به اشتراک بگذارید
اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

پیشتر در مورد تشابهات موقعیت کنونی کشورمان و فروپاشی اقتصادی آرژانتین سخن گفتیم. (دلاری شدن، نشان دیگری از فروپاشی اقتصادی آرژانتینی؟ و کساد یا رکود؟ آیا ایران آرژانتین دوم خواهد شد؟)  متاسفانه این تشابه هر روز بیشتر می شود.  افزایش قیمت ها و گرانی های اخیر که هر هفته قیمت یک چیز سر به فلک میزند، نگرانی های و ترس ناشی از نایابی، استفاده از طلا و ارز برای به جای پول ملی برای مخارج معمولی، پیش پرداخت های یکجا و سنگین برای اجاره خانه یا دیگر قراردادهای مدت دار، همه و همه تجاربی هستند که آنهایی که فروپاشی اقتصادی آرژانتین و یا ابرتورم را تجربه کرده اند به خوبی با آن آشنا هستند.  جرالد سوانسون در "ابرتورم: درس هایی از آمریکای جنوبی" این تعریف را ارائه کرده است:

با بروز ابرتورم، قیمت ها نمی توانند معیار تصمیمگیری ها باشند چون قیمت های دیروز هیچ ربطی به امروز ندارند.  در واقع وضعیت به شکلی است که خریداران آمریکای لاتین خیلی تعجب نخواهند کرد اگر بین وقتی که وارد نانوایی می شوند تا از آنجا خارج شوند قیمت نان تغییر کند.  پس انداز بی معنی شده و تنها انگیزه باقی مانده خرج کردن پول است.  چک های حقوق و دستمزدها بلافاصله نقد می شوند و به کالاهایی چون ماشین لباسشویی، یخچال و رادیو تبدیل می شوند البته اگر موجود باشند.  مصرف کنندگان مجبور به پرداخت وجه نقد برای همه چیز هستند حتی خانه.  علاوه بر اینها، اطمینان سیاسی و اجتماعی از بین رفته... ابرتورم افسارگسیخته، وضعیت معیشت در سراسر کشور را به هرج و مرج رسانده و برای هیچ کاری نمی شود برنامه ای درازمدت داشت.  در زمان ابرتورم، کوتاه مدت یعنی سه روز و درازمدت یعنی دوهفته. 

آنهایی که دوران کودکی خود را در ابرتورم آرژانتین گذرانده اند داستان هایی تعریف می کنند

که روزهای دریافت حقوق آنها را از مدرسه بیرون می آوردند تا بتوانند به خانواده برای خرج بلافاصله حقوق دریافتی کمک کنند.  بلندگوهای فروشگاه ها از پخش موسیقی باز ایستادند و جای خود را به اعلام نرخ متغیر تبدیل ارز دادند.  برخی فروشگاه ها بکلی از فروش صرف نظر کردند چون نمی دانستند برای تهیه موجودی فروشگاه، هزینه خرید مجدد کالاهای فروخته شده چقدر خواهد بود. دولت سیاست کنترل قیمت ها را اعمال کرد تا بتواند برخی از کالاهای اساسی را در دسترس مردم نگه دارد ولی وقتی دولت نرخ فروش را اعلام کرد، آن قیمت دیگر هزینه های تولید را هم پوشش نمی داد و تولیدکنندگان از عرضه کالا بازایستادند.  قیمت ها چنان در نوسان و تغییر مستمر بود که بعضی از مغازه ها از نوشتن قیمت روی برچسب قیمت ها صرف نظر کرده و فقط برچسب های رنگی روی کالاها گذاشتند و بر حسب رنگ، قیمت را روی یک تخته سیاه اعلام  می کردند.  بین قهوه خانه ها طنزی معمول بود که اگر دو استکان قهوه می خواهی بهتر است یکجا سفارش بدهی چون تا در فاصله بین فنجان اول تا دوم ممکن است قیمت بالا برود.

آرژانتین پس از تحولات سیاسی و اصلاحات اقتصادی توانست خود را از این بحران بیرون بکشد و وارد دهه رشد شود ولی سایه ابرتورم همچنان بر آن سنگینی می کند.  تورم مزمن و بالا، آمارهای از هم گسیخته و بهم ریخته و ممنوعیت ارز خارجی همچنان میراث آن دوران است.  این ماه پنجمین ماه پیاپی است که آرژانتین نرخ تورم بالای 30 درصد را شاهد است.  پیش بینی تورم 30 درصدی در نقطه مقابل نرخ تورم رسمی اعلام شده از طرف دولت است که تنها 9,9 درصد برای ماه ژوئن اعلام شده است ولی مردم دیگر اعتمادشان را به آمارهای رسمی از دست داده اند.  بخش خصوصی نرخ تورم را حدود 23,9 درصد تخمین می زند.  ریاست جمهوری آرژانتین، کریستینا فرناندز کیرچنر نیز مانند همسر متوفی خود و رییس جمهوری پیشین، نستور کیرچنر، متهم به دستکاری در آمار است. 

با سقوط سریع ارزش واحد پول آرژانتین، پزو، و از آن سریع تر از بین رفتن اعتماد مردم به آن، آرژانتینی ها به ارزهای خارجی رو آورده اند ولی بانک مرکزی آرژانتین اخیرا خرید دلار به منظور پس انداز کردن آن را ممنوع کرده. پس انداز دلار راه متداولی برای مقابله با تورم است.  متاسفانه، بازار سیاهی برای عرضه دلار راه افتاده است که طبیعتا نرخ تبدیل دلار در آن بالاتر از نرخ دولتی است.  چنین محدودیت هایی برای خرید ارز خارجی به نقل و انتقالات مالی کسب و کار و صنایعی صدمه می زند که باید بتوانند به قراردادهای تجاری خود عمل کنند. 

ما بر خلاف آرژانتین، راه حلی بالقوه پیش رو داریم تا بتوانیم با بحران پیش رو مقابله کنیم.  ما می توانیم با حل کردن بحران هسته ای تغییری بسیار عمده در وضعیت اقتصادی ایجاد کنیم.  ما در مقطع بسیار حساسی قرار داریم که می تواند برای چندین دهه چشم انداز جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. 

اقتصاد ما هنوز در گرداب ابرتورم افسارگسیخته  فرو نرفته ولی تورم مزمن و بالایی که با آن دست و پنجه نرم می کنیم ما را به این ورطه نزدیک می کند.  بر اساس میگل کیگوئل و نیسان لیویاتن، دو اقتصاددان بانک جهانی، وقتی تورم بالا برود، با کوچکترین شوکی می تواند تعادل و ثبات خود را از دست بدهد و در مسیر ابرتورم بیافتد. 

هر یک از ضربه ها و شوک هایی که ما روزانه مشاهده می کنیم ممکن است باعث این فاجعه شود.  دولت فعالان و تلاشگران دلسوز اقتصاد کشور را به باد انتقاد گرفته که باعث تشویش افکار و بی نظمی می شوند ولی وقتی چیزی وجود دارد که باید از آن بترسیم و نگرانش باشیم و در عین حال می توانیم برای مقابله و رفع آن کاری بکنیم، چاره ای جز بیان آن نداریم. گزینه دیگر چیست؟

اشتراک در Facebookاشتراک در Google Plusاشتراک در Twitterاشتراک در تلگرام

نظرسنجی

به عنوان فعال اقتصادی، از کدام گزینه برای مقابله با فشارهای بین المللی حمایت می کنید؟
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
  • رای: (0%)
جمع رای:
اولین رای:
آخرین رای: