کدامیک از موارد زیر باید در محوریت فعالیتهای اتاق نهم باشد؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: