به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

صرف نظر از دیدگاهی که یکایکمان درخصوص حمایت کشورمان از سوریه داریم، درگیری های کنونی در سوریه یک فاجعه است که می تواند درعین حال آموزنده نیز باشد. در صورتی که فراتر از نوشتار این قضیه را مورد نگرش قرار دهید،  تحولات جالبی رو به شکل گیری است که مستحق تأمل بیشتری می باشد.  

1.  در منطقه به ما ایرانیان به چشم مظنون نگاه شده و همواره فرض بر این است که ما یا سپاهی هستیم و یا مأمور دولت.


 به دفعات ایرانی هایی در سوریه به عنوان مأمور سپاه توسط گروه های شورشی دستگیر شده اند.  اظهارات مسئولین خودمان هم دست کمی از گزارشهای دروغ دشمنان نداشته و به ذهنیت مردم سوریه در مورد اینکه هر ایرانی که در سوریه است مأمور دولت ما است دامن می زند.  اگرچه احتمال سفر تجاری در این برهه از زمان به سوریه غیر محتمل می باشد اما باید یادآور شد که این دیدگاه محدود به سوریه نیست.  متأسفانه شهروندان ما در عربستان سعودی، بحرین، آذربایجان و حتی کنیا به همین دلایل بازداشت شده اند.  واقعیت داشتن این اتهامات ممکن است مشکوک باشد، اما در اثری که برجای می گذارند شکی نیست.  آبرو و حیثیت ما در منطقه در پایین ترین سطحی است که به یاد دارم. همه به ما به چشم مأموران دولت نگاه کرده و چوب کارهای دولتمان را می خوریم.


2.  درگیری قابل مهار نیست.


جنگهای داخلی برای بازار و کسب و کار خوب نیستند.  چطور می شود که رفتن به یک خرید کوچک ممکن است به بهای جانمان تمام شود؟  بهمین دلیل مردم معمولاً احتمال گسترش خشونت را نادیده گرفته و خشونت هایی که دیگراندر گیرش هستند را مشکل آنها می پندارند.


ماهها بود که حلب از درگیری هایی که در اقصی نقاط سوریه صورت می گرفت بدور بود و کسب و کار روند معمولیش را طی می کرد و بعضی کسبه از درگیری های نقاط دیگر در سوریه حتی سودی هم به جیب میزدند.  اما حالا حلب همچون بقیه سوریه غرق در جنگ می باشد.  بسیاری از بازاریان به امید اینکه اگر خشونت ها فراگیر شوند دولت به کمک آنها خواهد آمد به حمایتشان از دولت اسد ادامه دادند و یا کاملاً بی طرف مانده اند اما امروزه دریافته اند که راهکارشان پر از نقصان بود.  گذر از مرز ناممکن است و آنان که توانایی ترک کشور را داشته  قبلاً کشور را ترک نموده اند.  شهروندان و خدمات شهری به حال خود رها شده و اقتصاد کشور درحال فروپاشی است.


هرچه درگیریها در سوریه بیشتر ادامه یابد احتمال کشیده شدن آنها به خارج از مرزهای سوریه نیز بیشتر است.

 
3.  بازسازی ها به سختی قابل کنترل بوده و به ندرت به نتیجه دلخواه می رسند.


آمریکایی ها بعد از جنگ عراق فهمیدند که هر نقشه ای که برای سود رسانی به شرکتهای آمریکایی در بازسازی عراق داشته اند نقش برآب شده است.  فرانسه که مخالف جنگ آمریکا با عراق بود امروزه دو برابر آمریکا در عراق سرمایه گذاری کرده است. شایان ذکر است که هم اکنون بیشترین سرمایه گذاری خارجی در عراق متعلق به کره جنوبی است. چین نیز که در صحنه بین المللی رقیب اصلی آمریکا به حساب میاید، در حال حاضر صاحب سه قرارداد میلیارد دلاری بوده و به بازار رو به گسترش نفت عراق دسترسی دارد.  این سرمایه گذاری ها موجب نفوذ سیاسی چین در عراق گشته و بانی تأثیر گذاری چین در توسعه منطقه برای چند دهه آتی خواهد بود.


مقامات ترکیه جهت گسترش حضورشان در سوریه، از هم اکنون چشم به بازسازی این کشور دوخته اند.  ای کاش مقامات کشورمان نیز طرحی مشابه میداشتند اما متأسفانه هیچ امیدی ندارم.  بهرحال، حتی در زمانی که بازسازی ها به مرحله اجرا برسند، اوضاع قابل پیشبینی نیست.

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: